بتانی جوی لنز، ستاره تپه تک درخت، با نخستین رمانش به سراغ زنانی میرود که دیده نمیشوند
بازیگر «One Tree Hill» در «The Betrayal of Cora Wexford»، تجربههای شخصی خود از روابط کنترلگرانه را به تعلیقی روانشناختی در لندن عصر ویکتوریا پیوند زده است.

کورا وکسفورد چهره زنانی را نقاشی میکند که جهان در زمان حیاتشان چندان اعتنایی به آنها نداشت. اما وقتی میکوشد یاد این زنان را زنده نگه دارد، زندگی خودش در کنار مردی جذاب بهتدریج از وضوح میافتد. نخستین رمان بتانی جوی لنز از دل همین تضاد، پرسشی ناآرامکننده مطرح میکند: آیا کسی متوجه زنی میشود که زیر یک سقف و در صمیمیترین رابطهاش، آرامآرام در حال فروپاشیدن است؟
رمان «The Betrayal of Cora Wexford» که انتشارات سایمون اند شوستر برای انتشار در ۲۰ اکتبر در نظر گرفته، در دهه ۱۸۸۰ میگذرد. قهرمان داستان، زنی آمریکایی و ۳۸ساله است که از زندگی پیشین خود میگریزد و به لندن میرود تا با کشیدن پرتره درگذشتگان امرار معاش کند. سپس صاحب یک گالری که از مدافعان حق رأی زنان است، به او سفارش میدهد مجموعهای از چهره زنانی را نقاشی کند که در لندن نادیده گرفته شدهاند؛ زنانی که مرگشان حاصل یا تسهیلشده ساختاری بوده که به آنها اعتنا نمیکند.
کورا در مسیر ادای احترام به قربانیان جک قاتل، همزمان در رابطهاش با مایلز ویل جذاب، بیشازپیش دچار سردرگمی میشود. برای لنز، بازیگر شناختهشده «One Tree Hill»، این مضمون فقط ابزار ساختن یک معمای داستانی نیست؛ ریشههایی شخصی دارد.
او در گفتوگو با هالیوود ریپورتر توضیح داده است: «بخشی از تجربههای خودم، بخشی از تجربههای زنانی که میشناسم و چیزهایی را که دیده بودم کنار هم گذاشتم و به مضمونهای مشترکشان نگاه کردم. میخواستم ببینم مواجهه با چنین شخصیت فریبکار و کنترلگری از درون چه حسی دارد. من این را در یک فرقه تجربه کردهام و در چند رابطه دیگر هم با آن روبهرو شدهام؛ نه فقط روابط عاشقانه، بلکه در دوستیها و مناسبات خانوادگی.»
لنز پیشتر در کتاب خاطرات «Dinner for Vampires»، منتشرشده در سال ۲۰۲۴، تجربه حضورش در یک فرقه را علنی کرده بود. به گفته او، نوشتن آن کتاب با وجود ناگزیرکردنش به مرور بخش بزرگی از گذشته، نوعی آزادی به همراه داشت و به روند بهبود و رشد شخصیاش کمک کرد. ثبت خاطرات روی کاغذ و سپس بستن کتاب و گذاشتنش در قفسه، برایش تجربهای عمیقاً رهاییبخش بود.
دو سال پس از انتشار آن خاطرات، پیامهای خوانندگان همچنان به دستش میرسد؛ کسانی که تجربههای مشابهی از گروههای بهشدت کنترلگر، روابط عاطفی، محیط کار یا خانواده دارند. لنز میگوید: «اینکه چنین اتفاقهایی هنوز اینقدر زیاد رخ میدهد، دلسردکننده است. اما اینکه میفهمم نه من تنها هستم و نه آنها، دلگرمکننده است. بیشتر از این نمیتوانستم از آن کتاب انتظار داشته باشم.»
بااینحال، قصد ندارد جلد دومی برای خاطراتش بنویسد: «چیزی را که لازم بود بگویم، گفتم.» داستاننویسی برای او راه دیگری باز کرده است؛ فرصتی برای فاصلهگرفتن از شرح مستقیم زندگی خود و ساختن روایتی که تجربه افراد بیشتری را در بر بگیرد.
او درباره هدفش از رمان تازه میگوید: «میخواستم احساسات خودم را درباره ترمیم زخمها و عدالت بررسی کنم. با چنین تجربههایی چه میکنی؟ وقتی حس میکنی داری عقلت را از دست میدهی، چه حالی داری؟ میخواستم سراغ همه اینها بروم، اما لازم بود شکل داستانی جذابی پیدا کنند؛ چیزی که خواندنش برای مخاطب لذتبخش و هیجانانگیز باشد.»
پاسخ لنز، انتخاب قالب تعلیق روانشناختی بود؛ قلمرویی که از کودکی با آثار آگاتا کریستی و آلفرد هیچکاک به آن علاقه داشت و حالا با خواندن کتابهای گیلین فلین، روث ور، لوسی فولی و پائولا هاوکینز دنبال میکند. فیلم دهه چهلی «Gaslight» با بازی اینگرید برگمن و شارل بوآیه، نقطه آغاز او برای یافتن لحن اثر بوده است، هرچند امیدوار است رمانش نسبت به آن فیلم ابهام بیشتری داشته باشد. خودش کتاب را اثری «نئو ویکتوریایی» توصیف میکند که چاشنی اندکی از اغراق نمایشی و بازیگوشی نیز دارد.
حرفه نامتعارف کورا هم انتخابی حسابشده است. لنز میخواست قهرمانش با سوگ بیگانه نباشد؛ ویژگیای که به باور او به شخصیت، هوشمندی، وقار و غرابتی خاص میدهد و خواننده را زودتر با او آشنا میکند. کورا ابتدا برای دستمزد یاد درگذشتگان را ثبت میکند، اما بهمرور این کار برایش معنایی شخصیتر مییابد: میخواهد چیزی از میراث آن زنان باقی بماند.
در سوی دیگر، مایلز ویل قرار دارد؛ غریبهای خوشبرخورد که اعتماد کورا به او عمیقتر میشود. لنز با لحنی تند درباره این شخصیت میگوید: «همهمان یک مایلز ویل میشناسیم. فکر میکنند خیلی خاصاند، اما نه شخصیتی از خودشان دارند، نه زندگی درونیای؛ انگار اصلاً وجود ندارند.» این نگاه، جایگاه مایلز را در روایت روشن میکند: جذابیتی که قرار است خواننده نیز، همراه کورا، درباره آن تردید کند.
لنز احتمال بازگشت به دنیای کورا را رد نمیکند، اما چند داستان دیگر هم در ذهن دارد که شاید زودتر نوبتشان برسد. نوشتن برای او علاقهای تازه نیست؛ از ترانه و رمانی ناتمام در جوانی تا فیلمنامه، قسمت آغازین سریال و چند موزیکال را تجربه کرده است. حتی زمانی میخواسته اپیزودی از «One Tree Hill» بنویسد، هرچند این تصمیم هرگز عملی نشده است.
او میگوید: «تمام عمرم نویسنده بودهام. از تحقیق درباره هر موضوع یا دورهای لذت میبرم و اگر داستان انسانیای باشد که دلم را بلرزاند، سراغش میروم. نوشتن همیشه از من میجوشد؛ این رمان هم نمونهای بود از رسیدن آمادگی و فرصت به یکدیگر.»
در توصیف خلوت نویسندگی، شوخطبعیاش هم پیداست: همهچیز در ذهن خودش شکل میگیرد و این برای کسی که تکفرزند بوده و گاهی ترجیح میدهد در خانه بماند و با هیچکس حرف نزند، مناسب است؛ تا وقتی که از خانهنشینی کلافه شود، بیرون برود و دیگر نتوان جلوی حرفزدنش را گرفت.
خواسته نهایی لنز برای «The Betrayal of Cora Wexford» ساده است: «میخواهم این داستان به دست هرچه بیشترِ زنان برسد.» انتخاب نقاشی که چهره فراموششدگان را ثبت میکند، با همین خواسته پیوند دارد؛ کورا میکوشد زنانی را دوباره دیدنی کند که جامعه از کنارشان گذشته است، درحالیکه داستان از خواننده میخواهد به آنچه پشت ظاهر آرام یک رابطه رخ میدهد نیز دقیقتر نگاه کند.





