دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سریال خارجیمصاحبه و گفتگو

گفتگوی تایسا فارمیگا درباره سرنوشت گلادیس در «عصر طلایی» و احساسات پیچیده او

برتا ۱، گلادیس ۰: بالاخره مادر راسل موفق شد رویای خودش را برای تنها دخترش محقق کند و در جدیدترین قسمت سریال «عصر طلایی» (The Gilded Age) (ساخته جولین فلووز)، گلادیس را به پای ازدواج فرستاد.

با وجود میل قلبی گلادیس جوان (با بازی تایسا فارمیگا) و نگرانی‌های جدی عمه تازه‌واردش مونیکا (با بازی مریت ویور)، برتا راسل با بازی کری کون، دخترش را مجبور کرد با هکتور، دوک باکینگهام (بن لمب)، ازدواج کند.

در ادامه، تایسا فارمیگا درباره حال و هوای شخصیتش در آستانه این اتفاق بزرگ و انتظاراتی که بینندگان می‌توانند از بازگشت گلادیس به خانه با همسر جدیدش داشته باشند، صحبت می‌کند.

خبرنگار: خب، سوال اول و مهم‌ترین سوال! آیا تابلو پرتره گلادیس که در قسمت سوم دیده شد، مال خودت شد؟

تایسا فارمیگا: این واقعاً سوال مهم فصل سومه! راستش رو بخواهید فکر نمی‌کنم اصلاً آپارتمان یا خونه‌ای داشته باشم که اون تابلو جا بشه! دلم می‌خواست داشته باشم، ولی فکر کنم اگه چنین تابلوی بزرگ و عظیمی از خودم توی خونه داشتم، دیگه خودم رو گم می‌کردم! جالب اینجاست که وقتی سر صحنه بودیم، از کنار یه اتاق رد شدم و دیدم همه جمع شدن و دارن یه چیزی رو نگاه می‌کنن. وارد شدم و دیدم پرتره منه! کلی اندازه مختلف ازش ساخته بودن تا انتخاب کنن. خیلی عجیب بود، حسابی معذب شدم وقتی چشمام رو توی اون تصویرها دیدم.

خبرنگار: دیدن ماجرای گلادیس توی این فصل با نگاه امروز خیلی عجیبه. واقعاً کی دوست نداره گلادیس به مادرش نه بگه و راه خودش رو بره؟

تایسا فارمیگا: واقعاً جالبه، چون من الان یه زن سی ساله مستقلم و دارم نقش گلادیس رو بازی می‌کنم. بعضی وقت‌ها دلم می‌خواد تکونش بدم و بگم: «خودت باش! فقط یه زندگی داری!» ولی بعد یادم میاد که داریم درباره دهه ۱۸۸۰ حرف می‌زنیم و پوشیدن کرست هم خودش یادآوری خوبیه که اون موقع زن‌ها آزادی امروز رو نداشتن. واقعاً ناامیدکننده‌ست چون گلادیس حسابی مخالف کنترل مادرشه. ولی برتا، مادرش، فکر می‌کنه داره آینده‌ای می‌سازه که گلادیس آزاد باشه. از نگاه برتا، آزادی واقعی برای زن اون دوران یعنی موقعیت اجتماعی. برای یه دختر ۱۸ ساله خیلی سخته بفهمه کسی داره برای خوشبختی آینده‌ش تصمیم می‌گیره. اون لحظه، فقط گیر افتاده و باید با قوانین اون زمان کنار بیاد، هرچقدر هم که سخت باشه.

خبرنگار: لحظه عروسی، گلادیس از مادرش متنفره؟

تایسا فارمیگا: فکر می‌کنم تو اون لحظه بیشتر بی‌حسیه تا هر احساس دیگه. تو این چند قسمت اخیر، اون‌قدر نفرت، عصبانیت، غم و ناامیدی کشیده که دیگه چیزی براش نمونده. از بیلی کارلتون ناامیده چون براش نجنگید و مردی نبود که بهش نیاز داشت. پدرش، جورج، هم حرفی می‌زنه و کاری دیگه می‌کنه. بهش گفته بود می‌تونی با عشق ازدواج کنی، اما حالا گلادیس احساس می‌کنه فریب خورده. از مادرش هم واقعاً عصبانیه. ولی همه فشارها و حرف‌های اطرافیان باعث شده دیگه چیزی رو حس نکنه. انگار دیگه حتی نمی‌تونه از چیزی بترسه.

خبرنگار: احساسش نسبت به پدرش هم مثل مادرشه؟

تایسا فارمیگا: فکر می‌کنم کمی فرق داره. نسبت به مادرش بیشتر عصبانیت و آتیشه. اما نسبت به پدرش بیشتر ناامیدیه. همون حسی که وقتی یکی می‌گه «از دستت عصبانی‌ام» ناراحت می‌شی، اما وقتی یکی می‌گه «ازت ناامید شدم» واقعاً دلت می‌شکنه.

خبرنگار: الان گلادیس درباره دوکی که قراره باهاش ازدواج کنه چه حسی داره؟

تایسا فارمیگا: هکتور مرد عجیبیه. گلادیس این‌قدر درگیر این بود که باهاش ازدواج نکنه، هیچ‌وقت وقت نذاشت واقعاً بشناستش. حتی خودش هم تو یکی از قسمت‌ها می‌گه: «دوستش ندارم.» اما واقعیت اینه که دوستش نداره چون مادرش مجبورش کرده. تا این قسمت که برای اولین بار تنها با هم حرف می‌زنن و گلادیس تازه یه ذره شخصیت هکتور رو می‌بینه و می‌فهمه داره سعی می‌کنه رو راست باشه. شاید همین باعث می‌شه یه جرقه امید تو دلش روشن شه، چون دو مرد قبلی زندگیش، یعنی پدرش و بیلی، قول یه چیز رو دادن و کار دیگه‌ای کردن. پس شاید این یکی فرق کنه. اما واقعاً الان حال خوشی نسبت به هیچ‌کس نداره.

خبرنگار: درباره اسم شخصیتت چی فکر می‌کنی؟ فصل اول برات عجیب نبود؟

تایسا فارمیگا: خیلی عجیبه! اول کار وقتی سر صحنه صدام می‌زدن «گلادیس بیا»، اولش فکر می‌کردم اصلاً گلادیس کیه! یه جور تضاد خنده‌دار بین اون دوران و زمان حال وجود داره.

خبرنگار: لباس‌های این فصل خیلی خاص بوده. از لحاظ فیزیکی اذیت شدی؟

تایسا فارمیگا: بعضی وقت‌ها آره، بعضی وقت‌ها نه. من از اون بازیگرام که راحتی رو دوست دارم، برای همین قبل از پرو لباس یه همبرگر و بستنی می‌خورم که شکمم حسابی پر باشه! این‌طوری وقتی لباس اندازه می‌کنن، مطمئنم روز فیلمبرداری جا واسه غذا دارم! اینو از فصل اول یاد گرفتم. این فصل خیلی خوشحال بودم. این ترفند کوچیکم باعث می‌شه وسط روز فیلمبرداری اگه هوس شیرینی کردم، بتونم بخورم.

خبرنگار: تو قسمت‌های بعدی چه انتظاری از گلادیس داشته باشیم؟ قدرت پیدا می‌کنه؟

تایسا فارمیگا: مسیر گلادیس تو این فصل واقعاً پر فراز و نشیبه. تو چهار قسمت اول دیدیم که با اعتماد به نفس بیشتری شروع کرد. عاشق کسی شد که مادرش نمی‌خواست و داشت خودش رو پیدا می‌کرد. اما تا قسمت چهارم می‌بینیم که چقدر له شده و از نظر روحی به هم ریخته، بخاطر ازدواج اجباری و ناامیدی از کسی که دوست داشت. فکر می‌کنم تنها مردی که همیشه کنارشه، برادرش لریه. ادامه فصل هم همین نوسانات رو داره؛ یه جا سعی می‌کنه روی پای خودش وایسته اما باز یه زن قوی دیگه وارد می‌شه و گلادیس باید یاد بگیره چطور دوام بیاره.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا