آیا «You Can See Everything» میتواند سد تاریخی اسکار را بشکند؟
افتتاحیه چشمگیر و امتیازهای کمسابقه، مستند لنس اوپنهایم و نیتن فیلدر را به موضوع داغ فصل جوایز تبدیل کرده؛ اما مسیر بهترین فیلم اسکار از اشتیاق شبکههای اجتماعی دشوارتر است.

تنها سه روز کافی بود تا بحث درباره «You Can See Everything» از تحسین یک مستند به رؤیای فتح مهمترین جایزه اسکار برسد. فیلم تازه لنس اوپنهایم و نیتن فیلدر، محصول ای۲۴، حالا هوادارانی دارد که نهفقط نامزدی، بلکه پیروزی آن در رشته بهترین فیلم را میخواهند. فروش افتتاحیه و استقبال منتقدان به این شور دامن زده است؛ بااینحال، میان محبوبیت یک پدیده سینمایی و رأی اعضای آکادمی، فاصلهای تاریخی وجود دارد.
«You Can See Everything» که نمایش غافلگیرکنندهاش در جشنواره تلوراید ۲۰۲۶ توجهها را جلب کرد، در نخستین آخر هفته اکران از ۸۰۲ سینما حدود ۱۵ میلیون دلار فروخت. چنین شروعی برای یک مستند سهساعته، آن هم خارج از دسته فیلمهای کنسرتی، دستاوردی بسیار چشمگیر است.
این افتتاحیه در مقایسههای گیشه، پس از «Fahrenheit 9/11» قرار گرفته است؛ مستند مایکل مور که در سال ۲۰۰۴ با حدود ۲۳ میلیون دلار کارش را آغاز کرد و سرانجام فروش جهانی آن از ۲۲۲ میلیون دلار گذشت. همین مقایسه نشان میدهد چرا فیلم ای۲۴ بهسرعت از یک موفقیت هنری به موضوعی مهم در صنعت سینما تبدیل شده است.
استقبال فقط به بلیتفروشی محدود نیست. در مقطع انتشار این ارزیابی، فیلم امتیاز ۴.۸ در لترباکسد، نمره ۹۸ در متاکریتیک و امتیاز ۹۹ درصد در راتن تومیتوز داشته است. این اعداد تصویری از همراهی گسترده منتقدان و سینمادوستان ارائه میکنند و احتمال حضور جدی فیلم در جوایز انجمنهای منتقدان را بالا میبرند. اما انتخاب بهترین فیلم سال از سوی منتقدان، الزاماً به معنای هموارشدن راه اسکار نیست.
مانع نخست، سابقه خود آکادمی است: هیچ مستندی تاکنون نامزد اسکار بهترین فیلم نشده است. حتی «Fahrenheit 9/11» با نخل طلای کن، فروش جهانی عظیم و کارزار تبلیغاتی پرقدرت نتوانست وارد فهرست پنجنامزدی آن دوره شود. افزایش تعداد نامزدهای بهترین فیلم نیز این وضعیت را تغییر نداده است.
انیمیشنها نمونه مقایسهای روشنی هستند. تنها سه اثر «Beauty and the Beast»، «Up» و «Toy Story 3» به نامزدی بهترین فیلم رسیدهاند. دو فیلم آخر حتی پس از ایجاد رشته مستقل بهترین انیمیشن بلند به این موفقیت دست یافتند، اما آن مسیر برای آثار تحسینشده بعدی تکرار نشد. داشتن رشته اختصاصی، در عمل میتواند به مرزی ذهنی تبدیل شود: برخی رأیدهندگان ترجیح میدهند مستند و انیمیشن را در همان بخشهای ویژه ببینند، نه در رقابت اصلی.
البته تاریخ اسکار تغییرناپذیر نیست. پیروزی «انگل» (Parasite) در سال ۲۰۲۰ و نخستین اسکار کارگردانی یک زن برای کاترین بیگلو، نمونههای مهم شکستن موانعاند. بااینحال، فیلمهای غیرانگلیسیزبان پیش از پیروزی «انگل» بارها به جمع نامزدهای بهترین فیلم راه یافته بودند. «You Can See Everything» برای برآوردهکردن رؤیای هوادارانش باید دو مرحله را یکجا پشت سر بگذارد: نخستین مستند نامزد بهترین فیلم شود و همان سال جایزه را هم ببرد.
چالش بعدی، رقابت درون فهرست پرستاره ای۲۴ است. این شرکت علاوه بر مستند اوپنهایم و فیلدر، سه مدعی بالقوه دیگر دارد: «The Debut» ساخته جسی آیزنبرگ، «The Invite» به کارگردانی اولیویا وایلد و «Club Kid» ساخته جردن فرستمن. هنوز فصل جوایز راه درازی پیش رو دارد، اما تبدیل همه این ظرفیتها به نامزدی بهترین فیلم، کار سادهای نیست. حتی اگر ای۲۴ چند جایگاه به دست آورد، روشن نیست کدام آثار در اولویت رأیدهندگان قرار خواهند گرفت.
حمایت بینالمللی نیز اهمیت دارد. داستان هولمز برای بسیاری از مخاطبان آمریکای شمالی آشناست و سریال «The Dropout» هم در هولو با استقبال داخلی روبهرو شد، اما نمیتوان همان میزان آشنایی را در بیرون از آمریکا فرض گرفت. اگر مستند وارد رقابت نهایی شود، توانایی آن در جذب رأیدهندگانی که این پیشزمینه را ندارند، آزمونی تعیینکننده خواهد بود.
از سوی دیگر، مقاومت احتمالی در برابر انتخاب یک مستند لزوماً به اعضای مسنتر یا محافظهکار آکادمی محدود نمیشود. بخشی از رأیدهندگان میان شیوه ساخت مستند و سینمای داستانی مرزی جدی قائلاند. جوانتر و بینالمللیترشدن ترکیب آکادمی، بهتنهایی تضمین نمیکند که این نگاه از میان رفته باشد.
«You Can See Everything» فعلاً چیزی را به دست آورده که هیچ کارزار تبلیغاتی نمیتواند بهآسانی بسازد: اشتیاق واقعی مخاطبان. اما امتیازهای درخشان و سالنهای پرفروش، معادل رأی اسکار نیستند. آزمون اصلی فیلم این است که آیا میتواند تحسین گسترده را به حمایتی فراتر از مرزهای مستند تبدیل کند؛ حمایتی که اعضای آکادمی را وادارد آن را نه صرفاً بهترین مستند، بلکه بهترین فیلم سال ببینند.





