هیروکازو کورئیدا از «به گذشته نگاه کن» میگوید؛ خلق کردن با یاد کسانی که دیگر کنارمان نیستند

هیروکازو کورئیدا، کارگردان تحسینشده ژاپنی و برنده نخل طلای کن، در فیلم تازهاش «به گذشته نگاه کن» (Look Back) سراغ اقتباس از مانگای تاتسوکی فوجیموتو رفته است؛ داستانی لطیف و تلخ درباره دو دختر نوجوان، رقابت، دوستی، فقدان و نیروی ادامه دادن. او در گفتوگویی تازه از دلیل ارتباط شخصیاش با این اثر، چالش نمایش گذر زمان و علاقهاش به ساخت فیلمی درباره تاریخ جنگ ژاپن گفت.
کورئیدا که با آثاری چون «Still Walking»، «Shoplifters»، «The Truth» و «Broker» شناخته میشود، در سینمای خود بارها به روابط خانوادگی، فقدان و پیوندهای عاطفی میان آدمها پرداخته است. با این حال، مسیر فیلمسازی او هرگز کاملاً قابل پیشبینی نبوده؛ از درام خانوادگی تا فیلم دادگاهی «The Third Murder»، از کار در فرانسه و کره جنوبی تا تجربه عناصر فانتزی و علمیتخیلی در «Sheep in the Box».
«به گذشته نگاه کن» داستان فوجینو، دانشآموز کلاس چهارمی را روایت میکند که بهخاطر کمیکاستریپهایش در مدرسه شناخته شده است. اعتمادبهنفس او وقتی با استعداد خیرهکننده کیوموتو، دانشآموزی گوشهگیر و مبتلا به آگورافوبیا، روبهرو میشود، از بین میرود. اما این دو دختر بهتدریج درمییابند که تواناییهایشان مکمل یکدیگر است؛ یکی در طراحی شخصیتها و دیگری در خلق پسزمینهها. همکاری آنها به دوستی عمیقی میانجامد، اما روایت در ادامه با رخدادی دردناک و مسیر عاطفی پیچیدهای روبهرو میشود.
کورئیدا درباره آغاز این پروژه گفت: «در سال ۲۰۲۳ با تاتسوکی فوجیموتو، نویسنده مانگای اصلی، ملاقات کردم، اما احتمالاً پروژه از ۲۰۲۲ شروع شده بود.» او توضیح داد که خود را خواننده پر و پا قرص مانگا نمیداند، اما آثار چند نویسنده را دنبال میکند. به گفته او، نخستین چیزی که توجهش را به کتاب فوجیموتو جلب کرد، نام نویسنده نبود، بلکه طراحی روی جلد بود: «واقعاً جذب جلد کتاب شدم. آن را برداشتم و خواندم و کاملاً درگیر داستان شدم.»
این فیلمساز ژاپنی گفت مواجههاش با مانگا همزمان با دوران همهگیری کرونا و کاهش چشمگیر حجم کارش بود؛ دورهای که او را به درونمایه اصلی اثر نزدیکتر کرد. او توضیح داد: «به نظرم داستان درباره این بود که هنرمندان وقتی با موقعیتهای ناامیدکننده و خارج از کنترلشان مواجه میشوند، چه میکنند و چطور دوباره شروع به خلق کردن میکنند. توانستم واقعاً با آن ارتباط برقرار کنم و اثر به من دلگرمی داد.»
داستان «به گذشته نگاه کن» در بستر فرهنگ مانگا نیز معنا پیدا میکند. فوجیموتو از نسل نویسندگانی است که با مجلات هفتگی مانگا، بهویژه «شونن جامپ» (Shonen Jump)، رشد کردهاند؛ عنوانی که واژه «شونن» در آن به معنای «پسر جوان» است. کورئیدا که در نوجوانی بیشتر خواننده «شونن مگزین» بوده، گفت رقابت و سلیقه میان خوانندگان این مجلات در ژاپن جدی است: «وقتی من بزرگ میشدم، همیشه “شونن مگزین” میخواندم و میان جوانها نوعی تقسیمبندی وجود داشت؛ اینکه طرفدار “جامپ” هستند یا “مگزین”. امروز اما فکر میکنم “شونن جامپ” از هر سه مجله مهمتر و همچنان بسیار محبوب است.»
اقتباس از اثری که از پیش تصویری و قاببندیشده است، چالش خاص خود را داشت. کورئیدا معتقد است قابهای مانگا با قاب سینما تفاوت بنیادین دارند: «در مانگا، اندازه و شکل هر قاب میتواند ریتم و سرعت خواندن را بسازد؛ چیزی که نمیشود دقیقاً در رسانه سینما بازآفرینیاش کرد.» او در عوض، برای یافتن زبان تصویری فیلم، روی تصویر پشت سر شخصیت اصلی هنگام طراحی مانگا و بهویژه بر صدا تمرکز کرد.
کارگردان «Our Little Sister» گفت ملاقات با فوجیموتو و دستیار حرفهای یک مانگاکا، او را متوجه اهمیت صدای طراحی کرد: «وقتی به کسی گوش میدهید که دارد قاب مانگا را میکشد، نوع کشیدن خط، سرعتش و میزان اطمینانش نشان میدهد آن فرد چقدر حرفهای و ماهر است. همانجا فهمیدم صدا برای فیلم خیلی مهم خواهد بود.»
او ادامه داد: «وقتی شخصیت برای نخستینبار قلم را روی کاغذ میگذارد، در صدا تردید حس میشود. کمکم سرعت میگیرد و مثبتتر میشود. بعد با ملاقات دوستش، یک صدا به دو صدا تبدیل میشود و آن صدا بعدها به فرایندی دیجیتال میرسد. فکر کردم اگر فیلم را حول این ایده بسازم، میتواند هم ساده باشد و هم قدرتمند.»
کورئیدا تأکید کرد که از ابتدا قصد نداشته تغییر بزرگی در منبع اصلی ایجاد کند؛ از جمله، تغییر جنسیت دو شخصیت اصلی هرگز در برنامه او نبوده است. او گفت: «من خیلی زود تصمیم گرفتم چیزی را که در اثر اصلی وجود ندارد، به آن اضافه نکنم.» با این حال، او با گسترش محدود حضور مادر فوجینو، معلم و ویراستار مجله، حس حضور بزرگسالانی حمایتگر را در اطراف دو دختر تقویت کرده است؛ آدمهایی که از دور مراقب آنها هستند و مسیرشان را میبینند.
او درباره انتخاب شخصیتهای زن توضیح داد که نامهای فوجینو و کیوموتو نیز ارتباطی معنادار با نام خالق اثر دارند؛ «فوجی» از فوجیموتو در فوجینو و «موتو» در کیوموتو حضور دارد. کورئیدا گفت فوجیموتو به او گفته هر دو شخصیت به شکلی در وجود خودش زندگی میکنند: «تصور میکنم شاید او فقط به این دلیل توانسته این شخصیتها را بنویسد که دختر هستند. اگر پسر بودند، احتمالاً بیش از حد به هویت خود او نزدیک میشدند و برای پرداختن به آنها به فاصلهای نیاز داشت.»
یکی از ویژگیهای چشمگیر فیلم، نمایش رشد فوجینو و کیوموتو از کودکی به نوجوانی است؛ مسیری که با دو جفت بازیگر اجرا شده، اما پیوستگی شخصیتها را حفظ میکند. کورئیدا این کار را در فیلم زنده دشوار میداند: «رشد کردن یک شخصیت احتمالاً سختترین چیزی است که میتوان در سینمای زنده به تصویر کشید، چون تماشاگر خیلی زود درگیر تغییر ظاهری میشود. در مانگا میشود این تحول را بسیار نرم و طبیعی طراحی کرد، اما در سینما مسئله فقط انتخاب بازیگرانی با چهرههای شبیه به هم نیست؛ باید میانشان ارتباط و هماهنگی وجود داشته باشد.»
به همین دلیل، او پیش از شروع فیلمبرداری، چهار بازیگر را کنار هم جمع کرد تا رابطهای واقعی میان آنها شکل بگیرد. کورئیدا در انتخاب بازیگران از یک تشبیه ورزشی هم استفاده کرده است: «در تعامل بازیگران در یک صحنه، همیشه یکی نقش گیرنده را دارد و دیگری پرتابکننده است؛ اگر بخواهیم از تشبیه بیسبال استفاده کنیم. ناتسوکی دگوچی پرتابکننده است و آجو ماکیتا گیرنده. میدانستم بازیگران جوانتر هم باید همین حس را در اجرای نقشها داشته باشند.»
فقدان و حسرت، از مضمونهای آشنای آثار کورئیداست، اما «به گذشته نگاه کن» به شکلی ویژه به این احساس نزدیک میشود؛ از مسیر تصور یک زندگی دیگر و بازنویسی ذهنی اتفاقات گذشته. کورئیدا گفت روند خلق کردن نمیتواند تنها بر پایه لذت پیش برود: «در مقطعی باید واقعاً از خودتان بپرسید چرا به ساختن ادامه میدهید و چرا هنوز خلق میکنید.»
او سپس از آدمهایی گفت که در مسیر حرفهایاش به او دلگرمی دادهاند، اما دیگر زنده نیستند؛ از جمله منتقدان و نویسندگانی چون دونالد ریچی، راجر ایبرت و تونی رینز، همچنین بازیگر فقید کیرین کیکی و تهیهکنندگانی که با آنها کار کرده بود. کورئیدا گفت: «فکر میکنم نیمی از کسانی که در این مسیر کمکم کردند و تشویقم کردند فیلم بسازم، دیگر روی این زمین نیستند. با این حال، حضورشان را حس میکنم و دلم میخواهد همچنان آثاری بسازم که از دیدنشان خوشحال شوند و من از نشان دادن آنها به آن آدمها خجالت نکشم.»
او این حس را باری بر دوش خود نمیداند، بلکه آن را مسئولیتی طبیعی در روند خلاقهاش توصیف میکند: «این آدمها را هنگام کار با خودم حمل میکنم، اما به هیچوجه برایم سنگینی نمیکند.» به گفته کورئیدا، فوجینو نیز در «به گذشته نگاه کن» تصمیم میگیرد با این احساس که کیوموتو همچنان مراقب اوست، حمایتش میکند و به جلو هلش میدهد، به خلق مانگا ادامه دهد: «او میراث آن رابطه را با خود حمل میکند. این بخش برایم بسیار قابل لمس و عمیقاً تأثیرگذار بود.»
بخش پایانی فیلم، با تصور یک واقعیت جایگزین از سوی فوجینو، مرز میان واقعیت و خیال را دگرگون میکند. کورئیدا گفت خودش هم هنگام خواندن مانگا برای لحظهای سردرگم شده بود: «با خودم میگفتم کدام بخش واقعیت است و کدام بخش خیال؟ بهنوعی داستان به عبور از زمان و مکان میرسد. این تصویرپردازی بسیار پیچیده بود و میدانستم انتقالش به فیلم زنده آسان نخواهد بود.»
کورئیدا همزمان با ساخت «به گذشته نگاه کن»، روی «Sheep in the Box» نیز کار میکرد؛ فیلمی با حالوهوای فانتزی و رگههایی از علمیتخیلی که تولید آن میان فصلهای مختلف فیلمبرداری «به گذشته نگاه کن» پیش میرفت. او این مدل کار کردن را تجربهای سالم میداند: «یکی از این فیلمها فیلمنامهای اورجینال بود و دیگری اقتباس؛ بنابراین با دو رویکرد متفاوت سروکار داشتم و جابهجا شدن میان آنها برایم آسان بود.»
او پیشتر نیز تجربه ساخت همزمان دو فیلم را داشته و هنگام فیلمبرداری «Our Little Sister» در فصلهای مختلف، روی «After the Storm» نیز کار میکرد. با این حال، کورئیدا معتقد نیست که عناصر فانتزی در دو فیلم اخیرش نشانه تغییر آگاهانه مسیر حرفهایاش باشد: «نمیگویم تصمیمی عمدی بوده؛ فقط اتفاقاً چند فیلم با این عناصر ساختهام.»
وقتی از او درباره امکان ساخت یک فیلم ترسناک پرسیده شد، کورئیدا با کنجکاوی پاسخ داد: «فیلم ترسناک؟ واقعاً دوست دارید چنین چیزی را ببینید؟» او سپس گفت دوست دارد روزی این ژانر را تجربه کند، اما بیشتر با الهام از فضای «Kwaidan» ساخته ماساکی کوبایاشی. کورئیدا از خاطره تماشای داستانهای ارواح ژاپنی در تابستانهای کودکیاش کنار مادرش یاد کرد و گفت به ساخت فیلمی در این فضا علاقه دارد.
این کارگردان در حال حاضر مشغول نوشتن فیلمنامهای تازه است، هرچند هنوز نمیداند آیا آن پروژه فیلم بعدیاش خواهد بود یا نه. او همچنین تمایل دارد بار دیگر خارج از ژاپن و به زبانی غیرژاپنی فیلم بسازد و پس از آن به کشورش برگردد تا سراغ اثری تاریخی برود؛ فیلمی که به تجربه ژاپن در دوران جنگ بپردازد. او گفت: «میخواهم از راهی تازه، خودم هم درک بهتری از آن تاریخ پیدا کنم.»





