قسمت ۴ سریال Aşk ve Taht (عشق و تخت)

قسمت ۴ سریال Aşk ve Taht (عشق و تخت)، سریالی مهیج، تاریخی و تاحدی حماسی که جایگیزینی برای قیام عثمان و اورهان آتیوی با بازی آکین آکینوزو و سیمای بارلاس است …
قسمت ۴ سریال Aşk ve Taht (عشق و تخت) که تیزر آن را می توان از این لینک تماشا کرد ، چهارشنبه ۸ مهر ۱۴۰۵ ساعت ۲۰ به وقت محلی از کانال استار پخش خواهد شد … ؛ سلطان علاءالدین میخواهد بداند که چه کسی به او گفته بود ملیکه خاتون در راه منتظر است. دستینا نام جلالالدین را میآورد. در حالی که نورجیهان خاتون به خاطر برادرش بسیار نگران است، سلطان علاءالدین میگوید که نجات یا گرفتار شدن او به دست خودش است. از طرف دیگر، جرقه درگیری و جنگ میان علاءالدین و آندریاس زده میشود. در حالی که ملیکه خاتون با دیدن نقاشی چشمان دستینا احساس خطر میکند و میخواهد او را مجازات کند، سبب رو در رو شدن دستینا و آندریاس خواهد شد. آندریاس که او را میشناسد، آیا هویت واقعی دستینا را افشا خواهد کرد؟
سریال «عشق و تخت» در جایگاه پنجم قرار گرفت ( بررسی ریتینگ روزانه )
- سریال «خانواده یک امتحان است» (A.B.İ.) به پایان میرسد
- مشکل تازه نتفلیکس؛ شخصیتهای بیخطر، قصهگویی را قربانی میکنند
اما آنچه در قسمت قبلی ( ۳ ) شاهدش بودیم …
نامهای که دستینا مخفیانه تلاش میکند آن را بخواند، به دست علاءالدین میافتد. اما برخلاف انتظار، این نامه حاوی یک راز سیاسی یا توطئهای پنهان نیست؛ بلکه اعترافی عاشقانه را آشکار میکند. علاءالدین که میخواهد حقیقت را بداند، دستینا و ملیکه را مقابل یکدیگر قرار میدهد تا از ماجرا پرده بردارد.
در همین زمان، دستینا در دارالشفا با برادر زخمیاش، آراکل، روبهرو میشود. جلالالدین و آندریاس نیز به دنبال آراکل هستند و اتفاقاتی که در دارالشفا رخ میدهد، تمام معادلات را تغییر میدهد.
از سوی دیگر، سلطان علاءالدین همراه با سپاهش به سوی کالونوروس حرکت میکند. تصمیمی که او برای آغاز جنگ خواهد گرفت، دستینا را در موقعیتی دشوار قرار میدهد؛ زیرا او که همچنان هویت واقعی خود را پنهان کرده، میان پدرش و علاءالدین گرفتار میشود و باید با انتخابی سرنوشتساز روبهرو شود.
سلطان علاءالدین تصمیم میگیرد تمام قبایل اوعوز را زیر یک پرچم متحد کند و برای رهبری سپاه خود، فردی شایسته را برگزیند. هنگامی که بزرگان حکومت درباره دلاور مورد نظر او پرسوجو میکنند، پاسخ سلطان، از شکلگیری اتحادی بزرگ و آغاز حماسهای تازه خبر میدهد. اکنون در نبردی که شمشیرها از نیام بیرون آمده و سرنوشتها دوباره نوشته میشوند، همه نگاهها به ارطعرل بی، رئیس قبیله کایی دوخته شده است.
در ادامه، علاءالدین بیش از هر زمان دیگری به شناسایی خائن کالونوروس و کشف هویت واقعی دستینا نزدیک میشود. از سوی دیگر، دستینا پیشنهادی غیرمنتظره برای فرار دریافت میکند و بر سر دوراهی دشواری قرار میگیرد: یا از قصر بگریزد یا برای متوقف کردن جنگ، هویت واقعی خود را آشکار کند.
اکنون باید دید دستینا دست کمک پیشنهادی را میپذیرد یا برای جلوگیری از جنگی قریبالوقوع، حاضر میشود بزرگترین راز زندگیاش را فاش کند. تصمیم او میتواند سرنوشت خودش، خانوادهاش و آینده این نبرد را برای همیشه تغییر دهد.





