قسمت ماقبل پایانی فصل سوم «Euphoria»؛ جنگ مواد، پول و خیانت به نقطه انفجار رساند
هشدار؛ این مطلب بخش هایی از داستان فصل و قسمت ماقبل آخر را فاش می کند.

قسمت ماقبل پایانی فصل سوم سریال «Euphoria» از شبکه اچبیاو (HBO) با روایتی پرتنش، تاریک و چندلایه، یکی از تکاندهندهترین نقاط عطف کل سریال را رقم زد؛ جایی که نیت جیکوبز، شخصیت جنجالی و کلیدی داستان با بازی جیکوب الوردی، به شکلی غیرمنتظره و هولناک از داستان حذف میشود. در اپیزودی که سم لوینسون بار دیگر سطح درگیریها را به شکل محسوسی بالا برده، جنگ بر سر مواد مخدر، پول و سوءاستفاده از دختران حالا تقریباً همه شخصیتهای اصلی را درگیر کرده و خطوط داستانی مختلف با سرعتی بالا به هم برخورد میکنند. نتیجه این برخورد، اپیزودی است که هم از نظر دراماتیک و هم از منظر شوک روایی، بستر یک فینال انفجاری را برای هفته آینده آماده میکند.
در این قسمت، ماجرا زمانی وارد فاز بحرانی میشود که ناز با بازی جک توپالیان، برای پس گرفتن پولش به در خانه کسی با بازی سیدنی سوئینی میرود. او برای بازپرداخت بدهی یک میلیون دلاری نیت، تنها ۷۲ ساعت فرصت تعیین میکند؛ فرصتی که ظاهراً قرار است میان مرگ تدریجی از تشنگی و نجات احتمالی معلق بماند. اما پیش از آنکه کسی بتواند این بدهی را تسویه کند، سرنوشت به شکل بیرحمانهتری دخالت میکند: نیت، که توسط ناز در زیر یک کارگاه ساختمانی زندهبهگور شده، بر اثر نیش مار جانش را از دست میدهد. این مرگ نهفقط از حیث خشونت تصویری، بلکه از نظر معنای نمادین نیز یکی از سیاهترین پایانبندیهای یک شخصیت در «Euphoria» به حساب میآید.
جیکوب الوردی در ویدیوی پشتصحنه این قسمت، با لحنی صریح و قابل توجه، درباره مرگ شخصیتش گفت: «این یک جور خروجِ جالب است. نیت کسی است که اشتباههای زیادی کرده و انتخابهای تاریک زیادی داشته. جالب است که ببینی همهچیز به همینجا ختم شده است.» این اظهارنظر بهخوبی نشان میدهد که خود بازیگر نیز مرگ نیت را امتداد طبیعی مسیر شخصیتی او میبیند؛ شخصیتی که سالها با خشونت، سلطهگری، دروغ و آسیب به دیگران تعریف شده بود.
خولیو پرز، تدوینگر این قسمت، نیز درباره طراحی صحنه دفن نیت و مرگ او توضیح داد: «شما میخواهید حس تنگنا و خفگی را برجسته کنید. میخواهید از الگویی در تدوین استفاده کنید که مخاطب را در همان فضای بسته و محدود کنار شخصیت قرار دهد.» این توضیح نشان میدهد که مرگ نیت فقط یک شوک داستانی نبوده، بلکه از نظر زبان بصری و ساختار تدوین نیز با هدف القای حس اضطراب، گرفتاری و بیپناهی طراحی شده است.
یکی از جزئیات قابل توجه این اپیزود، نحوه فیلمبرداری صحنه مرگ نیت است. جیکوب الوردی درباره حضورش داخل تابوت گفته که شانههایش به دیوارهها چسبیده بود و امکان حرکت دادن دستهایش را نداشت، اما در عین حال تأکید کرد که «آنجا درواقع خیلی آرامشبخش است.» البته این آرامش تا زمانی ادامه داشته که نوبت به انداختن مار داخل آن فضا رسیده است.
ویدیوی پشتصحنه فاش میکند که برای این صحنه واقعاً از مار استفاده شده، اما نه از یک مار زنگی واقعی در نمای نزدیک با بازیگر. در تولید این سکانس، از یک مار بوآ با یک زنگوله مصنوعی استفاده شده است. با این حال، نماهایی که در آن خزنده به سمت منفذ حرکت میکند، متعلق به یک مار زنگی واقعی است؛ ماری که به شکل جالبی نامش «little b*tch» عنوان شده است.
الوردی درباره تجربه کار با این مار بوآ هم با لحنی طنزآمیز گفت: «خیلی بامزه بود. واقعاً بغلکردنی بود. کنارم مینشست. نه، تجربه خوبی بود، ولی خیلی خوابآلود بود، یک مار خوابآلود. مجبور بودم کمی هولش بدهم تا به طرفم بیاید.» این جزئیات پشتصحنه در کنار فضای هولناک خود صحنه، تضادی جالب میان فرآیند تولید و نتیجه نهایی خلق میکند.
مرگ نیت جیکوبز فقط یک تحول بزرگ در داستان نیست، بلکه بهنوعی پایان یکی از مهمترین نقشهای کارنامه جیکوب الوردی هم هست. او درباره خداحافظی با این شخصیت گفت: «حس شیرین و تلخی دارد. این سریال فقط بخش بزرگی از کارنامه من نبوده، بلکه بخش بزرگی از زندگی من هم بوده است. تجربه فوقالعادهای بود و من خیلی به حضور در آن افتخار میکنم.» با توجه به جایگاه نیت در ساختار داستانی «Euphoria»، حذف او میتواند تعادل قدرت و خشونت در جهان سریال را بهکلی دگرگون کند و مسیر بسیاری از شخصیتها را تغییر دهد.
در ادامه داستان، کسی برای نجات نیت به مدی با بازی الکسا دمی متوسل میشود. مدی نیز برای تأمین سریع پول، سراغ آلامو با بازی آدواله آکینوی آگباجه میرود. اما آلامو برنامههای خودش را دارد و ناز را همانجا میکشد. به این ترتیب، تلاش برای نجات نیت عملاً بینتیجه میماند و همهچیز خیلی دیرتر از آن اتفاق میافتد که فایدهای داشته باشد.
نکته مهمتر این است که رجوع مدی به آلامو یک پیامد خطرناک دیگر هم دارد. او در جریان صحبتهایش در جکوزی، هنگام درخواست کمک، به درگیری رو با بازی زندیا و لکسی با بازی ماد آپاتو اشاره میکند. همین موضوع باعث میشود آلامو نسبت به فعالیتهای رو با اداره مبارزه با مواد مخدر آمریکا مشکوک شود و مسیر داستان وارد فاز خطرناکتری شود. در واقع، تلاش ناموفق برای پول جور کردن، ناخواسته لو رفتن فعالیتهای رو را هم تسریع میکند.
یکی از مهمترین خطوط داستانی این قسمت به رو اختصاص دارد. او پس از آن تجربه روحی و بیداری معنوی در جاشوا تری در پایان قسمت ششم، حالا مصمم شده حقیقت را آشکار کند. رو تلاش میکند درباره همکاریاش با لوری و آلامو و همینطور کمکش به مأموران فدرال حرف بزند. اما وقتی لکسی نهتنها کمک چندانی به او نمیکند، بلکه اساساً حرفش را هم بهطور کامل باور نمیکند، رو سراغ علی با بازی کولمن دومینگو میرود تا از او راهنمایی بگیرد.
این خط داستانی با یک فلشبک آغاز میشود که بار احساسی ویژهای به اپیزود میدهد. قسمت با نگاهی به گذشته علی شروع میشود؛ زمانی که او خودش درگیر اعتیاد بوده، پیش از آنکه پاک شود و به راهنمای دیگران در مسیر ترک تبدیل شود. کولمن دومینگو در همان ویدیوی پشتصحنه درباره این بخش گفت: «فکر کردم خوب بود که کمی از گذشته علی را آشکار کنیم. میبینید که او هم به جاهای تاریک و هولناکی سقوط کرده بوده، چون زیاد درباره کارهایی که کرده حرف میزند. حالا ما میتوانیم آن را ببینیم… میدانیم که او تغییر کرده و حالا مأموریت تازهای دارد؛ اینکه رو را هدایت کند و کمک کند به یک زن جوان سالم تبدیل شود.»
در فلشبک مربوط به گذشته علی، ناتاشا لیون نیز حضور دارد؛ او نقش یک زن معتاد و کارگر جنسی را بازی میکند که علی در دوران مصرف سراغش میرود. دومینگو درباره همکاری با او گفت: «ما یک صحنه وحشیانه را با هم داریم؛ صحنهای که فقط با ناتاشا میتوانستم انجامش بدهم.» این حضور کوتاه اما مؤثر، نهفقط به عمقبخشی به گذشته علی کمک میکند، بلکه فضای اخلاقی و تلخ جهان «Euphoria» را نیز پررنگتر میسازد.
در زمان حال، علی از رو میخواهد باقی برنامهاش را اجرا نکند. نقشه رو این است که دوباره نزد آلامو برگردد و سپس به لوری برسد، در حالی که نقش یک مأمور دوجانبه را بازی میکند و تلاش دارد هر دو طرف را مستقیماً به دام اداره مبارزه با مواد مخدر آمریکا بیندازد. اما حالا به نظر میرسد هر دو سوی این بازی خطرناک به فعالیتهای او مشکوک شدهاند. همین موضوع، مأموریت رو را به مسیری تقریباً مرگبار تبدیل کرده و باعث شده تنش داستان در آستانه قسمت پایانی به اوج خود برسد.
به نظر میرسد قسمت پایانی یکشنبه آینده، چیزهای بسیار بیشتری در چنته دارد، چراکه این اپیزود با یک تعلیق جدی به پایان میرسد. فی با بازی کلویی چری، پس از آنکه وین با بازی توبی والاس او را عصبانی میکند و رو را به مرگ تهدید میکند، ظاهراً برای لحظاتی دچار تغییر موضع میشود. او پیشنهاد میدهد سرانجام به رو کمک کند تا پول داخل گاوصندوق وین را بدزدد و پیش از آنکه مجبور شوند صبح روز بعد معامله را انجام دهند، فرار کنند.
اما وقتی گاوصندوق باز میشود، آنچه پیدا میکنند نه پول، بلکه دهها کارت شناسایی متعلق به زنان جوانی است که رو هیچکدام از آنها را نمیشناسد. این کشف ناگهانی، لایهای بسیار تاریکتر به شخصیت وین و ماجراهای پشتپرده اضافه میکند. فی با وحشت از رو میخواهد همهچیز را سر جایش بگذارد و فراموشش کند، اما وقتی رو به حرفش گوش نمیدهد، فی فریاد میزند تا وین را بیدار کند. این لحظه پایانی، بینندگان را با وعده تهدیدی تازه و بحرانی دیگر در آستانه قسمت نهایی تنها میگذارد.





