نقد و بررسی فیلم The Peasants (دهقانان)

فیلمسازان «وینسنت دوست داشتنی» با یک پرتره رنگارنگ با رنگ روغن درباره زندگی در روستاهای قرن نوزدهم لهستان، بازمیگردند.
پنج سال پس از کسب نامزدی اسکار برای فیلم وینسنت دوست داشتنی، که حول محور کارهای ونسان ون گوگ می چرخید، کارگردانان دی کی ولچمن و هیو یک انیمیشن واقعاً تأثیرگذار دیگر را ارائه کردند. دهقانان، بر اساس رمانی درباره زندگی ای در دهکدهی کشاورزان لهستانی در اوایل قرن نوزدهم ست. دهقانان، نقاشیهای رنگ روغن (تقریباً ۴۰۰۰۰ مورد) را با فیلمهای لایو اکشن بازیگران ترکیب میکند تا به درامی پویا و همهجانبه تبدیل شود که لذتها و دردهای گذشته را به زندگی پرشور میآورد.
یک درام پویا و همه جانبه که لذت ها و دردهای گذشته را به زندگی شگفت انگیز می آورد
درحالیکه ولچمن ها به راحتی می توانستند ادامه این سری را به نقاش مشهور دیگری اختصاص دهند، در عوض تصمیم جسورانه ای گرفتند که از رمان ۱۰۰۰ صفحه ای نویسنده لهستانی ولادیسلاو ریمونت که بین سالهای ۱۹۰۴ تا ۱۹۰۹ نوشته شده بود، اقتباس کنند. (ریمونت در سال ۱۹۲۴ جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد.)

در حالیکه عدم شناخت گستردهتر توسط مردم ممکن است یک چالش تجاری باشد، موفقیت وینسنت دوست داشتنی، و جلوههای بصری باورنکردنی این فیلم، بدون ذکر شفاهی مثبت پس از اکران در تورنتو و بعد از آن در جشنواره فیلم لندن، ممکن است به خوبی نشان دهد که یک دستور العمل قوی برای بازی در سطحی گسترده تر است. در حالی که منبع ممکن است برای افراد خارج از لهستان مبهم باشد، داستان اصلی آن – محکومیت و مجازاتی که توسط یک جامعه مردسالار انجام می شود – یک داستان جهانی به قدمت زمان است.
دهقانان با فشرده سازی رمان اصلی چهار قسمتی، بر شخصیت جاگنا (کامیلا اورزدووسکا)، زن جوان زیبایی که در دهکدهای کوچک لهستانی قرن نوزدهمی زندگی میکند، تمرکز میکند. او با اراده ی قوی و روحی آزاده تمایلی به سکون و رفتار عادی زنان جامعه ندارد. حتی اگر او چشم هر مردی را برای مایل ها در اطراف خود جلب کرده باشد. دهقانان با الهام از جنبش خلاق لهستان جوان که رمان نویس ریمونت به آن تعلق داشت، از هنرمندان همان دوره استفاده می کند. بیش از ۳۰ سال، از جمله میکال گورستکین-ویویورسکی، فردیناند روسچیچ و به ویژه، ژوزف چلمونسکی رئالیست. سازندگان فیلم با همکاری پیوتر دومیناک، سرپرست نقاشی روی وینسنت دوست داشتنی، پالت شگفت انگیزی خلق کرده اند که از محدوده تقریباً عکاسی رئالیسم تا اکسپرسیونیسم قلم مو، رنگهای زنده تا طرحهای تک رنگ با مداد، بسته به احساسات صحنه و زمان سال، متغیر است.

چرخه عمل در طول فصول، از اعماق زمستان تا ارتفاعات خشکسالی تابستان است. با این حال، این یک قطعه ثابت برای مشاهده و تحسین نیست، بلکه داستانی سریع از عشق، شهوت و انتقام است، به لطف ویرایش روان از دی کی ولچمن، پاتریسیا پیروگ و میکی وسل و اجراهایی که در برابر انیمیشن خیره کننده خود را نشان می دهند. استقلال جگنا او را به طور فزاینده ای در تضاد با بقیه روستا قرار می دهد. زنان حسود شایعات می کنند، او را فاحشه خطاب میکنند، در حالی که مردان سعی میکنند او را در بستر بخوابانند. جگنا که مجبور به ازدواج با اولین کشاورز محلی مسن بورینا (میروسلاو باکا) شده است، تنها خوشبختی جاگنا به آثار هنری بریده شده از کاغذ است که او خلق میکند (پرندگان در حال پرواز یک موضوع معمولی در آنجا و در طول فیلم هستند) و رابطه پرشور او با پسر متأهل بورینا، آنتک (رابرت گولاچیک)، که در یک اختلاف شدید با پدرش در مورد مالکیت زمین گرفتار شده است. اولین تلاش جاگنا و آنتک یک لحظه شدید و وابسته به عشق شهوانی است، دوربین با آنها حرکت می کند، مواد شیمیایی در صفحه نمایش وارد می شود و این دوربین مسحور کننده در جاهای دیگر نیز با تأثیرات عالی به کار می رود. به ویژه در مراسم عروسی جاگنا و بورینا، جایی که رقصنده ها با موسیقی زیادی به صورت دیوانه وار می چرخند. (بازسازی لوکاس “LUC”روستکوفسکی رپر لهستانی از آهنگهای فولکلور که یکی از نکات برجسته فیلم است که بهطور ماهرانه استفاده شده است.) در این سکانس طولانی، انرژی شادیآور به زودی به چیزی خطرناکتر و تاریکتر تبدیل می شود، و زمینه را برای حسادتها و خیانتهای ویرانگر بعدی فراهم میکند – با جگنا که بیشترین مجازات را برای- به اصطلاح تخلفات متحمل میشود. سفر جاگنا به عنوان یک زن برکنار شده که به دلیل مغایرتش با دیگران، بهدلیل عدم تمایلش به بکسل کردن کورکورانه خط مردسالارانه، بارها روی پرده دیده میشود، در همه چیز، از میلدرد پیرس و داستان ندیمه گرفته تا نامه قرمز (که این فیلم موضوع اصلی تکراری خود را با نامه ی قرمز به اشتراک می گذارد، اینجا سرکشی جاگنا را با لباس قرمز و کش موی را به نمایش میگذارد).
اغلب تماشای آن دشوار است که جاگنا بیش از یک بار مورد تجاوز جنسی قرار میگیرد، اما این جنبهها با احترام و با حساسیت پیگیری میشوند. یکی از قدرتمندترین لحظات فیلم این است که زنان روستا یک آهنگ فولکلور غم انگیز را برای جگنا میخوانند که یادآور صحنهی مشابهی از غم و اندوه جمعی زنان در فیلم میانسالی اثر آری آستر ست (همانطور که روسری گلدار رنگارنگ جاگنا است)، لحظه ای محسوس از خواهری، اما همچنان مایه سرافکندگی است. این زنان میدانند که سرنوشت جگنا “همان از دست دادن کامل استقلال” بر دوش همه آنهاست.
کارگردان: دی کی ولچمن، هیو ولچمن
کشور تولید کننده: لهستان / صربستان / لیتوانی
محصول سال : ۲۰۲۳
مدت فیلم: ۱۱۴ دقیقه
تیزر فیلم را از این لینک یا در زیر تماشا کنید:





