برای دریافت سریع‌تر اخبار ما، سایت را در گوگل دنبال کنید

دنبال کردن ...
اخبار سریال خارجیمصاحبه و گفتگو

مدیسون آیسمن از فصل دوم «The Rainmaker» می‌گوید؛ سارا در آستانه سقوط و زنان در مرکز داستان

اگر قسمت آغازین فصل دوم «The Rainmaker» را دیده باشید، می‌دانید سارا روزهای سختی را می‌گذراند؛ روزهایی که، دست‌کم از نظر داستانی، تماشایشان جذاب است. او در فصل اول چندان دل مخاطبان را به دست نیاورد، اما مدیسون آیسمن، بازیگر این نقش، از همین واکنش‌ها استقبال می‌کند؛ به‌ویژه حالا که فصل تازه قرار است لایه‌های بیشتری از این شخصیت بحث‌برانگیز را آشکار کند.

در گفت‌وگو با آیسمن، از شروع فصل دوم، سقوط سارا، رابطه پیچیده‌اش با رودی و فرصت‌هایی صحبت شد که این بار نصیب شخصیت‌های زن سریال شده؛ زنانی که قرار نیست صرفا دوست‌داشتنی باشند یا در حاشیه داستان مردان باقی بمانند.

سارا فصل دوم را در وضعیتی آشفته آغاز می‌کند، با اینکه ظاهرا تنها کسی است که از پیامدهای آن پرونده جان سالم به در برده. حالا نزدیک شدن به او برای دیگران یک خطر حرفه‌ای به حساب می‌آید و مسیر شغلی‌اش، پیش از آنکه واقعا پا بگیرد، به بن‌بست رسیده. خودش هم انگار نمی‌داند قدم بعدی را باید کجا بگذارد.

آیسمن می‌گوید: «جالب بود. یادم هست پایان فصل اول ما را در موقعیت خیلی مبهمی گذاشت. واقعا نمی‌دانستم قرار است در فصل دوم به کدام سمت برویم. برای همین، وقتی اولین فیلم‌نامه را گرفتم، کمی شوکه شدم. سارا و لئو پرونده را می‌بازند، اما سارا به‌نوعی فصل را در موقعیت خوبی تمام می‌کند؛ دفتر شیک را گرفته و خودش را به رئیسش ثابت کرده…»

او ادامه می‌دهد: «اما وقتی دوباره سارا را می‌بینیم، تقریبا به ته خط رسیده. کمی طول کشید تا این وضعیت را هضم کنم، ولی هرچه فیلم‌نامه‌های بیشتری خواندیم، روشن‌تر شد چرا می‌خواهند او را به این سمت ببرند. برای بازی کردن هم نقطه شروع خیلی جذابی بود.»

از نگاه آیسمن، این سقوط فرصتی است برای پرداختن به بهای جاه‌طلبی؛ اینکه تلاش دائمی برای بهترین بودن و کنار آمدن با آدم‌های خطرناک، سرانجام چه چیزی از فرد می‌گیرد.

«وقتی همیشه می‌خواهی بهترین باشی و برای رسیدن به هدفت با شیطان معامله می‌کنی، هزینه‌ای می‌دهی. این مسیر کلی ظرفیت برای بازی دارد. در دو قسمت اول، واقعا سفر سارا را می‌بینید.»

آیسمن برای تصمیم‌های سارا در فصل اول، منطق و پیشینه‌ای ساخته بود؛ حتی اگر مخاطبان آن‌ها را نمی‌دیدند یا با نتیجه‌شان موافق نبودند.

«چیزی که در این فصل خیلی دوست دارم این است که من با تمام تصمیم‌های پارسال سارا زندگی کرده بودم. روی شخصیتش کار کرده بودم؛ اینکه چرا آن کارها را می‌کند و چه کسانی در گوشش حرف می‌زنند. فکر می‌کنم در فصل دوم، بیشتر وارد زندگی‌اش می‌شوید؛ رابطه‌اش با پدر و مادرش و فشاری که تحمل می‌کند. در فصل اول چندان فرصتی برای دیدن این چیزها نبود. این بار کمی انسانی‌تر به نظر می‌رسد و شاید مخاطب بهتر بفهمد چرا بعضی از آن تصمیم‌ها را گرفت.»

یکی از روشنگرترین صحنه‌های قسمت اول، حضور سارا در کنار پدر و مادرش است. پدر بر موفقیت و برنده شدن تاکید دارد، درحالی‌که مادر او را تشویق می‌کند با آنچه میان خودش و رودی اتفاق افتاده روبه‌رو شود. همین دو نگاه متفاوت، کشمکش درونی سارا را روشن‌تر می‌کنند: فاصله میان آدمی که می‌خواهد باشد و آدمی که به او یاد داده‌اند برای موفق شدن باید باشد.

اما عذرخواهی او از رودی هم پاسخ ساده‌ای به این تعارض نمی‌دهد. آیا واقعا می‌خواهد اشتباهاتش را جبران کند یا هنوز مشغول پیش بردن بازی خودش است؟

آیسمن می‌گوید: «دقیقا. چیزی که در آن صحنه خیلی دوست دارم همین است. یادم هست وقتی برای اولین بار آن قسمت را خواندم، با مایکل سایتزمن درباره عذرخواهی سارا و اهمیت اولین گفت‌وگویش با رودی صحبت کردم. با توجه به تمام کارهایی که سارا در فصل قبل کرده، اگر می‌دیدید خودش، بدون اینکه کسی تشویقش کند، می‌رود و عذرخواهی می‌کند، مطمئن نیستم کسی کاملا باورش می‌کرد.»

او معتقد است سارا هنوز جایی میان صداقت و حسابگری ایستاده: «هیچ‌وقت دقیقا نمی‌دانید نیتش چیست؛ آیا همان چیزی را می‌گوید که واقعا منظورش است یا همه‌اش بخشی از بازی است؟ فکر می‌کنم جایی بین این دو زندگی می‌کند. همیشه بین میل به آدم خوبی بودن و انتخاب درست، و میل به رسیدن به جایگاه بالا گیر می‌افتد؛ به‌خصوص در دنیایی مردانه. او وارد موسسه‌ای شد که پر از مردان قدرتمند بود و خودش در آن دریای بزرگ، زن کوچکی به حساب می‌آمد.»

در فصل دوم، محیط اطراف سارا تغییر می‌کند. مسیر حرفه‌ای همچنان دشوار است، اما این بار زنان بیشتری در شکل دادن به آن نقش دارند. آیسمن از همکاری با مرل دندریج با هیجان یاد می‌کند:

«موضوع‌هایی که این فصل با آن‌ها کار می‌کنیم فوق‌العاده‌اند. فرصت دارم کنار مرل دندریج بازی کنم؛ بازیگر و زن بی‌نظیری که واقعا قدرت حضورش را حس می‌کنید. خیلی مشتاقم همه او را ببینند، چون فوق‌العاده کار کرده. سارا یاد می‌گیرد چطور در همان دنیا و همان مسیر حرکت کند، اما در محیطی کاملا متفاوت و در میان زنان. برایش تجربه تازه‌ای است.»

به گفته او، دو قسمت ابتدایی زمینه مناسبی برای ادامه داستان می‌سازند: «واقعا حس می‌کنید سارا کجای زندگی‌اش ایستاده، چه احساسی دارد، رابطه‌اش با خانواده و پدر و مادرش چطور است و چه فشاری را تحمل می‌کند.»

در این میان، آماندا وان برای سارا چیزی فراتر از یک فرصت شغلی تازه است. سارا بخش زیادی از مسیرش را زیر سایه مردان گذرانده، اما حالا زنی را مقابل خود می‌بیند که تقریبا تجسم تمام خواسته‌های حرفه‌ای اوست. البته آماندا فقط در فکر دادن فرصتی دوباره به سارا نیست؛ او می‌تواند از سارا به‌عنوان ابزاری علیه رودی استفاده کند و جاه‌طلبی سارا، راه را برای این بازی هموارتر می‌کند.

آیسمن توضیح می‌دهد: «به نظرم دنیای تینلی بریت و کار کردن با لئو، همان چیزی بود که پدرش همیشه او را به سمتش هل می‌داد. وقتی جلوی همه زمین می‌خورد و شرمنده می‌شود، می‌فهمد باید مسیرش را عوض کند. شاید به ته خط رسیده باشد، اما هنوز باهوش و جاه‌طلب است و می‌داند چه می‌خواهد.»

او ادامه می‌دهد: «بعد آماندا وان را می‌بیند؛ کسی که تقریبا همه آن چیزهایی را دارد که سارا در زندگی می‌خواهد. زن قدرتمندی است، وکیل فوق‌العاده‌ای است و از هر نظر می‌تواند الگویش باشد. البته در ادامه فصل، ترک‌هایی در این تصویر پیدا می‌شود که همه خیلی زود خواهند دید.»

در ابتدای این رابطه، آماندا برای سارا وسوسه‌انگیز است؛ مثل کیکی اشتهابرانگیز که می‌خواهد هرچه زودتر سهمی از آن بردارد. اما ورود به این محیط تازه، بدون اصطکاک نیست.

«سارا باید یاد بگیرد چطور خودش را با این فضای کاری کاملا متفاوت هماهنگ کند. شخصیت مگان هم هست، دستیار حقوقی آماندا وان، که از همان اول از سارا بدش می‌آید. خب، قبول کنیم سارا هم دوست‌داشتنی‌ترین آدم دنیا نیست! اما در دو قسمت اول، دیدن اینکه همه این رابطه‌های متفاوت چطور کنار هم شکل می‌گیرند خیلی جذاب است؛ به‌خصوص وقتی سارا در پایین‌ترین نقطه قرار دارد و دوباره باید راهش را پیدا کند. از این نظر شبیه فصل اول است، ولی این بار ناچار است مسیرش را کاملا تغییر بدهد.»

اشتیاق آیسمن برای بازی کردن این ظرافت‌ها در حرف‌هایش پیداست؛ همان‌طور که از همکاری با دندریج لذت برده.

همچنین بخوانید...
دو بازیگر استرالیایی به فصل دوم سریال «The Rainmaker» پیوستند

«مرل به‌عنوان هم‌بازی واقعا رویایی بود. فقط می‌توانم از خوبی‌هایش بگویم. فکر می‌کنم فصل را به سطح کاملا متفاوتی می‌برد. خیلی بااستعداد است.»

او پررنگ‌تر شدن زنان را تا حدی پاسخی به استقبال مخاطبان از شخصیت‌های زن سریال می‌داند: «فکر می‌کنم تماشاگرها زنان داستان را خیلی دوست داشتند. بروزر واقعا درخشید. دات، با بازی کارن، هم همین‌طور. انگار مردم عاشق زنان سریال شدند و سازندگان هم به این واکنش گوش دادند… این فصل، فصل زن‌هاست.»

جذابیت این شخصیت‌ها فقط در حضور پررنگشان نیست. بروزر، سارا و آماندا قرار نیست همیشه مهربان، موافق یا بی‌نقص باشند. آن‌ها می‌توانند بی‌رحم، جاه‌طلب، حسابگر و خطاکار باشند و همچنان صحنه را در اختیار بگیرند. روابطشان نیز به حمایت از مردان اطرافشان محدود نمی‌شود.

آیسمن از این پیچیدگی استقبال می‌کند: «دنیای حقوق هم همین است. همیشه با محدوده خاکستری اخلاق بازی می‌کنیم؛ اینکه کجای آن می‌ایستی و چقدر کوتاه می‌آیی یا امتیاز می‌گیری. رودی بیلور هم همیشه همین مسیر را طی می‌کند. می‌خواهد کار درست را انجام بدهد، اما گاهی کار درست تو را به دردسر می‌اندازد. کشمکش او همین است. این‌ها موضوع‌هایی‌اند که در سراسر سریال دنبال می‌کنیم. این زنان پیچیده و ترسناک هم داستان را خیلی جذاب‌تر می‌کنند. پر از ماجراست و واقعا خوب از آب درآمده.»

جاه‌طلبی همیشه بخشی تعیین‌کننده از شخصیت سارا بوده، اما فصل دوم او را در وضعیتی قرار می‌دهد که اشتباه کردن می‌تواند بهای سنگین‌تری داشته باشد. آیسمن گاهی نظرهای مخاطبان را می‌خواند و می‌داند خیلی‌ها از سارا خوششان نمی‌آید. در گفت‌وگو، وقتی به این اشاره کردیم که بسیاری از همین ویژگی‌ها در شخصیت‌های مرد تحسین می‌شوند، هر دو خندیدیم.

او می‌گوید: «پیچیده است. سارا با خیلی از همان چالش‌های فصل اول روبه‌رو می‌شود، اما در سطحی کاملا متفاوت. آن موقع همیشه زیر چتر حمایتی لئو بود. فکر می‌کنم می‌دانست پشت این آدم‌ها محافظت می‌شود. انگار با خودش می‌گفت هر کاری بتوانم برای بردن می‌کنم و بقیه هزینه‌اش را می‌دهند.»

این حاشیه امن دیگر چندان قابل اتکا نیست: «در فصل دوم تصمیم‌های مشابهی پیش رویش قرار می‌گیرند، اما چیزهای خیلی بیشتری برای از دست دادن دارد. حسابی به دردسر افتاده. به‌نوعی در دو قسمت اول از آن جان سالم به در می‌برد و می‌فهمید فعلا حالش خوب است، اما هنوز جای پای محکمی ندارد.»

«هنوز باید تصمیم بگیرد کدام راه را برود. یک قدم اشتباه کافی است تا دوباره به ته خط برسد و حرفه‌اش را کاملا از دست بدهد. همه می‌دانیم سارا یک چیز را بیشتر از هر چیز دیگری دوست دارد: کارش. از قسمت اول تا دهم مسیر بزرگی را طی می‌کند. یادم هست اولین بار که خواندمش، قوس شخصیتی‌اش را فوق‌العاده دیدم.»

اما واکنش منفی تماشاگران، لزوما آیسمن را از این نقش دلسرد نمی‌کند.

«خیلی‌ها از مسیر سارا در فصل اول متنفر بودند. من دوستش داشتم. همیشه فکر می‌کنم بازی کردن شخصیتی که کمی نقش منفی دارد، خوش می‌گذرد. برایم خیلی جذاب بود که سعی کنم وجه انسانی‌اش را پیدا کنم و بفهمم چرا آن کارها را انجام می‌دهد. به‌هرحال، اینکه مردم درباره شخصیتت حرف بزنند بهتر از این است که هیچ‌کس چیزی نگوید. اگر از شخصیتت متنفرند، دست‌کم واکنشی در آن‌ها ایجاد کرده‌ای.»

بااین‌حال، خواندن این نظرها همیشه آسان نیست: «گاهی سخت است وقتی آنلاین می‌خوانم مردم می‌گویند چقدر از سارا متنفرند. با خودم می‌گویم آن‌قدرها هم بد نیست! فکر می‌کنم دلیلش این است که او را بیرون از تینلی بریت ندیده‌اید. برای همین هیجان دارم این فصل ببینید وقتی سر کار نیست، چه اتفاقی در زندگی‌اش می‌افتد.»

رابطه سارا و رودی همچنان یکی از حساس‌ترین بخش‌های داستان است. تلاش او برای نزدیک شدن به رودی در قسمت اول، این احتمال را ایجاد می‌کند که واقعا از اتفاق‌های گذشته پشیمان باشد؛ اما رودی هم دلایل کافی برای احتیاط دارد. حضور آماندا این معادله را پیچیده‌تر می‌کند: اگر سارا وسیله رسیدن او به هدفش باشد، صداقت خود سارا را چطور باید سنجید؟

آیسمن می‌گوید بازگرداندن این دو شخصیت به یک فضا، یکی از بحث‌های مهم هنگام شکل دادن به فصل بوده: «نکته جالب یک درام حقوقی این است که همیشه در دادگاه مشغول بحث‌های قانونی هستیم، اما زیر تمام آن کلمات، اتفاق‌های دیگری جریان دارد. وقتی رودی و سارا دوباره در دادگاه مقابل هم قرار می‌گیرند، خیلی بیشتر از اصطلاحات حقوقی میانشان ردوبدل می‌شود.»

او ادامه می‌دهد: «یکی از بحث‌های اصلی این بود که چطور دوباره آن‌ها را در یک اتاق قرار بدهیم. وقتی مایکل ایده آماندا وان را مطرح کرد، زنی فوق‌العاده بی‌رحم و حسابگر که برای رسیدن به خواسته‌اش از سارا استفاده می‌کند، یک لایه تازه از بازی دادن آدم‌ها به داستان اضافه شد. برای رودی هم موقعیت داستانی خیلی خوبی می‌سازد.»

این وضعیت، اعتماد را به مسئله اصلی تبدیل می‌کند: «رودی چقدر می‌تواند حرف‌های سارا را باور کند؟ آیا سارا راست می‌گوید؟ نمی‌دانیم. من در ذهن خودم برداشتی دارم، اما مخاطب باید خودش تصمیم بگیرد بازی سارا چیست. فکر می‌کنم در طول فصل کمی روشن‌تر می‌شود.»

«خیلی خوب است که در آغاز در همین فضای مبهم بمانیم. چقدر می‌شود به او اعتماد کرد؟ چقدرش بازی است؟ چقدر صادق است؟ سارا هم می‌تواند کمی دیگران را بازی بدهد. سریال پر از این بازی‌هاست؛ بالاخره ما وکیلیم!»

سارا هم بازیگر این میدان است و هم ممکن است مهره نقشه دیگران شود. آیسمن برای تنظیم همین مرزهای ظریف، همکاری نزدیکی با مایکل سایتزمن، شورانر سریال، داشته.

«در بعضی صحنه‌ها واقعا باید با مایکل کار می‌کردم تا مشخص کنیم سارا چقدر به صداقت نزدیک می‌شود، چقدر پنهان می‌کند و چه چیزهایی را نمی‌خواهد بگوید. چقدر دارد طرف مقابل را بازی می‌دهد؟ این‌ها کارهایی‌اند که همه ما انجام می‌دهیم. پشت صحنه کلی درباره‌شان حرف می‌زنیم.»

تدوین هم می‌تواند برداشت مخاطب از سارا را تغییر دهد: «دیدن انتخاب‌هایی که می‌کنند و مسیری که در تدوین به سارا می‌دهند خیلی جالب است، چون داستان او را می‌شود به شکل‌های مختلفی تدوین کرد. فکر می‌کنم مردم خیلی هیجان‌زده می‌شوند؛ دست‌کم امیدوارم.»

آیسمن با خنده، راه را برای مخالفان سارا هم باز می‌گذارد: «اگر می‌خواهید همچنان از سارا متنفر باشید، اشکالی ندارد! بالاخره یک نفر باید شخصیت منفی سریال باشد. من از پسش برمی‌آیم. اما خودم سارا و مسیرش را دوست دارم. بازی کردنش خیلی لذت‌بخش است. حتی وقتی با رودی بد رفتار می‌کند، دوستش دارد؛ فقط تصمیم‌های بدی می‌گیرد.»

برای آیسمن، یکی از مهم‌ترین دلایل انتظار برای ادامه فصل، حضور زنان تازه در داستان است: «خیلی مشتاقم مردم شخصیت‌های زن جدید را ببینند. واقعا فکر می‌کنم این فصل برای زن‌هاست. مردها هم برمی‌گردند و همچنان حضور دارند، اما این بار تا حدی فصل زنان است و این عالی است.»

فصل اول، دنیایی پر از آدم‌های پیچیده از نظر اخلاقی ساخت و فصل دوم قرار است بر همان پایه، داستان را گسترش دهد. آیسمن وعده می‌دهد: «همه‌چیز بزرگ‌تر و دیوانه‌وارتر می‌شود. حس می‌کنم هر چیزی را که در فصل اول جواب داده بود گرفتیم و بیست برابر بزرگ‌ترش کردیم. پس مخاطبان چیزهای زیادی دارند که منتظرشان باشند.»


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا