ما هم مردمی هستیم!

در باب ضرورتهای مدیریت دولتی برای برگزاری فجر۳۹
مهدی سجادهچی
دیر شدن قرار، یک تجربه عمومی و دو طرفه است. همه آدمها گاه دیر به قراری رسیده و یا معطل فرد یا افراد دیرکرده ماندهاند.
تقریبا در تمامی موارد کسی که دیگران را معطل کرده دلائلی را مطرح میکند که ترافیک پیشپا افتادهترین آنهاست. خرابی ماشین و دیر آمدن آژانس/اسنپ هم بهانه رایجیست. اگر فرد دیرکرده آدمی باشد که تاثیر عاطفی صداقتنمایی را بداند، گاه اعتراف میکند که خواب مانده یا قرار را فراموش کرده. ولی گاه دلایل (بهانههای) تاخیر پیچیده و بیرحمتر هستند. مانند بیماری و تصادف نزدیکان و خویشان، و از همه ترسناکتر معمولا مرگ عمه است. البته دیرکردهها به ندرت راضی میشوند به خاطر چند دقیقه تاخیری که داشتهاند، عمه خود را در پیشگاه دیگران قربانی کنند. ولی در میان ما کیست که دستکم یکبار عمه خود را قربانی نکرده یا شاهد قربانی شدن عمه دیگران نبوده باشد.
به طور طبیعی «دیرشدهها» بابت این توضیحات از دیرکرده تشکر میکنند و جلسه آغاز میشود. اما عمدتا یک نکته اساسی در این میان مففول میماند؛ اینکه “بله حتما و به شکل معقول و منطقی، هر تاخیری دلیل دارد و محال است کسی بدون دلیل تاخیر کند. ولی اقامه دلیل، هرگز مشکل اصلی و اولیه موضوع که همان تاخیر و معطل شدن دیگران است را حل نمیکند.”
این مثال ساده را به دلیل گفتههای مکرر برگزارکنندگان جشنواره فجر امسال آوردم که مرتبا دارند به افکار عمومی توضیح میدهند که برگزاری جشنواره چه دلائلی و ضرورتهایی داشته است.
اگر فرض کنیم که برگزاری فیزیکی جشنواره امسال حتما کار غلطی بوده، دیگر، «از ترافیک تا مرگ عمه»،همه توضیحات بیفایده و بیارزش خواهند بود.
به داستان تاخیر بازمیگردیم؛ انصافا تنها دلیل اخلاقی تاخیر، ابراز شجاعانه این مطلب است که ‘وقت دیگران اصولا به هیچ طرف ما نیست. ’احتمالا اگر کسی این موضوع را دلیل تاخیر خود اعلام کند با واکنش دوستانه و شوقآلودی روبرو نخواهد شد اما در عوض آن لحظه،زمان پیروزی اخلاق و درستکاریست.
حال چنانچه برگزارکنندگان جشنواره از روز نخست به جای ردیف کردن محسنات و وجوب برگزاری حرف اصلی را میزدند،قطعا نه این همه نقد میگرفتند و نه اینهمه موضع برای پاسخ.
تصور میکنم دلیل اصلی این بود که ”اهالی محترم سینما! تصمیمِ برگزاری یا عدم برگزاری فیزیکی جشنواره در حوزه صلاحیت و اقتدار ما نیست؛ و چون از جایی دیگر، اصرار به برگزاری هست و اراده ما نیز محلی از اعراب ندارد بیایید دستبهدست هم دهیم و به سالمترین شکل ممکن این خطر محدق را پشت سر بگذاریم.”
حیف که این اتفاق نیفتاد و خدا میداند که معمولا کسانی که برای رفع و رجوع مشکلی، تلاش میکنند آن را عقلانی جلوه دهند به تدریج و در یک مکانیسم ساده ذهنی، حرفهای خود را باور هم میکنند و در روندی غیراخلاقی، منتقدین بدل به “افرادی خاص با نیاتی خاص” میشوند.
حالا که تقربیا تمام شد و کار نادرست عملی شد ولی انصافا مدام برای منتقدین خود وجوهی اهریمنی نتراشید.
«ما هم مردمی هستیم.»






