وضعیت آشفته سریال های ترکی این فصل

نگاهی انتقادی به فصل اخیر سریال های ترکی؛ دنیاهای آشفته، مملو از خشم و ضربه زدن و بدی و بدی و بدی …
سریالهای که به آنها میخندیدیم، خوش می گذراندیم و با هم شوخی می کردیم. مدتها مثل کاظم آقا «بیلسییننن» می گفتیم، فاتح را بدون انجام عملیاش، سیلی می زدیم و هر بار که سعدی افندی می گفت « بخشایش و مهربانی» از چهره مرموز فرقه ها متحیر می شدیم. حالا بیایید کمی استراحت کنیم و ببینیم چه اتفاقی میافتد؟
شر کوچکتر؛ به معنای کمترین بدی از چندین چیز بد، به عبارتی بهترین از میان بدترین. می توان گفت آسیب شدیدتر با آسیب کمتر مقایسه می شود و به اصطلاح حق انتخاب اعمال می شود. به اصطلاح می گویم «چون چاره دیگری» نداریم. یا کتک خورده ایم یا شوهری را پذیرفته ایم که با نامادری اش در ارتباط است اما حداقل ما را کتک نمی زند. ما از دست یک فرد سمی فرار کردیم و آرامش را در یک روان پریش وسواسی یافتیم. در حالی که می شد بحث تحصیل دختران را مطرح کرد، ناگهان بحثهای محافظهکارانه مطرح شد. چطور؟ زیرا طبق معمول، همیشه به دنیای مردان غیرعادی و آراسته، به همان الگوهای تکراری کشیده می شویم.
اخیراً در مقابل دروغگویی گیرای، عاشق فاتح شده ایم. هنگامی که بُعدِ بیمار سینان آشکار شد، فریت به شریک ایدهآلی تبدیل شد. به نظر سعدی افندی هادی محققی باشد، وقتیکه گروهشان با جبرِ وحید تبدیل به دست نشانده عوامل بیرونی می شود…

اونی که میاد انقدر بد هست که تو به اونی که رفته شبیهنر میشوی. اینها چه نوع انتخاب هایی هستند، واقعا چرا؟ این الگوی تولیدکنندگان فصل جاری سریالهای ترکی در واقع مصداق «طرف رو به مرگ میگیرن تا به تب راضی بشه» است. حالا اعصاب مخاطب را هدف قرار میدهند. روزی نمیگذرد که خبرهای تلخ را نشنویمُ حتی جنایت هم تغییر ماهیت داده. نحوه وقوع رویدادهای جنایی به سمت افراط در حال تغییر است.
این اغراق نیست. چر بر سریال های تلویزیونی ترکیه آمده؟ در واقع این تولیدات آینه اجتماعی است، ما به آنچه هستیم نگاه می کنیم، اما چه زمانی باید پا روی پدال ترمز گذاشت؟ آیا نمیتوان کسانی که روابط سالم دارند، درگیری دارند اما بدخواه هم نیستند یا زوج ها را بدون ضربه زدن، فروختن، فریاد زدن یا غلتیدن در مارپیچ شکست های عصبی و دروغ، وارد دنیای فیلمنامه و سریالها کرد؟؛ به نظر کمی باید در این مورد فکر شود.
در حالی که قتل زنان، جوانان مفقود شده، کودکان آزاری و آسیب به حیوانات بخشی از واقعیتهای در جریان ترکیه است، اما آیا نمی توان با سریال های مختلف حال و هوای جامعه را تغییر داد؟ در حالی که به نظر همه چیز از کنترل خارج می شود، بهترین کار، نوشتن و کارگردانی است. چطور است که کمی این گزینه را امتحان کنند؟
درحالیکه همه خبرنگاران تمرکزشان روی بازیگران ترکیه است، چرا سمت میکرفون رسانهها به سوی کارگردانان و فیلمنامه نویسان برنمیگردد؟ و از آنهاسئوال نمیشود که چرا چیزی ایده آل تر (حداقل برای تلویزیون) نمیسازند تا مخاطب تماشا کند؟






اما باید بپذیریم سریال های ترکیه سراسر جهان پرفروش و پربیننده ست چون ما انسان ها ابتذال دوست داریم ما فارغ از هر نژاد و ملیتی این مدل زندگی ها میپسندیم