برای دریافت سریع‌تر اخبار ما، سایت را در گوگل دنبال کنید

دنبال کردن ...
اخبار سریال خارجیمصاحبه و گفتگونگاهی اجمالی

راز دیدار ساخته‌نشده شلدون با پدرش؛ روایت بازیگران از پشت‌صحنه و پایان «Young Sheldon»

جیم پارسونز سال‌ها پیش از حضورش در قسمت پایانی «Young Sheldon»، تا یک قدمی بازگشت تصویری به نقش شلدون کوپر پیش رفته بود؛ آن هم در صحنه‌ای که قرار بود شلدون بزرگسال را روبه‌روی پدر درگذشته‌اش بنشاند. حالا کتاب تازه جسیکا رادلوف، علاوه بر جزئیات این دیدار ساخته‌نشده، واکنش‌های متفاوت بازیگران به پایان سریال را هم آشکار کرده است؛ از آمادگی ایان آرمیتیج برای خداحافظی تا دلخوری آنی پاتس از آخرین تصویری که از شلدون به جا ماند.

در کتاب تاریخ شفاهی «Young Sheldon: The (Juicier-Than-Meemaw’s-Brisket) Inside Story of the Hit Comedy» (یانگ شلدون: داستان پشت‌پرده این کمدی محبوب؛ آبدارتر از بریسکتِ میم‌می)، پارسونز و تهیه‌کنندگان توضیح می‌دهند که برای حضور او در قسمت «A Black Hole» از فصل چهارم، در کنار لنس باربر، بازیگر نقش جورج کوپر پدر، برنامه‌ریزی شده بود. پارسونز به این پیشنهاد علاقه داشت، اما در نهایت آن را نپذیرفت؛ چون هنوز برای بازی دوباره در نقش شخصیتش در «The Big Bang Theory» جلوی دوربین آماده نبود.

در این قسمت، که یکی مانده به آخرین قسمت فصل چهارم است، خانواده کوپر سر میز شام با دکتر استرجس درباره سیاه‌چاله‌ها و جهان‌های موازی صحبت می‌کنند. این گفت‌وگو راه را برای تصور موقعیت‌های متفاوت باز می‌کند: شلدون و میسی ویژگی‌های شخصیتی‌شان را با یکدیگر عوض می‌کنند، جورج کشیش می‌شود، مری به جنبه گناهکار وجودش میدان می‌دهد و جورجی موهای پرپشتش را از دست می‌دهد.

برای نویسندگان، همین ایده فرصتی بود تا پدر و پسر را فارغ از محدودیت زمان دوباره کنار هم قرار دهند. استیو مولارو، از خالقان سریال، در کتاب می‌گوید: «فرصت نادری بود که شلدون بزرگسال بتواند به شکلی ملموس با پدر درگذشته‌اش حرف بزند. یادم هست زمان زیادی صرف آن صحنه کردم. می‌دانستم جیم درباره بازی دوباره در نقش شلدون جلوی دوربین احساسات متناقضی دارد؛ پس اگر قرار بود واقعا پیشنهاد را بررسی کند، صحنه باید از نظر عاطفی با او ارتباط برقرار می‌کرد.»

صفحه‌های منتشرنشده فیلم‌نامه، که در کتاب رادلوف آمده‌اند، نشان می‌دهند شلدون بزرگسال قرار بود وارد اتاق نشیمن خانواده کوپر شود؛ جایی که جورج مشغول تماشای تلویزیون بود. شلدون پس از نشستن در جای همیشگی‌اش، پدرش را از اتفاق‌هایی باخبر می‌کرد که فرصت دیدنشان را نداشت: دریافت جایزه نوبل، ازدواج با ایمی و داشتن دو فرزند.

گفت‌وگوی آن‌ها زمانی رنگ عاطفی‌تری می‌گرفت که شلدون اعتراف می‌کرد برای ارتباط برقرار کردن با پسرش، لئونارد، مشکل دارد؛ پسری که از جمله به ورزش علاقه‌مند است.

جورج به او می‌گفت: «می‌دانم پدر بی‌نقصی نبودم.»

شلدون پاسخ می‌داد: «دارم می‌فهمم که من هم بی‌نقص نیستم.» و بعد اضافه می‌کرد: «خیلی به تو فکر می‌کنم.»

صحنه قرار بود با این جمله جورج تمام شود: «کاش می‌توانستم بیشتر کنارت بمانم.»

و پاسخ کوتاه شلدون: «من هم همین‌طور.»

نسخه‌ای که در نهایت پخش شد، با وجود حذف این دیدار، همچنان لحظه‌ای تاثیرگذار میان پدر و پسر داشت. شلدون بزرگسال در روایتش از مرگ جورج و حرف‌هایی می‌گفت که آرزو داشت به او زده باشد. هم‌زمان، شلدون نوجوان بابت گفت‌وگوی سر میز شام از پدرش قدردانی می‌کرد و لبخند او را می‌دید.

راوی با صدای پارسونز می‌گفت: «خیلی وقت‌ها حسرت چیزهایی را می‌خوریم که نگفته‌ایم. حرف‌های زیادی هست که کاش وقتی پدرم زنده بود به او می‌گفتم؛ اینکه قدرش را می‌دانستم و دوستش داشتم. برای همین، بابت وقت‌هایی که احساساتم را به او گفتم، شکرگزارم.»

پارسونز اگرچه همچنان راوی «Young Sheldon» بود، فاصله کوتاه از پایان «The Big Bang Theory» را برای بازگشت تصویری به شلدون کافی نمی‌دانست. او در کتاب توضیح می‌دهد: «نه اینکه شلدون را دوست نداشتم یا از بازی کردنش لذت نمی‌بردم؛ اما بعد از آن ۱۲ سال، بعد از قسمت پایانی و اینکه همه با هم کار را تمام کرده بودیم، یک جوری در دلم حس می‌کردم این کار درست نیست. شاید به نظر بیاید زیادی حساس شده بودم، اما واقعا داشتم به دلم گوش می‌دادم.»

استیو هالند، تهیه‌کننده اجرایی، می‌گوید واکنش اولیه پارسونز امیدوارکننده بود: «فکر می‌کرد صحنه زیباست و قطعا دوست داشت بخشی از آن باشد.»

همین علاقه اولیه، پذیرفتن پاسخ منفی نهایی را برای گروه دشوارتر کرد. هالند می‌گوید: «از همان اول هم جواب نه نشنیدیم. اگر همان موقع نه گفته بود، شاید کنار آمدن با آن راحت‌تر می‌شد… چون خیلی به عملی شدنش نزدیک شده بودیم.»

سه سال بعد، دعوت برای حضور در قسمت پایانی سریال معنای دیگری برای پارسونز داشت. او می‌گوید: «این لحظه خیلی مهمی برای کاری بود که خودم در شکل‌گیری یا مراحل ابتدایی‌اش نقش داشتم. به همین دلیل، اگر قرار بود دوباره آن لباس‌ها را بپوشم، باید برای چنین لحظه‌ای می‌بود. در واقع، حتی حس کردم این آخرین باری است که این کار را انجام می‌دهم؛ چون پایان‌بندی زیبایی برای سفری بود که تجربه کرده بودم. حالا فقط برمی‌گردم تا از زاویه‌ای دیگر آخرین نگاه را بیندازم و یک بار دیگر واقعا خداحافظی کنم. این کار به دلم نشست.»

همچنین بخوانید...
حضور جیم پارسونز پش از پایان سریال شلدون جوان (Young Sheldon)

لنس باربر هنگام مصاحبه برای کتاب از وجود این صحنه پیشنهادی مطلع شد. او تصمیم پارسونز را درک می‌کند، چون خودش هم درباره بازگشت به نقش جورج در اسپین‌آف «Georgie & Mandy’s First Marriage» با نگرانی‌های مشابهی روبه‌رو بوده است.

باربر می‌گوید: «روند فکری مشابهی است. به‌عنوان بازیگر، کاملا به این ملاحظه احترام می‌گذارم که چه میراثی برای شخصیت به جا می‌گذاری و بازگشت به آن چه خطرهایی دارد؛ اینکه مبادا به هر شکلی از ارزشش کم کنی.»

بااین‌حال، هالند هنوز آرزو می‌کند مخاطبان فرصت تماشای صحنه مشترک پارسونز و باربر را پیدا می‌کردند. طبق توصیف کتاب، او با صدایی بغض‌آلود می‌گوید: «موضوع فقط یک شلدون مسن‌تر نبود؛ جیم در نقش شلدون بزرگسال بود که واقعا می‌توانست چند دقیقه دیگر با پدرش وقت بگذراند. و بله… برای ما واقعا خاص بود.»

این کتاب در کنار حسرت چنین لحظه‌ای، نشان می‌دهد همه بازیگران به یک اندازه از پایان سریال اندوهگین نبودند. ایان آرمیتیج، که از سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۴ نقش شلدون نوجوان را بازی کرد، می‌گوید بیش از دیگر اعضای گروه برای خداحافظی آماده بوده است.

این بازیگر ۱۸ساله، که هنگام آغاز سریال هشت سال داشت، در گفت‌وگو با رادلوف از تجربه ایفای نسخه جوان شخصیتی گفته که پارسونز با «The Big Bang Theory» مشهورش کرد. به نقل از رسانه آس ویکلی (Us Weekly)، او درباره پایان این دوره می‌گوید: «حالا که به گذشته نگاه می‌کنم، غمش از جنس دلتنگی و خاطره‌بازی است. دلم برای کار کردن در برادران وارنر (Warner Bros.)، گروه پشت‌صحنه و آدم‌هایی که دوستشان دارم تنگ می‌شود. خود بازیگری را دوست دارم. انجام دادنش لذت‌بخش است. اما دلتنگ لحظه‌های مشخصی نیستم؛ بیشتر دلم برای مجموع آن تجربه تنگ می‌شود.»

سریال با فصل هفتم به پایان رسید؛ در مقطعی که داستان باید به رفتن شلدون به دانشگاه و مرگ پدرش می‌پرداخت. آرمیتیج می‌گوید بازی کردن زیر سایه دائمی این اتفاق تلخ برایش دشوار بود. او آن فضا را «سنگین، آزاردهنده و عجیب» توصیف می‌کند و می‌گوید نمی‌خواست «تا ابد در آن سنگینی بماند».

او اضافه می‌کند: «از طرفی، می‌خواستم در ویرجینیا باشم. می‌خواستم سفر کنم و خوشحال می‌شوم هر فیلمی که پیش بیاید، بازی کنم. مادرم هم همیشه نگاه خیلی سالمی به گذرا بودن چیزها به من داده؛ اینکه هیچ چیز خوبی همیشگی نیست، همه‌چیز تغییر می‌کند و این اتفاق خوبی است. اصلا دوست نداشتم در سریالی بمانم و شلدون ۲۳ساله را بازی کنم. خیلی بد می‌شد. نمی‌خواستم چنین کاری کنم. پس زمان کاملا مناسبی برای تمام شدنش بود.»

آرمیتیج همچنین می‌گوید در میان اعضای گروه، «از همه بیشتر از تمام شدن سریال خوشحال» بوده و برخلاف بعضی همکارانش، «به خانه نمی‌رفته تا تمام روز گریه کند».

باربر نیز می‌گوید به اندازه برخی دیگر از پایان سریال ناراحت نبوده است. او درباره همبازی جوانش توضیح می‌دهد: «ایان هم آماده بود… از نظر هنری و شاید شخصی، سراغ چیز دیگری برود… با مسائلی که اواخر فصل کمی بالا گرفت. فکر می‌کنم خیلی‌ها احساس می‌کردند آماده‌اند از بعضی جنبه‌های سریال عبور کنند.»

در مقابل، آنی پاتس، بازیگر نقش مادربزرگ شلدون، از حضور پارسونز و ماییم بیالیک در نقش‌های شلدون و ایمی در قسمت پایانی چندان راضی نبود. او می‌گوید این حضورها و پایان سریال با شلدونی «بدجنس و تغییرنکرده»، کمی ناراحتش کرده بود.

پاتس می‌گوید: «دلم شکست. با خودم گفتم: واقعا؟ هنوز هم هیچ مسئولیت‌پذیری‌ای در کار نیست؟ فقط خودخواهی بود… فکر می‌کردم سریال می‌توانست با شلدون نوجوان تمام شود، نه با آن صحنه ناخوشایند جیم و ماییم در نقش شلدون و ایمی که نشان می‌داد او تغییر نکرده و از رفتارش هم پشیمان نیست. از ناراحتی دل‌درد گرفتم. انگار می‌خواستم بگویم: کی مهمانی ما را به هم زد؟! کی شما را دعوت کرده بود؟»

به این ترتیب، روایت‌های تازه کتاب تصویری یکدست از خداحافظی با «Young Sheldon» ارائه نمی‌کنند: برای پارسونز، بازگشت نهایی فرصتی برای پایان دادن دوباره به یک سفر بود؛ برای آرمیتیج، زمان حرکت به سوی تجربه‌های تازه؛ و برای پاتس، پایانی که تصویر آخر شلدون در آن به دلش ننشست.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا