کیسی افلک در ونیز از «Company» گفت؛ سوگواری، خشم و هنری که پاسخ قطعی نمیدهد
فیلم تازه کیسی افلک در بخش مسابقه جشنواره ونیز، با حضور نیک نولتی و بازی نخستین پسرش اتیکوس، زخمهای شخصی و آشفتگیهای جهان را در قالب یک درام گوتیک روایت میکند.

کیسی افلک با فیلم «Company» به بخش مسابقه جشنواره فیلم ونیز بازگشته است؛ درامی گوتیک که در یک شب زمستانی سال ۱۹۷۵ میگذرد و مفاهیمی چون سوگ، انتقام، بخشش و امکان شفابخشی از راه همدلی را دنبال میکند. افلک که هفت سال پس از فیلم «Light of My Life» بار دیگر پشت دوربین قرار گرفته، در نشست خبری ونیز از تأثیر رخدادهای دشوار دهه گذشته زندگیاش بر این اثر سخن گفت.
در نشست خبری، افلک در کنار آدلاید کلمنس، اسکوت مکنری، امیلی آلین لیند، کیلی کاون ــ بازیگر و تهیهکننده فیلم و شریک زندگی او ــ و نیک نولتی، ستاره ۸۵ ساله سینما، حاضر شد. بن مندلسون، دیگر بازیگر فیلم، نیز همراه گروه به ونیز آمده بود اما به دلیل بیماری پدرش ناچار شد به خانه بازگردد.
«Company» همچنین نخستین حضور پسر افلک، اتیکوس، مقابل دوربین است و ایندیانا، دیگر پسر او، برای دومین بار در یک فیلم بلند بازی میکند. هر دو در ردیف نخست سالن نشست حضور داشتند، اما افلک ترجیح داد آن روز بیش از هر چیز نقش پدر را داشته باشد و فرزندانش در معرض پرسشهای رسانهای قرار نگیرند.
داستان فیلم از شبی سرد در سال ۱۹۷۵ آغاز میشود؛ زنی مرموز به نام اِولین بدون دعوت وارد یک دورهمی تعطیلاتی میشود و سرگذشت تام، مرد منزوی سالخوردهای را روایت میکند که در کولاک کلرادو در سال ۱۹۵۳، بازیگری گرفتار را نجات میدهد. آن بازیگر برای گذراندن شب، داستانی قدیمیتر را بازگو میکند: زوجی کشاورز به جوانی آشفته پناه میدهند، همزمان با آنکه رشتهای از قتلهای هولناک، ترس را در منطقه مرزی گسترش میدهد.
افلک، برنده اسکار بازیگری، در پاسخ به این پرسش که آیا فیلم بازتاب خشم او از جنگها و بحرانهای جهان است، تأکید کرد «Company» اثری صریحاً سیاسی نیست. با این حال، او خود را جدا از جهان اطرافش نمیداند و گفت بخشی از انگیزهاش از درگیریها و خشونتهای جاری در جهان و بخشی دیگر از احساسات شخصیاش آمده است.
او توضیح داد: «همه ما با آسیبها، تحقیرها، بیعدالتیها و رنجهایی روبهرو میشویم که میتوانند ما را عصبانی کنند و به واکنش تند وادارند. پرسش فیلم این است که آیا راه دیگری برای مواجهه با این احساسات وجود دارد؟» افلک تأکید کرد که فیلم پاسخی روشن پیشنهاد نمیدهد و صرفاً این پرسش را بررسی میکند.
این فیلمساز با اشاره به دیدگاه آنتون چخوف گفت هنر قرار نیست راهحل نهایی ارائه کند؛ وظیفهاش طرح مسئله است. او این نگاه را به سینما نیز تعمیم داد و گفت فیلمها میتوانند مسئله را با تمام پیچیدگیهایش پیش روی مخاطب بگذارند، بیآنکه ادعا کنند پاسخ قطعی آن را یافتهاند.
افلک در بخش دیگری از نشست، از تغییرات عمیق زندگیاش پس از سالهای موفقیت «Manchester by the Sea» گفت. او در این فاصله از همهگیری کرونا، طلاق و رشد فرزندانش عبور کرده و اکنون باور دارد سختترین تجربههای زندگی، اگر هنرمند شجاعت روبهرو شدن صادقانه با آنها را داشته باشد، میتوانند به ماده خام اثر هنری تبدیل شوند.
او گفت: «شاید بهترین بخش هنرمند بودن این باشد که میتوانی سختترین چیزهایی را که از سر گذراندهای وارد کارت کنی. اگر حاضر باشی با آنها روبهرو شوی، دربارهشان صادق باشی و آسیبپذیریات را پنهان نکنی، این تجربهها میتوانند کارت را بهتر کنند.» افلک افزود گاهی سالها بعد با دیدن فیلمی از گذشته، تازه متوجه میشود که در آن دوره واقعاً چه چیزی ذهنش را مشغول کرده بوده است.
به گفته او، زندگی روزمره با کارهایی مانند رساندن بچهها، آمادهکردن غذا یا خریدهای خانه پیش میرود، اما لایهای عمیقتر از احساسات و نگرانیها در درون انسان جریان دارد؛ لایهای که هنگام خلق یک اثر، راه خود را به تصویر باز میکند. افلک امیدوار است سالها بعد، با نگاهی دوباره به «Company»، فهم روشنتری از ده سال گذشته زندگیاش به دست آورد.
او همچنین از فقدان پدر و مادرش گفت که هر دو را در سال جاری از دست داده است. فیلم به آنها تقدیم شده، اما افلک با اندوه بیان کرد که فرصت نکرده «Company» را به آنها نشان دهد؛ کاری که مشتاق انجامش بوده است.
حضور دو پسر افلک در فیلم نیز تجربهای غیرمنتظره اما بسیار شخصی برای او بوده است. افلک با لحنی شوخطبعانه تأیید کرد که فرزندانش در ابتدا با اشتیاق کامل وارد پروژه نشده بودند. او پس از یافتننشدن بازیگر مناسب در روند متعارف انتخاب بازیگر، در تمرینهای خانگی فیلمنامه از اتیکوس و ایندیانا خواست نقش نوجوانان را بخوانند و از تواناییشان شگفتزده شد.
افلک گفت کار کردن روزانه با پسرانش، این پروژه را به بهترین تجربه حرفهای زندگیاش تبدیل کرده است. هرچند با خنده اعتراف کرد بعید میداند آنها بهسادگی حاضر باشند این همکاری را تکرار کنند، اما او دست از تلاش برنمیدارد.
«Company» که افلک فیلمنامهاش را همراه ران هنسن نوشته، در کنار فضای رازآلود و داستان چندلایهاش، به جستوجویی درباره نحوه مواجهه انسان با رنج تبدیل میشود. فیلم پاسخ سادهای برای خشم، فقدان و میل به انتقام ندارد؛ اما همین امتناع از نسخهپیچی، میتواند مهمترین نقطه قوت آن باشد. افلک در ونیز تصویری از فیلمسازی ارائه داد که میکوشد زخمهای جهان و زندگی شخصی را نه پنهان کند و نه با یک نتیجهگیری آسان ببندد؛ بلکه آنها را به گفتوگویی انسانی روی پرده تبدیل کند.





