دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سلبریتی هاسلبریتی جهان

نگاهی نادر به زندگی خانوادگی انریکه ایگلسیاس با آنا کورنیکووا

داستان عشق انریکه ایگلسیاس و آنا کورنیکووا بیش از دو دهه هست که شروع شده  است. آنها رابطه خود را و همچنین زیر و بم خانواده پنج نفره شان را کاملا خصوصی نگه داشته اند.

اما خواننده ۴۸ ساله در یک مصاحبه جدید با پیپل، به اشتراک می گذارد که هر رابطه ای, صرف نظر از اینکه برای کسانی که از بیرون به دنبال آن هستند چقدر عالی به نظر می رسد, مستلزم آن است که هر دو طرف کار را انجام دهند. این قانون یک رابطه موفق و طولانی مدت است.

او برای داستان روی جلد جدید به مجله می گوید: «در حین رفتن یاد می گیرید. اوقات خوب، زمان های بد خود را سپری می کنید، و اگر بتوانید زمان های بد را پشت سر بگذارید، به زمان های واقعا خوب خواهید رسید, خیلی از مردم می گویند، اوه، خوب، من می دانم که این کسیه که قرار است بقیه عمرم را با او سپری کنم.  من کاملاً با آن موافقم، اما در عین حال، شما واقعاً هرگز نمی دانید که زندگی شما را به کجا خواهد برد و چه اتفاقی می تواند بیفتد.»

ایگلسیاس و کورنیکوا در دسامبر ۲۰۰۱ سر صحنه موزیک ویدیوی «فرار» با هم آشنا شدند. آنها بلافاصله با هم ارتباط برقرار کردند و این ارتباط بر فراز و نشیب‌هایی که هر زوجی از آن عبور می‌کند غلبه کرده است، به‌ویژه آنهایی که تحت چنین کانون توجه شدیدی هستند.

او می‌گوید: « وقتی با هم آشنا شدیم اگرچه او از دنیای ورزش آمده بود، به نوعی با همدیگر مچ شدیم. او می دانست که دنیای من چگونه است. تا حدودی می دانستم دنیای او چگونه است. بنابراین این درک کمک زیادی کرد.ما کم کم شروع به اتصال کردیم و قوی‌تر و قوی‌تر و قوی‌تر شدیم.»

این ارتباط منجر به دوقلوهای ۵ ساله لوسی و نیکلاس و یک دختر ۳ ساله به نام مری شد.

ایگلسیاس می‌گوید: « وقتی آنها را از مدرسه می برم و آنها روز بدی را سپری می کنند یا یکی از آنها گریه می کند یا دعوا می کنند، می گوییم بچه ها، آهنگ مورد علاقه شما چیست؟ و سپس همه آنها شروع به خواندن آن می کنند، و این خیلی زیبا است, الان فقط دارم لذت می برم. از هر روزم لذت می برم.»

اگرچه فرزندانش, بزرگ‌ترین طرفداران او هستند اما انتظار نداشته باشید که بچه‌هایش تا زمانی که او در تور سه‌گانه‌اش با پیت‌بول و ریکی مارتین هست, به او ملحق شوند: «وقتی به جاده می روم دلم برایشان خیلی تنگ می شود. احساس می کنم هنوز آنقدر بزرگ نشده اند که با من به جاده بروند.»


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا