دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سریال های آسیاییبررسینیم نگاه

نگاهی به شروع درخشان سریال چینی «شکوفایی در میان ابرها»؛ عاشقانه‌ای الهام‌بخش میان رویا، جسارت و فرصتی دوباره برای عشق

سریال چینی «شکوفایی در میان ابرها» (Blossom Through the Cloud) با بازی لیو شیه نینگ در نقش روان سی شیان و وی جه مینگ در نقش فو مینگ یو، یکی از عاشقانه‌های تازه‌ای است که با حال‌وهوایی دلنشین به استقبال پاییز رفته و از همان هفته نخست پخش، توجه مخاطبان را جلب کرده است. این مجموعه نه فقط یک داستان عاشقانه، بلکه روایتی درباره دنبال کردن رویاها، ایستادن پای باورها و پیدا کردن عشق در زمانی است که اصلا انتظارش را ندارید.

داستان با یک رویا شروع می‌شود؛ روان سی شیان از کودکی فقط یک هدف داشته: خلبان شدن. او با این‌که حالا به عنوان مهماندار هواپیما، چهره شناخته‌شده شرکت هنگشی ایرلاینز شده، وقتی فرصت ورود به برنامه کارآموزی خلبانی پیش می‌آید، بدون تردید شانسش را امتحان می‌کند. اما درست زمانی که به نظر می‌رسد قرار است به چیزی که همیشه می‌خواسته برسد، این برنامه به دستور معاون جدید شرکت، فو مینگ یو، لغو می‌شود.

با این حال، روان سی شیان از آن شخصیت‌هایی نیست که به این راحتی تسلیم شوند. انتخاب شغلش به‌خودی‌خود نشان می‌دهد با زنی محکم و متفاوت طرف هستیم. او پس از پشت سر گذاشتن تبعیض، قضاوت و مانع‌های پی‌درپی، حاضر نیست خیلی راحت از رویایش دست بکشد. به همین دلیل نامه‌ای آماده می‌کند تا فو مینگ یو را برای حفظ برنامه متقاعد کند، اما این نقشه نتیجه برعکس می‌دهد. به خاطر یک سوءتفاهم بزرگ، فو مینگ یو او را تحقیر می‌کند و آخرین امیدش را هم از بین می‌برد.

با این همه، سی شیان باز هم دست از تلاش نمی‌کشد و ثابت می‌کند هرجا اراده باشد، راهی هم پیدا می‌شود. او شغلش را رها می‌کند، وسایلش را جمع می‌کند و راهی سفری می‌شود تا رویایش را دنبال کند. حتی وقتی مسیر از چیزی که دیگران گفته بودند سخت‌تر، ترسناک‌تر و نامطمئن‌تر از آب درمی‌آید، باز هم عقب‌نشینی نمی‌کند. در نهایت هم تلاش بی‌وقفه و اراده محکم او نتیجه می‌دهد.

سه سال بعد، فو مینگ یو به ریاست هنگشی ایرلاینز رسیده و برای این‌که بتواند جایگاهش را در راس شرکت تثبیت کند، باید عملکردی حتی بهتر از قبل ارائه دهد. برنامه قبلی‌اش خوب جواب داده، اما این بار برای راضی کردن هیات‌مدیره به استراتژی قوی‌تری نیاز دارد. در همین موقع، مثل هدیه‌ای از آسمان، چهره بعدی شرکت را در خلبان تازه‌فارغ‌التحصیل‌شده، روان سی شیان، پیدا می‌کند.

آن‌چه فو مینگ یو در ابتدا متوجه نمی‌شود، این است که زنی که حالا می‌تواند نجاتش دهد، همان کسی است که سال‌ها قبل با بی‌رحمی تحقیرش کرده بود. و واضح است که سی شیان هم آن اتفاق را فراموش نکرده؛ مخصوصا وقتی رسیدن به جایگاه فعلی برایش با خون دل، اشک، زحمت فراوان و حتی فروش خانه دوران کودکی‌اش همراه بوده است. به این ترتیب، فو مینگ یو بی‌آن‌که بداند، خودش را در موقعیتی پیچیده قرار می‌دهد. او با این‌که در کار چهره‌ای سرد و بی‌رحم دارد، در بعضی موقعیت‌ها از چیزی که دیگران تصور می‌کنند، گیج‌تر و نابلدتر است.

وقتی این دو دوباره با هم روبه‌رو می‌شوند، معادله قدرت کاملا تغییر کرده است. سی شیان دیگر آن کارمندی نیست که برای یک فرصت التماس کند؛ حالا او می‌تواند با شرایط خودش تصمیم بگیرد. این بار این فو مینگ یو است که باید برای همراه کردن او اصرار کند. همین تغییر باعث می‌شود نابرابری گذشته از میان برود و این دو بتوانند از نو شروع کنند؛ هرچند نه دقیقا با شروعی بی‌دردسر.

در ادامه، داستان خیلی زود وارد فضای آشنای «نزدیکی اجباری» می‌شود؛ این بار نه فقط در رابطه رئیس و کارمند، بلکه حتی در قامت همسایه. همین‌جاست که ماجرا برای شخصیت‌ها و البته برای مخاطب جذاب‌تر می‌شود. فو مینگ یو کم‌کم وجه دیگری از خودش را نشان می‌دهد؛ مردی دست‌وپاچلفتی، کمی بامزه و در عین حال دوست‌داشتنی که آرام‌آرام وارد ذهن سی شیان می‌شود؛ زنی که تا آن لحظه تمام تمرکزش فقط روی رسیدن به هدفش بوده است. از طرف دیگر، این روند نشان می‌دهد آن‌ها شاید بیش از چیزی که فکر می‌کردند، نقطه مشترک داشته باشند.

اگرچه نمی‌توان این رابطه را عشق در نگاه اول نامید، اما از لحظه‌ای که فو مینگ یو دوباره سی شیان را می‌بیند، چیزی در دلش تغییر می‌کند؛ و راستش چه کسی ممکن است مجذوب چنین زن پرشور و شجاعی نشود؟ در مقابل، سی شیان هنوز بیشتر در سمت دشمنی ایستاده تا عشق. اما تحسین صادقانه فو مینگ یو خیلی زود خودش را نشان می‌دهد و تعامل‌های روزمره این دو، کم‌کم به مسیری برای اوج گرفتن احساسات‌شان تبدیل می‌شود.

وی جه مینگ بار دیگر به همان شکلی که از او انتظار می‌رود، شخصیتی شیرین اما محکم را ارائه می‌کند؛ کاراکتری که عمق دارد و در عین حال بامزه و رویاپرداز هم از کار درآمده است. در کنار او، لیو شیه نینگ هم به‌خوبی از پس تصویر کردن یک قهرمان زن کاریزماتیک و مصمم برآمده و همین ترکیب، از همان قسمت اول شیمی جذابی میان این دو ساخته که تماشاگر را به دل این عاشقانه قدبلند و دوست‌داشتنی می‌کشاند.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا