دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسینقد و بررسی فیلم

نقد و بررسی فیلم «زندگی دوم»؛ فیلمی شگفت‌انگیز با بازی آکنده از زندگی آگات روسل

فیلم «زندگی دوم» (A Second Life) به کارگردانی لوران سلاما (Laurent Slama)، فیلمبردار و کارگردان فرانسوی، سومین اثر بلند اوست که در جشنواره بین‌المللی فیلم کارلووی واری به نمایش درآمد و با بازی درخشان آگات روسل، ستاره فیلم برنده نخل طلای «Titane»، تماشاگران را به قلب پاریسی پرهیاهو و آشفته می‌برد. این فیلم، در حالی که المپیک تابستانی ۲۰۲۴ آغاز شده، داستان زنی جوان را روایت می‌کند که در تلاش برای پیدا کردن شغلی ثابت و کسب اقامت کاری است.

لوران سلاما با این فیلم، از اشتباهات گذشته خود درس گرفته و اثری به مراتب پخته‌تر نسبت به فیلم قبلی‌اش «Paris Is Us» ارائه می‌کند؛ فیلمی که با نام مستعار الیزابت ووگلر ساخته بود. هر دو فیلم از لحاظ سبک و مضمون شباهت‌هایی دارند: دنبال کردن یک زن جوان در پاریس و استفاده از لوکیشن‌های واقعی و مردم عادی، البته بدون مجوز رسمی از شهر. با این حال، «زندگی دوم» به واسطه بازی متقاعدکننده آگات روسل و ساختار منسجم‌تر، به وضوح گامی رو به جلو در کارنامه سلاما است.

سلاما فیلم خود را در بطن شهری شلوغ و پر از گردشگر، هوادار، جشن‌گیرنده و حضور پررنگ نیروهای پلیس فیلمبرداری و تدوین می‌کند. المپیک تابستانی، که قهرمان زن داستان آن را با لفظی تند و تحقیرآمیز «بازی‌های لعنتی» خطاب می‌کند، هم پس‌زمینه و هم عامل محرک روایت است. الیزابت (با بازی آگات روسل)، به عنوان یک شهروند فرانسوی-آمریکایی، در یک شرکت خدماتی ویژه اجاره آپارتمان‌های لوکس کار می‌کند و باید با مشتریان پرتوقعی سر و کله بزند. او تنها دو روز فرصت دارد تا با دریافت امتیاز بالای مشتریان، هم شغل ثابت و هم ویزای کاری خود را حفظ کند.

جالب آن‌که سلاما با ایجاد پیچیدگی‌هایی در هویت الیزابت، به سؤال‌هایی درباره ملیت و انگیزه‌های او پاسخ می‌دهد: او فرزند والدینی فرانسوی-آلمانی است، بخشی از عمرش را در آمریکا گذرانده و اکنون با هویتی دوگانه، در تلاش است جایی برای خود در پاریس پیدا کند. الیزابت همچنین دچار نوعی اختلال شنوایی است و باید از سمعک استفاده کند؛ همین ویژگی به کارگردان اجازه می‌دهد با طراحی صدای فیلم بازی کند و حس سردرگمی و بیگانگی را به تماشاگر منتقل کند.

الیزابت شخصیتی بی‌پروا، تندخو و اغلب ناسازگار است که شاید در نگاه اول نمونه‌ای از پاریسی‌های تیپیک به نظر برسد؛ کسی که حتی برای لبخند زدن یا خوش و بش ساده تمایلی ندارد و باید با مشتریان ثروتمندی که خانه‌های گران‌قیمت اجاره می‌کنند، سر و کله بزند. فیلم در بخش‌های ابتدایی، با دوربین پرجنب‌وجوش و سیال، او را از خانه‌ای به خانه دیگر دنبال می‌کند؛ صحنه‌هایی که یادآور فیلم «A Single Girl» (دختری تنها) ساخته بنوا ژاکو است.

در همان آغاز فیلم، الیزابت که به تازگی از یک رابطه عاطفی سخت بیرون آمده، حتی به فکر خودکشی می‌افتد. او به هیچ وجه اهل معاشرت و شوخی نیست تا اینکه با مشتری غیرعادی و سرزنده‌ای به نام الیجا (با بازی الکس لاوتر – Alex Lawther از سریال Andor) روبه‌رو می‌شود. برخلاف انتظار، این برخورد به فاجعه ختم نمی‌شود؛ بلکه به مرور شاهد شکل‌گیری دوستی‌ای متفاوت میان دو جوان هستیم که هر دو به نوعی از تنهایی، افسردگی و نیاز به ارتباط رنج می‌برند.

یکی از ویژگی‌های شاخص «زندگی دوم»، سبک فیلمبرداری و روایت بداهه و مستندگونه آن است. در بسیاری از صحنه‌ها، بازیگران چنان طبیعی رفتار می‌کنند که گویی خودشان هستند و اطرافیان حتی نمی‌دانند فیلمی در حال ساخت است (در برخی سکانس‌ها رهگذران مستقیماً به دوربین نگاه می‌کنند). این حس بداهگی، کاملاً با داستان نسل جوانی که با مشکلات روحی، افسردگی یا حملات پانیک دست و پنجه نرم می‌کند، هم‌خوانی دارد.

الیجا که برای کار با ورزشکاران حرفه‌ای به پاریس آمده، مهارتی ویژه در هیپنوتیزم دارد و در یکی از بهترین سکانس‌های فیلم، موفق می‌شود در پارک بوت شومون الیزابت را آرام کند و پیوندی انسانی میان آن دو شکل بگیرد. این لحظات، هرچند گاه کمی احساساتی و حتی سانتی‌مانتال می‌شوند، اما با هوشمندی کارگردان و بازی کنترل‌شده بازیگران، از سقوط به دام کلیشه‌ها نجات پیدا می‌کنند.

سلاما از پاریس نه صرفاً به عنوان پس‌زمینه، بلکه به عنوان شخصیت سوم فیلم استفاده می‌کند؛ شهری که با همه زیبایی‌ها و شلوغی‌هایش، گاه بی‌رحم و طردکننده است و گاه ناگهان آغوشش را باز می‌کند. فیلم با نمایش تابلوهای مشهور «نیلوفرهای آبی» کلود مونه و باغ‌های گیورنی، به کلیشه‌های توریستی پاریس طعنه می‌زند اما در نهایت معنایی عمیق‌تر از مقاومت و امید را از دل هنر بیرون می‌کشد؛ همان‌طور که مونه با وجود نابینایی، شاهکار خلق می‌کند.

«زندگی دوم» فیلمی کوتاه، موجز، اما تأثیرگذار است که با تکیه بر بازی خارق‌العاده آگات روسل و حضور مکمل عالی الکس لاوتر، شخصیتی کاملاً معاصر از زن جوان امروزی را ترسیم می‌کند؛ زنی که برای استقلال و هویت خود در جامعه‌ای سرد و بی‌رحم می‌جنگد اما حاضر نیست برای رسیدن به موفقیت، اصول خود را زیر پا بگذارد. سلاما با تمرکز هوشمندانه دوربینش روی قهرمان قصه، فرایند نفس‌گیر جا افتادن در شهری زیبا اما بیگانه را به تصویر می‌کشد تا لحظه‌ای که شاید بالاخره، این شهر به روی او لبخند بزند.

در نهایت، «زندگی دوم» فیلمی است که نه به تکرار کلیشه‌های پاریس‌محور می‌افتد و نه اسیر سانتی‌مانتالیسم بیش از حد می‌شود؛ بلکه با نگاهی انسانی، صادقانه و بی‌واسطه، قصه نسلی را روایت می‌کند که در جستجوی معنا، هویت و ارتباط انسانی، در تلاطم شهر و زمانه، راه خود را پیدا می‌کند. این فیلم را می‌توان یکی از آثار شاخص سینمای معاصر فرانسه دانست که ارزش تماشا و تأمل دارد.

جمع بندی

امتیاز - ۷٫۳

۷٫۳

خوب

فیلم «زندگی دوم» (A Second Life) به کارگردانی لوران سلاما، سومین اثر بلند این کارگردان فرانسوی است که در جشنواره بین‌المللی فیلم کارلووی واری به نمایش درآمد و با بازی آگات روسل، داستان زنی جوان را روایت می‌کند که در تلاش برای یافتن شغل ثابت و کسب اقامت کاری در پاریس است. این فیلم با تأکید بر هویت دوگانه الیزابت، شخصیت اصلی، به چالش‌های روحی و اجتماعی نسل جوان می‌پردازد و از سبک فیلمبرداری مستندگونه و بداهه استفاده می‌کند. الیزابت که از یک رابطه عاطفی سخت بیرون آمده، با مردی به نام الیجا آشنا می‌شود و این دوستی به تدریج به پیوندی انسانی بدل می‌شود. فیلم به زیبایی تضادهای شهر پاریس را به نمایش می‌گذارد و با نگاهی انسانی و صادقانه، داستان نسلی را روایت می‌کند که در جستجوی هویت و معنا در دنیای سرد و بی‌رحم امروز است. «زندگی دوم» با بازی‌های درخشان و داستان جذابش، به عنوان یکی از آثار شاخص سینمای معاصر فرانسه، ارزش تماشا و تأمل دارد.

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا