دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
چهره هاسرگرمیمجله فرا

وقتی ممی فیش با یک «شاهزاده» میمون، جامعه عصر طلایی را شوکه کرد

از مهمانی‌های شیک نیوپورت تا یکی از جسورانه‌ترین شوخی‌های تاریخ اشراف‌زادگان آمریکایی

تابستان ۱۹۰۲، خبر آمد که «شاهزاده دل دراگو» به نیوپورت می‌آید و موجی از هیجان در میان ثروتمندان و اشراف این شهر ساحلی جزیره رود آیلند به راه افتاد. میزبان چه کسی بود؟ ممی فیش (Mrs. Stuyvesant Fish)، بانوی بانفوذ و بی‌پروا که به‌عنوان یکی از چهره‌های تعیین‌کننده سلیقه و تفریح در جامعه عصر طلایی شناخته می‌شد. او دعوت‌نامه‌هایی برای برترین خانواده‌های نیوپورت فرستاده بود و همه منتظر بودند تا شاهزاده‌ی اهل کورسیکا را ملاقات کنند.

در آن زمان، برای بسیاری از خانواده‌های میلیاردر آمریکایی، وصلت با اشراف اروپایی نهایت پرستیژ بود؛ هرچند پدربزرگ‌هایشان زمانی علیه پادشاهان جنگیده بودند، حالا دخترانشان با اشتیاق به ازدواج با دوک‌ها و پرنس‌ها فکر می‌کردند.

وعده‌ی دیدار با یک نجیب‌زاده… و یک شوک بزرگ

هری لِر (Henry “Harry” Lehr)، دوست نزدیک میزبان، درباره شاهزاده به مهمانان هشدار داده بود که کمی «وحشی» است و نباید زیاد مشروب بخورد. شایعات باعث شد حضار درباره رفتار، سلام و تعظیمشان وسواس پیدا کنند. دختران جوان گونه‌ها را با لطافت گلگون و چشم‌ها را پر از برق انتظار کرده بودند…

و بعد جوزف لایتر، میلیاردر اهل شیکاگو، وارد شد—با «شاهزاده دل دراگو» در دست. بله، واقعاً در دست. «شاهزاده»، یک میمون در لباس اسموکینگ مخصوص شام بود.

از کت‌وشلوار سفارشی تا چلچراغ‌بازی

این شوخی از قبل در قایق تفریحی ممی فیش طرح‌ریزی شده بود. جِیکو، میمون تازه‌خریده ممی، را به نیوپورت آوردند و او بلافاصله به یک خیاط محلی فرستاده شد تا برایش کت‌وشلوار رسمی بدوزد—با وجود مخالفت اولیه خیاط، که با لحن سرد ممی و وعده پول، کوتاه آمد.

مهمانان ابتدا با ناباوری و لب‌های نیمه‌باز نگاه کردند، اما خیلی زود جِیکو «مثل یک جنتلمن قدیمی» با کارد و چنگال غذا خورد. البته این وضعیت تا زمانی که توصیه‌ها درباره عدم مصرف الکل نادیده گرفته شد، دوام داشت. کمی بعد، میمون مست روی میز پرید، از چلچراغ آویزان شد و شروع به پرتاب حباب‌های لامپ به سمت مهمانان کرد—و حضار غرق خنده شدند.

واکنش‌ها: خنده، خشم، و سرخط اخبار بین‌المللی

برای مهمانان، این یکی از مفرح‌ترین شب‌های عمرشان بود، حتی وقتی فهمیدند که سوژه شوخی بوده‌اند. اما مطبوعات، به‌خصوص خارج از محفل نیوپورت، این ماجرا را «مایه شرمساری ملی» دانستند و بر این نکته تأکید کردند که «جامعه نیویورک نماینده آمریکا در چشم جهان است و باید وقار داشته باشد.» حتی شایعه به فرانسه رسید و یک شخصیت مذهبی فرانسوی به اشتباه متهم شد که با یک میمون شام خورده است!

پیام ممی فیش: عنوان مهم نیست، هوش و شوخ‌طبعی مهم است

ممی هیچ ابایی نداشت که به اشراف‌زدگی آمریکایی‌ها بتازد. او بارها گفته بود آمریکا با این همه توجه به لردها و پرنس‌های خارجی «خودش را مضحکه کرده» و بهتر است به کار و شایستگی بها بدهد، نه به اوراق شجره‌نامه.

وقتی یک شاهزاده ساکسونی در نیس از اینکه شنید شوهر ممی کار می‌کند تعجب کرد، او پاسخ داد:

«در آمریکا، کار کردن ننگ نیست. کاش این فرهنگ در اروپا هم رایج بود، تا از شر بسیاری از «صاحبان عنوان بی‌خاصیت» راحت می‌شدید.»

چرا ممی فیش ماندگار شد

تا پیش از او، بانوان مرفه آمریکا بیشتر به ظرافت و وقار شهره بودند تا شوخ‌طبعی. ممی فهمید که جامعه، نیاز به «هیجان و تازه‌کاری» دارد—و او استاد آن بود. درباری بودن، در خانه‌های مجلل نیوپورت، همیشه با پیش‌بینی‌پذیری همراه بود، و ممی این یکنواختی را با شوخی‌های تند و غیرمنتظره می‌شکست.

او به زنان نشان داد که حتی در دورانی که قدرت رسمی در دست مردان بود، می‌توانند همان‌قدر سرگرم و آزاد باشند—و اگر کسی با این طرز فکر مشکل داشت، خب… ممی از او «میمون» می‌ساخت.

این روایت برگرفته از کتاب Glitz, Glam, and a Damn Good Time نوشته جنیفر رایت است که با نگاهی پرجزئیات به زندگی و شیطنت‌های ممی فیش، یکی از بی‌بدیل‌ترین چهره‌های عصر طلایی آمریکا، می‌پردازد.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا