«ماموریت غیرممکن – انتقام نهایی»: پایان عصر طلایی اکشن با درخشش تام کروز و کارگردانی کریستوفر مککواری

«ماموریت غیرممکن – انتقام نهایی» در فستیوال کن اکران و با هفت دقیقه تشویق ایستاده مواجه شد؛ اما در ادامه نگاهی به این اثر مهیج خواهیم داشت …
در اواخر قرن بیستم، وقتی ایده ساخت فیلمی بر اساس سریال موفق «ماموریت غیرممکن» (Mission: Impossible) که از سال ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۳ پخش میشد، مطرح شد، به نظر میرسید این فقط یک تلاش بیروح از سوی استودیوها برای بهرهبرداری از حق مالکیت معنوی باشد. این نوع نگرش، منجر به تولید فیلم «سنت» (The Saint) در سال ۱۹۹۷ شد که اکنون به عنوان یک فیلم «قابل تماشا» و نه بیشتر، در سایت راتن تومیتوز توصیف میشود. مشکلات تولید نسخه اولیه «ماموریت غیرممکن» به حدی معروف است که فیلم بدون فیلمنامهای که همه بر سر آن توافق داشته باشند، وارد مرحله تولید شد. جالب است که تام کروز در آن زمان بازیگری مطرح بود، نه صرفاً بازیگری در بازسازیهای تلویزیونی کمارزش آمریکایی.
اکنون، سی سال بعد، تام کروز به بزرگترین ستاره هالیوود تبدیل شده و مجموعه «ماموریت غیرممکن» سه بار رکورد سریال اصلی را که هفت سال پیاپی پخش میشد، شکسته است. شخصیت او، ایتن هانت، نماینده اصلی این مجموعه است، هرچند در سریال اصلی چنین شخصیتی وجود نداشت. در عین حال، دوران طلایی فیلمهای اکشن به سرعت در حال پایان است.
موفقیت «ماموریت غیرممکن» به راحتی قابل توضیح نیست، اما یکی از عواملی که برایان دی پالما در فیلم اول به آن توجه کرد، استفاده از سبک تصویری بود که بر حسهای قوی تأکید داشت. این توجه به تصویر در فیلمهای بعدی نوسان داشت و داستان در برخی از آنها، به ویژه در آثار برد برد (فیلم سوم) و جی. جی. آبرامز (فیلم چهارم)، به قدری پیچیده و پر از توضیحات شد که زمان زیادی صرف طرح داستان گردید. این در حالی است که در فیلم اول، داستان به سادگی و با جمله کوتاه «این ماموریت سختی نیست، آقای هانت» در سطحی حداقلی بود.
اگر کریستوفر مککواری بعد از این چهار فیلم وارد پروژه نمیشد، معلوم نبود قسمت هشتم این مجموعه تا این حد مورد توجه قرار میگرفت یا نه. با این حال، «حساب نهایی» (The Final Reckoning) به عنوان یک اثر مستقل نیز خوب عمل کرده و ارجاعات و شوخیهای درونمتنی زیادی دارد که نیازمند آشنایی با کل مجموعه است. اما داستان به خوبی کنار هم قرار میگیرد و وقتی فیلم به اوج خود میرسد، نکات منفی فراموش میشوند.
فضای فیلم به وضوح تاریک و ناامیدکننده است. شخصیت شرور هوش مصنوعی به نام «اینتیتی» (Entity) هنوز در تلاش است تا کنترل قدرتهای هستهای جهان را به دست گیرد و خود را برای آخرالزمان آماده کند. او پیامهایش را با لحنی جدی ارسال میکند و اعلام میکند: «جهان در حال تغییر است، حقیقت ناپدید میشود… جنگ در راه است!» برخی افراد از این وضعیت خوشحالند و «اینتیتی» توسط فرقهای آخرالزمانی حمایت میشود که به طرز عجیبی وارد دولت آمریکا شده و آشوب به پا کرده است.
جهان به ایتن هانت نیاز دارد، اما او — تعجب نکنید — دوباره سرکش شده است. به قدری سرکش که رئیسجمهور (با بازی آنجلا باست) مجبور میشود با او تماس بگیرد: «به هیچ کس دیگر پاسخ نمیدهد.» و او برای متقاعد کردنش میگوید: «اگرچه هیچگاه از دستورات پیروی نمیکنی، ولی هرگز ما را ناامید نکردی.» اما ایتن وقتی برای تعریف و تمجید ندارد؛ جهان در آستانه نابودی است و این موضوع از موسیقی پرتنش و هیجانانگیز فیلم به خوبی حس میشود.
در صحنههایی که طولانیتر از حد لازم هستند، ایتن به دنبال گابریل (اسایی مورالس) میگردد، دستیار فریبکار «اینتیتی» که قصد دارد کنترل کامل آن را به دست گیرد. تنها راه متوقف کردن «اینتیتی» پیدا کردن کد منبع برنامه است که اکنون در اعماق اقیانوس، در زیردریایی روسی سواستوپول قرار دارد. گابریل به آرامی و با صبوری به این نکته آگاه است که کلید صلیبی دومی در دست ایتن است و میخواهد اجازه دهد آمریکاییها کار سخت را انجام دهند و سپس کد منبع را بدزدند. آمریکاییها هم زمان کمی دارند، زیرا ساعت دِفکان در حال شمارش معکوس است و فقط ۷۲ ساعت تا نابودی باقی مانده است.
جستجو برای چیزی مبهم مانند کد منبع، برای شکست دادن یک شخصیت شرور هوش مصنوعی، میتواند خستهکننده باشد، اما لحن جدی و پر از هشدار فیلم مککواری ما را به خوبی سرگرم نگه میدارد و به عواقب جدی اشاره میکند. تهدید از دست دادن یک عزیز بارها برای شکنجه ایتن استفاده میشود و صحنه مبارزهای خلاقانه در اوایل فیلم، تماشاگران را به این نتیجه میرساند که چنین اتفاقاتی ممکن است رخ دهد.
مرگ کلیدی در فیلم رخ میدهد، اما بدیهی است که نمیتوانیم بیشتر درباره آن صحبت کنیم. با این حال، «حساب نهایی» به اندازهای که تبلیغ شده، پایان نهایی نیست. به نوعی میتوان گفت این خبری جعلی است و شاید تنها ناامیدی بزرگ این فیلم این باشد که مککواری و نویسنده فیلمنامه اریک جندرسن به موضوع داستان و نگرانیهایشان درباره تغییر حقیقت توسط هوش مصنوعی به طور عمیق نپرداختهاند. ایتن در اوایل فیلم میپرسد: «مطمئنی واقعاً من هستم؟» که اشاره به دنیایی پر از آینههای اعوجاجی دارد، جایی که جاسوسها ماسکهای پلاستیکی را یکی پس از دیگری از صورت همدیگر برمیدارند. اما متأسفانه داستان به طور مستقیم پیش میرود.
بعد از ۹۰ دقیقه، شامل بخشی از زمان که با سازمان IMF در قطب شمال میگذرد، این اثر فیلمیست که واقعاً ارزش پرداخت هزینه برای تماشایش را دارد؛ فیلمی با اکشنهایی که حتی سختپسندترین تماشاگران هم تا به حال ندیدهاند. اولین اکشن روی زیردریایی سواستوپول است که در آستانه نابودی زیر آب میباشد. دومین تعقیب و گریز در آسمان رخ میدهد، که آنقدر نفسگیر است که تمام خستگیهای داستان را فراموش میکنید.
مککواری به خوبی نشان میدهد که نیروهای ماموریت غیرممکن، گروهی متحد و یکدل هستند. اما با وجود اینکه اعضای خاصی مانند بنجی دان (سایمون پگ) لحظات خوبی دارند، نکته اصلی داستان ایثار ایتن هانت است که به خاطر چند بازنویسی هوشمندانه، مسئولیت بیشتری دارد و باید اوضاع را درست کند.
چطور این کار را میکند؟ آخرین حضور دنیل کریگ در نقش باند استاندارد بالایی گذاشت، اما «حساب نهایی» راهی کمتر معمول برای رستگاری ایتن انتخاب کرده و به جای تمرکز بر عشق، بیشتر به بار سنگین قهرمان بودن میپردازد؛ موضوعی که یادآور فیلمهای جدی «خدای تنها» ساخته پل شرادر است. نشانههایی از تمهای مذهبی در فیلم دیده میشود، اما خیلی به آن پرداخته نمیشود. در یک صحنه به کروز گفته میشود که او «برگزیده» است و گابریل «طرد شده» است.
اما سوال مهمتر این است: آیا واقعاً این پایان است؟ قطعاً این پایان است و داستان هفت فیلم را با شکوه تمام جمعبندی میکند، اما در عین حال، راه را برای ادامه باز میگذارد. حالا که کروز به میانههای دهه شصت زندگیاش رسیده، تصور اینکه بتواند همچنان صحنههای پرخطر را اجرا کند سخت است، اما باز گذاشتن در، برای ادامه، چالشی است که هرکسی میتواند آن را بپذیرد.
عنوان: ماموریت غیرممکن – حساب نهایی
جشنواره: کن (خارج از مسابقه)
کارگردان: کریستوفر مککواری
نویسندگان: کریستوفر مککواری، اریک جندرسن
بازیگران: تام کروز، اسایی مورالس، هِیلی اتول، سایمون پگ، وینگ ریمز، آنجلا باست
توزیعکننده: پارامونت
مدت زمان: ۲ ساعت و ۴۹ دقیقه




