دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سینما جهانمصاحبه و گفتگو

«شکستن قالب‌ها» – گفت‌وگو با دواین جانسون، امیلی بلانت و بنی سفدی درباره مسیر متفاوت فیلم The Smashing Machine

در یک عصر پاییزی در لس‌آنجلس، اتفاقی افتاد که بسیاری را شگفت‌زده کرد: کریستوفر نولان، کارگردان صاحب‌نام Oppenheimer که معمولاً اهل تعریف و تمجیدهای پرشور علنی نیست، پس از تماشای اجرای دواین جانسون در نقش «مارک کر» — مبارز MMA — در فیلم تازه‌ی بنی سفدی یعنی The Smashing Machine، با هیجان بی‌سابقه‌ای گفت: «به نظرم این یک اجرای فوق‌العاده است… ویران‌کننده. فکر نمی‌کنم امسال یا هر سال دیگری، بازی‌ای بهتر از این ببینید.»

جانسون همان موقع در سالن انجمن کارگردانان آمریکا نشست و به حرف‌های نولان گوش می‌داد. خودش بعدها با لبخندی گفت: «این الهام‌بخش‌ترین چیزی بود که کسی در طول زندگی‌ام درباره‌ام گفته.»

جانسون گفت: «وقتی حرف‌های نولان آرام آرام در ذهنم نشست، انگار از بدنم جدا شده بودم.» جانسون با خنده و کمی حسرت ادامه می‌دهد: «کنار همسرم، لورن هاشیان، نشسته بودم… آن لحظه دستش را محکم گرفتم و او هم دستم را فشار داد. بعد از فیلم، لورن گفت: “برو مثل آدم باهاش حرف بزن!”»

جانسون با یادآوری آن لحظه می‌گوید: «فقط بزرگ‌ترین بغلو بهش دادم و یک بوسه‌ی محکم روی گونه‌اش. توانستم فقط بگویم «ممنونم.» و او گفت: «منظورم را گفتم، اجرای تو بهترین بود.» دوباره بغلش کردم… همین.»

جانسون معتقد است پیش از این فیلم، بخش زیادی از کارنامه‌اش در «منطقه‌ی آسایش» بوده. از کمدی سیاه Pain & Gain تا Jumanji و Fast & Furious، همه‌چیز قابل پیش‌بینی بود. این‌بار اما نقش «مارک کر» نه تنها از نظر فیزیکی — اضافه کردن ۳۰ پوند عضله و کار روزانه با پروتز — بلکه از نظر روانی او را به چالش انداخت: «ترس اصلی‌ام این بود که آسیب‌پذیر بشوم و به عمیق‌ترین زخم‌هایم سرک بکشم.»

امیلی بلانت، که نقش «دان استیپلز» — شریک زندگی کر — را بازی کرده، در این مسیر نقش بزرگی داشت. خودش می‌گوید: «احساس می‌کنم من واسطه‌ی آشنایی بنی و دواین بودم. نمی‌خواستم در پروژه قلمروطلب باشم، ولی وقتی دواین گفت به داستان مستند ۲۰۰۲ The Smashing Machine علاقه‌مند است، من بنی را پیشنهاد کردم. آخرش خودم هم بازی کردم!»

بلانت با لبخند ادامه می‌دهد: «نقش “نامزد مبارز” کلیشه‌ای است، اما بنی علاقه داشت تمام طیف انسانی شخصیت را نشان دهد. با دان واقعی وقت گذراندم؛ اول کمی محتاط بود چون فیلم بخش تاریک زندگی‌اش را نمایش می‌دهد، ولی بعد خواست ما عشق و وفاداری را هم کنار آشفتگی نشان بدهیم.»

وقتی خبرنگار پیش از اکران، سه‌نفرشان را در یک باشگاه بوکس وسط منهتن دید، همه چیز حس صحنه‌های فیلم را داشت: صندلی‌های تاشو وسط رینگ، گرما، بوی عرق و دستکش، پنکه‌هایی که صدای ضبط را خراب می‌کردند و امیلی که گه‌گاهی عرق پیشانی جانسون را با حوله پاک می‌کرد. بنی سفدی، مفتون جزئیات واقعی، یادآور می‌شود که بخش‌هایی را در یک باشگاه واقعی MMA در ونکوور فیلمبرداری کرده.

سفدی توضیح می‌دهد که برای طبیعی‌تر شدن دعواها و بحث‌ها، در خانه‌ی شخصیت‌ها دوربین‌ها را مخفی کرده تا بازیگرها به لنز فکر نکنند: «می‌خواستم فقط حضور داشته باشند.» بلانت تأیید می‌کند: «حسی می‌دهد که نباید این را ببینیم… مثل تماشای زندگی واقعی.»

The Smashing Machine اولین بار در جشنواره ونیز نمایش داده شد و جایزه بهترین کارگردانی گرفت. پس از ۱۵ دقیقه تشویق ایستاده، جانسون اشک ریخت. «این لحظه، تأیید یک سفر یک‌بار‌در‌عمر بود. نه فقط برای ما، برای مردی که این زندگی را واقعا تجربه کرده — مارک کر، که کنارم نشسته و به شدت گریه می‌کرد.»

جانسون حس کرد فیلم زندگی کر را به او بازگردانده: «او هرگز در دورانش شهرت و پول امروز مبارزان را نداشت… اما در آن سالن، همه گفتند: تو زندگی کردی، و ما خودمان را در زندگی تو می‌بینیم.»

برای نقش‌آفرینی، جانسون باید فرم بدنی «خاص» کر را بازسازی می‌کرد: شانه‌ها، عضلات سریع، و کمر باریک. سفدی می‌خندد: «روی آن کمر باریک وقتی وزن اضافه می‌کنی، سخت‌ترین بخش است!»

او تصمیم گرفت تغییر چهره را متوسط نگه دارد: «می‌خواستم دواین خودش هم دیده شود، چون داشت چیزهای زیادی از خودش را در این نقش می‌کاوید.»

یکی از صحنه‌های کلیدی فیلم، جایی است که کر در بیمارستان، پس از رویارویی با دوستش درباره مواد مخدر، ملحفه را روی سرش می‌کشد تا کسی اشک‌هایش را نبیند. جانسون می‌گوید این را از خاطره‌ای واقعی با مادرش گرفت؛ وقتی خبر سرطان مرحله سوم او را شنید و مادرش با کشیدن ملحفه روی صورتش گریه کرده بود: «این لحظه را برداشتم و گذاشتم وسط فیلم.»

جانسون حالا دیگر فکر «با‌کس‌آفیس» را نمی‌کند: «برای اولین بار، از هفته‌ی اکران تا الان، حتی یک‌بار به فروش فکر نکرده‌ام.» امیلی بلانت سر تکان می‌دهد: «چه رهایی بزرگی! البته اگر شکست بخورد، همه به سراغ تو می‌آیند… و این دردناک است، ولی زیبایی هم دارد.»

جانسون پاسخ می‌دهد: «مثل مارک کر… ما خوبیم.» و اضافه می‌کند: «از این فیلم به بعد، فیلمی می‌سازم که رویاهای خودم باشد. نه رویاهای دیگران.»

روی تی‌شرتش نوشته: «Vanquish» (در هم کوبیدن) — خلاصه‌ای از مسیری که اکنون در آن قدم گذاشته است. تصاویر روی جلد مصاحبه را از این لینک مشاهده کنید.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا