واپسروی سنی در بزرگسالان چیست؟ دلایل، نشانهها و راههای برخورد با رفتارهای کودکانه در فشار روانی
واپسروی سنی یا «ایج رگرشن» پدیدهای روانشناختی است که در آن فرد، زیر فشار استرس، تروما، فرسودگی روانی یا اختلالات شناختی، به رفتارها و حالتهای ذهنی کودکانهتر بازمیگردد؛ شناخت این پدیده میتواند به همدلی، مدیریت بهتر و دریافت حمایت مناسب کمک کند.

گاهی انگار گذشته تمام نمیشود. شاید بزرگسالی کاملا مستقل باشید، اما همین که به خانه والدین برمیگردید و بحثی قدیمی بالا میگیرد، ناگهان حس میکنید دوباره همان نوجوان سالهای دبیرستان هستید. یا شاید شریک زندگیتان که معمولا منطقی و آرام است، وقتی بیش از حد خسته میشود رفتاری شبیه یک نوجوان بروز میدهد. ممکن است در فروشگاه کسی را ببینید که وسط راهرو دچار قشقرق و ازهمپاشیدگی رفتاری شده است. حتی شاید یکی از پدربزرگها یا مادربزرگها ناگهان روی چیزی پافشاری کند که از دوران کودکی برایش اهمیت داشته است.
برای چنین تجربههایی اصطلاحی روانشناختی وجود دارد: واپسروی سنی یا ایج رگرشن (Age Regression).
این پدیده میتواند در کودکان، بزرگسالان و سالمندان رخ دهد. در سادهترین تعریف، فرد برای مدتی به شیوهای کودکانهتر از سن واقعی خود فکر، احساس یا رفتار میکند. این رفتار همیشه عمدی نیست و در بسیاری از موارد میتواند نشانه فشار روانی، اضطراب، تروما، مشکلات پزشکی یا اختلالات شناختی باشد.
واپسروی سنی چیست؟
واپسروی سنی زمانی رخ میدهد که فرد به حالت ذهنی، هیجانی یا رفتاری مربوط به مرحلهای قبلی از زندگی خود بازمیگردد؛ اغلب به دوران کودکی یا نوجوانی.
گری اسمال (Gary Small)، پزشک و روانپزشک سالمندی و رییس بخش روانپزشکی در مرکز پزشکی هکنسک یونیورسیتی (Hackensack University Medical Center)، این پدیده را چنین توضیح میدهد:
«واپسروی سنی در بزرگسالان اساسا زمانی است که فرد شروع میکند به رفتاری کودکانهتر از آنچه برای سنش مناسب است. بنابراین واپسروی از این جهت است که فرد به حالت ذهنی و رفتاری دورهای پیشین از زندگی خود، معمولا دوران کودکی، بازمیگردد.»
این تعریف نشان میدهد موضوع فقط «بچهگانه رفتار کردن» نیست. واپسروی سنی نوعی تغییر در شیوه پاسخ فرد به فشار، ناامنی، خستگی یا آسیب روانی است. گاهی فرد واقعا در آن لحظه توانایی استفاده از مهارتهای بزرگسالانه خود را از دست میدهد و به راههای قدیمیتر و ابتداییتر برای کنار آمدن با فشار برمیگردد.
هنگام واپسروی سنی چه اتفاقی میافتد؟
واپسروی سنی یک فرایند روانشناختی است و میتواند در هر سنی رخ دهد. اثر آن نیز ممکن است از یک رفتار گذرا تا اختلال در زندگی روزمره متفاوت باشد.
نمونههایی از واپسروی سنی عبارتاند از:
- کودکی که توانایی انجام کاری متناسب با سن خود را از دست میدهد؛ مثلا مهارتی را که قبلا بلد بوده، موقتا نمیتواند انجام دهد.
- بزرگسالی که هنگام فروپاشی هیجانی، حمله پانیک یا فشار شدید، رفتارهای کودکانه نشان میدهد.
- سالمندی که به دلیل بیماریهای تخریبکننده مغز، به نسخهای قدیمیتر از خود بازمیگردد و رفتارها یا دغدغههای گذشته را دوباره نشان میدهد.
در بزرگسالان، این پدیده ممکن است به شکل گریه شدید، وابستگی ناگهانی، قشقرق، نیاز شدید به اطمینان، حالت جمع شدن بدن، مکیدن انگشت، صدا زدن والدین یا رفتارهایی ظاهر شود که با سن تقویمی فرد همخوان نیست.
چرا واپسروی سنی برای روانشناسی مهم بوده است؟
واپسروی سنی دهههاست توجه روانشناسان و روانپزشکان را جلب کرده است. دلیلش روشن است: این پدیده نشان میدهد ذهن انسان در فشارهای شدید، همیشه به جلو حرکت نمیکند؛ گاهی برای محافظت از خود به الگوهای قدیمیتر بازمیگردد.
در تاریخ روانشناسی، دیدگاههای مختلفی درباره این موضوع وجود داشته است.
زیگموند فروید (Sigmund Freud) باور داشت واپسروی سنی نوعی سازوکار دفاعی است؛ یعنی روشی ناآگاهانه برای محافظت از خود در برابر اضطراب یا فشار روانی. از این نگاه، فرد عمدا کودکانه رفتار نمیکند، بلکه روان او به شکلی ناخودآگاه به مرحلهای امنتر یا آشناتر بازمیگردد.
در مقابل، کارل یونگ (Carl Jung) نگاه خوشبینانهتری داشت. او واپسروی را صرفا عقبگرد نمیدید، بلکه آن را گاهی نوعی بازگشت به باور کودکانه درباره توانستن میدانست؛ یعنی فرد ممکن است به بخشی از خود نزدیک شود که هنوز به امکان انجام دادن، تخیل یا امید باور دارد.
این تفاوت دیدگاه نشان میدهد واپسروی سنی هم میتواند نشانه فشار و آسیب باشد، هم در برخی تفسیرها راهی برای دسترسی به بخشهای قدیمیتر روان. با این حال، در زندگی روزمره، مهمترین نکته این است که رفتار فرد را در زمینه فشار، سلامت روان یا وضعیت شناختی او بفهمیم.
علتهای واپسروی سنی در بزرگسالان

دنیای امروز سرشار از عوامل استرسزا است؛ از درگیریهای جهانی و تغییرات اقلیمی گرفته تا نگرانیهای سلامتی، فشار اقتصادی، فرسودگی، تنهایی و ناامنی. استرس شدید یکی از علتهای مهم واپسروی سنی در کودکان و بزرگسالان است.
اما علتها فقط به استرس روزمره محدود نمیشوند. پژوهشها نشان میدهند تروما یا آسیبهای گذشته نیز میتوانند نقش مهمی در بروز واپسروی سنی داشته باشند.
استرس شدید و فشار روانی
وقتی فشار روانی از ظرفیت فرد بالاتر میرود، ذهن ممکن است برای محافظت از خود به الگوهای قدیمیتر برگردد. این الگوها اغلب در دوران کودکی شکل گرفتهاند؛ دورانی که فرد برای دریافت امنیت، مراقبت یا توجه به اطرافیان وابستهتر بوده است.
به همین دلیل، فرد بزرگسال ممکن است در لحظه بحران:
- گریه کند و نتواند خود را آرام کند.
- به حمایت فوری و شدید نیاز پیدا کند.
- نتواند منطقی توضیح دهد چه میخواهد.
- واکنشهای هیجانی شدید و کودکانه نشان دهد.
- در وضعیت بدنی بسته یا جنینی قرار بگیرد.
این رفتارها ممکن است برای اطرافیان عجیب یا آزاردهنده باشد، اما از نظر روانشناختی میتواند نشانه این باشد که سیستم عصبی فرد در حالت فشار بالا قرار گرفته است.
تروما و تجربههای آسیبزا
تروما میتواند ذهن را به لحظات یا دورههایی از گذشته گره بزند. گاهی فرد در موقعیتهایی که از نظر احساسی شبیه تجربههای آسیبزای قبلی هستند، ناخودآگاه به سن یا حالت روانی همان زمان بازمیگردد.
برای مثال، فردی که در کودکی هنگام بحثهای خانوادگی احساس ناامنی میکرده، ممکن است در بزرگسالی هنگام مشاجره با شریک زندگی یا والدین، رفتاری شبیه همان کودک ترسیده از خود نشان دهد. در این وضعیت، واکنش فرد فقط به اتفاق حال حاضر نیست؛ بلکه گذشته نیز در تجربه اکنون فعال میشود.
افسردگی، مشکلات پزشکی و عوامل قابل درمان
گری اسمال تاکید میکند که واپسروی سنی گاهی شبیه «فریاد کمک» است. یعنی ممکن است پشت رفتار کودکانه، مشکلی جدی اما قابل درمان وجود داشته باشد.
او هشدار میدهد:
«واپسروی سنی میتواند فرد را با مشکلات دیگری روبهرو کند و گاهی حتی تهدیدکننده زندگی باشد… ممکن است یک وضعیت پزشکی، عدم تعادل الکترولیت، عارضه جانبی دارو یا مشکل سو مصرف مواد باشد.»
بر همین اساس، اگر واپسروی سنی شدید، ناگهانی، تکرارشونده یا همراه با اختلال در زندگی باشد، نباید آن را صرفا به «لوس شدن»، «جلب توجه» یا «بچهبازی» نسبت داد. ممکن است دلایلی مانند افسردگی، عوارض دارویی، مصرف مواد، اختلالات جسمی یا مشکلات عصبی در میان باشد.
اختلالات شناختی در سالمندان
در سالمندان، واپسروی سنی میتواند با افت شناختی و بیماریهای مغزی مانند آلزایمر (Alzheimer’s Disease) و دمانس یا زوال عقل (Dementia) مرتبط باشد.
در چنین شرایطی، فرد ممکن است به نسخهای از گذشته خود بازگردد؛ مثلا درباره والدینش سوال کند، در زمان گذشته زندگی کند، رفتارهایی از دوران کودکی یا جوانی نشان دهد یا نیازهای عاطفی ابتداییتری بروز دهد.
کریستوفر نورمن (Christopher Norman)، پرستار متخصص سالمندی دارای گواهی جیانپی-بیسی (GNP-BC) و بازبین پزشکی شورای ملی سالمندی (National Council on Aging)، میگوید در سالمندان باید به جای بحث منطقی و تلاش برای کشاندن فرد به واقعیت ذهنی خودمان، بر حمایت تمرکز کنیم.
او توضیح میدهد:
«وقتی متوجه میشوید و میپذیرید که در فردی با افت شناختی، یک مسئله کاملا واقعی تخریب عصبی، مانند بیماری آلزایمر یا شکل دیگری از دمانس، وجود دارد، لزوما قرار نیست بتوانید آن فرد را به وضعیت ذهنی خودتان برگردانید. اگر از دید منطقی نگاه کنم، این ایده که من بتوانم فردی با بیماری تخریبکننده عصبی را به سطح خودم بیاورم تا آن منطق را ببیند، چندان معنا ندارد.»
این نگاه برای مراقبان بسیار مهم است. در دمانس، بحث کردن، اصلاح مداوم یا اصرار بر واقعیت بیرونی میتواند اضطراب و سردرگمی فرد را بیشتر کند. گاهی معتبر دانستن احساس فرد و همراهی آرام، انسانیتر و کارآمدتر است.
نمونههای رفتاری واپسروی سنی
واپسروی سنی میتواند شکلهای متنوعی داشته باشد. برخی رفتارها آشکار و قابل تشخیصاند و برخی دیگر ظریفترند.
نمونههای رایج شامل موارد زیر است:
- مکیدن انگشت
- جمع شدن در حالت جنینی
- گریه شدید و کنترلناپذیر
- صدا زدن پدر یا مادر
- وابستگی ناگهانی و شدید
- قشقرق یا رفتارهای شبیه کودک هنگام ناکامی
- ناتوانی موقت در انجام کارهایی که فرد معمولا انجام میدهد
- پافشاری ناگهانی بر موضوعات قدیمی یا مربوط به کودکی
- رفتارهای نوجوانانه هنگام خستگی، فشار یا دعوا
برخی پژوهشها احتمال دادهاند شبکههای اجتماعی نیز ممکن است بر واپسروی سنی اثر بگذارند، هرچند این موضوع بیشتر در جوانان مطالعه شده است و درباره بزرگسالان نمیتوان با قطعیت زیاد صحبت کرد.
واپسروی سنی، اوتیسم و فروپاشی هیجانی
فروپاشی هیجانی یا ملتداون (Meltdown) در افراد طیف اوتیسم (Autism Spectrum) میتواند گاهی شبیه واپسروی سنی دیده شود. ملتداون ممکن است هنگام فشار حسی، اضطراب، تغییرات ناگهانی، خستگی شدید یا فرسودگی اوتیستیک رخ دهد.
در برخی افراد اوتیستیک، این حالت میتواند با رفتارهایی همراه باشد که برای اطرافیان کودکانه به نظر میرسد؛ اما بهتر است آن را صرفا از زاویه سن رفتاری نبینیم. این واکنش ممکن است نشانه بار بیش از حد حسی، هیجانی یا شناختی باشد.
همچنین ملتداون میتواند در کنار فرسودگی اوتیستیک یا اوتیستیک برناوت (Autistic Burnout) رخ دهد؛ وضعیتی که در آن فرد پس از مدت طولانی تلاش برای سازگاری با محیط، انرژی روانی و عملکردی خود را از دست میدهد.
آیا واپسروی سنی خطرناک است؟
واپسروی سنی همیشه خطرناک نیست. گاهی یک واکنش گذرا به استرس، خستگی یا تعارض است و با آرام شدن فرد از بین میرود. اما در برخی شرایط، میتواند نشانه مشکل جدیتر باشد.
مواردی که نیاز به توجه بیشتری دارند:
- رفتارهای واپسروانه ناگهانی و شدید
- تکرار زیاد و اختلال در کار، رابطه یا زندگی روزمره
- همراهی با افسردگی، حملات پانیک یا اضطراب شدید
- وجود احتمال سو مصرف مواد
- تغییرات ذهنی یا شناختی در سالمندان
- رفتارهایی که ایمنی فرد یا دیگران را تهدید میکند
- احتمال عارضه دارویی یا مشکل پزشکی
در این موارد، ارزیابی توسط متخصص سلامت روان یا پزشک میتواند ضروری باشد. همانطور که گری اسمال اشاره میکند، گاهی علت زمینهای قابل درمان است و نباید نادیده گرفته شود.
چگونه با واپسروی سنی برخورد کنیم؟

دیدن واپسروی سنی، بهویژه در عزیزان سالمند، میتواند ناراحتکننده و حتی ترسناک باشد. ممکن است مراقب یا عضو خانواده احساس کند فرد مقابل «دیگر خودش نیست» یا نمیداند چگونه باید واکنش نشان دهد.
متخصصان تاکید میکنند نخستین قدم، همدلی است؛ نه قضاوت، نه تحقیر و نه تلاش فوری برای اصلاح رفتار.
بپذیرید که واپسروی در حال رخ دادن است
انکار یا عصبانی شدن معمولا وضعیت را بدتر میکند. اگر فرد در وضعیت هیجانی کودکانه یا گذشتهمحور قرار گرفته، ابتدا باید بپذیرید که او در آن لحظه واقعا همانگونه احساس میکند.
در سالمندان، کریستوفر نورمن پیشنهاد میکند مراقبان، دوستان و اعضای خانواده به جای ناامیدی یا بحث، بپذیرند که رفتار در حال رخ دادن است. این پذیرش به معنای تایید همه رفتارها نیست؛ بلکه یعنی ابتدا باید موقعیت روانی فرد را بشناسیم.
احساس فرد را معتبر بدانید
نورمن میگوید:
«خلاصه ماجرا این است که معتبر دانستن آن رفتار و معتبر دانستن جایی که فرد در آن لحظه از نظر هیجانی قرار دارد، ناامیدی بسیار کمتری برای او ایجاد میکند و برای شما، یعنی مراقب، نیز به کاهش ناامیدی کمک میکند.»
به جای گفتن جملههایی مانند «این کارها بچهگانه است» یا «این حرفها منطقی نیست»، میتوان گفت:
- «میبینم الان خیلی ناراحتی.»
- «به نظر میرسد این موضوع برایت خیلی مهم است.»
- «من اینجا هستم و میخواهم کمک کنم آرامتر شوی.»
- «الان لازم نیست همه چیز را حل کنیم؛ فقط با هم نفس بکشیم.»
این نوع پاسخها به فرد کمک میکند کمتر احساس شرم یا تهدید کند.
همدلی نشان دهید
واپسروی سنی اغلب نشانه ضعف شخصیت نیست؛ نشانه فشار، نیاز، ترس یا آشفتگی است. همدلی یعنی رفتار فرد را در زمینهای بزرگتر ببینیم.
نورمن، که خود پدر یک کودک خردسال است، میگوید نگاه کردن به رفتارهای واپسروانه با کمی فاصله، در هر سنی، میتواند به ما کمک کند خودمان و دیگران را بهتر ببینیم.
او توضیح میدهد:
«فکر میکنم چیزهای زیادی درباره انسانیت فردی میتوانیم یاد بگیریم. وقتی از نقطهای تا حدی همراه با منطق آرام به این موقعیتها یا رفتارهای واپسروانه نزدیک میشویم، میتوانیم بخشهای مختلفی از داستان یک فرد را بشناسیم. این لحظات با شفافیت آرام، میتوانند بینشهای خوبی درباره اهمیت آدمهای زندگی ما و ساختار و روتینی که در روزمان داریم به ما بدهند.»
این نگاه یادآوری میکند که واپسروی فقط یک «رفتار مشکلساز» نیست؛ گاهی پنجرهای است به نیازهای عمیق، ترسها، خاطرات و اهمیت رابطهها در زندگی فرد.
اگر خودتان دچار واپسروی سنی میشوید چه کنید؟
اگر متوجه شدهاید در شرایط خاصی ناگهان رفتارتان کودکانهتر میشود، گریههای شدید دارید یا واکنشهایی نشان میدهید که بعدا برایتان عجیب یا آزاردهنده است، اولین قدم سرزنش خود نیست. بهتر است آن را به عنوان علامت بررسی کنید.
گری اسمال میگوید نشانههایی وجود دارد که میتوانید نسبت به آنها آگاه باشید:
«اگر متوجه شدید زیاد شروع به گریه و زاری میکنید و این موضوع آزاردهنده و ناکارآمد است و زندگیتان را مختل میکند، باید لحظه آگاهی باشد. “خب، دوباره دارد اتفاق میافتد؛ چه چیزی مرا تحت فشار گذاشته؟ بگذار ریشهاش را پیدا کنم”… این میتواند چراغ قرمزی باشد تا جهان شخصی خودتان را جستوجو کنید و ببینید آیا چیزی هست که باید به آن رسیدگی کنید.»
این توصیه بسیار کاربردی است: واپسروی را نه به عنوان شکست، بلکه به عنوان علامت در نظر بگیرید. بدن و ذهن شاید دارند میگویند چیزی نیاز به توجه دارد.
چند سوال برای شناسایی محرکها
اگر این حالت برای شما رخ میدهد، میتوانید بعد از آرام شدن از خود بپرسید:
- قبل از این واکنش چه اتفاقی افتاد؟
- آیا خسته، گرسنه، مضطرب یا تحت فشار بودم؟
- آیا کسی جملهای گفت که مرا به گذشته برد؟
- آیا این موقعیت شبیه تجربهای قدیمی بود؟
- آیا احساس طرد، شرم، ترس یا بیپناهی داشتم؟
- آیا این واکنش زندگی، کار یا رابطههایم را مختل کرده است؟
- آیا نیاز دارم با درمانگر یا پزشک صحبت کنم؟
پاسخ به این سوالها میتواند به شناسایی الگوی تکرارشونده کمک کند.
درمان و حمایت برای واپسروی سنی
برای افرادی که واپسروی سنی را تجربه میکنند، حمایتها و درمانهای مختلفی وجود دارد. یکی از مهمترین گزینهها، انواع رواندرمانی است؛ بهویژه زمانی که تروما، اضطراب، افسردگی یا استرس مزمن در میان باشد.
اگر علت احتمالی پزشکی، دارویی، عدم تعادل الکترولیت یا سو مصرف مواد باشد، ارزیابی پزشکی ضروری است. در سالمندان نیز بررسی شناختی و عصبی اهمیت دارد، چون تغییرات رفتاری ممکن است بخشی از روند دمانس یا بیماریهای مغزی باشد.
نقش خانواده، دوستان و مراقبان
افرادی که در شبکه حمایتی فرد قرار دارند، نقش مهمی دارند. واکنش اطرافیان میتواند یا به آرام شدن فرد کمک کند یا فشار و شرم او را بیشتر کند.
رفتارهای کمککننده شامل موارد زیر است:
- آرام ماندن
- معتبر دانستن احساس فرد
- پرهیز از تمسخر و تحقیر
- اجتناب از بحث منطقی سنگین در اوج بحران
- فراهم کردن محیط امن و کمتحریک
- حفظ روتین و ساختار روزانه، بهویژه در سالمندان
- توجه به نشانههای پزشکی یا روانی جدی
- تشویق به دریافت کمک تخصصی در صورت تکرار یا شدت علائم
در مورد سالمندان مبتلا به افت شناختی، تلاش برای «قانع کردن» آنها با منطق بزرگسالانه همیشه کارساز نیست. گاهی همراهی آرام با احساس آنها، موثرتر از تصحیح مداوم واقعیت است.
مراحل اصلی مدیریت واپسروی سنی
برای جمعبندی کاربردی، میتوان برخورد با واپسروی سنی را در چند گام خلاصه کرد:
۱. تشخیص دهید که واپسروی در حال رخ دادن است
نامگذاری تجربه کمک میکند کمتر گیج یا عصبانی شوید. چه خودتان این حالت را تجربه میکنید و چه شاهد آن در دیگری هستید، دانستن اینکه «این ممکن است واپسروی سنی باشد» نخستین قدم است.
۲. رفتار و وضعیت هیجانی فرد را معتبر بدانید
اعتبار دادن به احساس، به معنای تایید همه رفتارها نیست. یعنی میپذیرید فرد در آن لحظه واقعا آشفته، ترسیده، درمانده یا نیازمند حمایت است.
۳. همدلی نشان دهید
به جای قضاوت، از خود بپرسید: «این رفتار میتواند نشانه چه نیازی باشد؟» این پرسش مسیر برخورد را انسانیتر میکند.
۴. اگر برای خودتان رخ میدهد، مکث کنید و احساسات را بررسی کنید
بعد از فروکش کردن شدت هیجان، سعی کنید محرک را شناسایی کنید. چه چیزی شما را به این حالت برد؟ استرس؟ خستگی؟ خاطره؟ تعارض؟ ترس از رها شدن؟
۵. در صورت نیاز کمک تخصصی بگیرید
اگر این حالت تکرار میشود، زندگی را مختل میکند، با افسردگی یا اضطراب شدید همراه است، یا در سالمندان با تغییرات شناختی دیده میشود، مراجعه به متخصص سلامت روان یا پزشک میتواند مسیر روشنتری ایجاد کند.
واپسروی سنی را باید به عنوان پیام دید، نه صرفا مشکل رفتاری
واپسروی سنی در بزرگسالان و سالمندان پدیدهای چندلایه است. ممکن است از استرس، تروما، فرسودگی، افسردگی، مشکلات پزشکی، عوارض دارو، سو مصرف مواد یا اختلالات شناختی ناشی شود. در افراد اوتیستیک نیز برخی فروپاشیهای هیجانی ممکن است ظاهری شبیه واپسروی داشته باشند و با فرسودگی اوتیستیک همراه شوند.
بنابراین برخورد سطحی با آن، مثل برچسب «بچهبازی» یا «نمایش»، نه دقیق است و نه کمککننده. این رفتارها اغلب پیامی درباره وضعیت درونی فرد دارند: فشار زیاد شده، توان تنظیم هیجان پایین آمده، گذشته فعال شده یا مغز درگیر بیماری و افت شناختی است.
از سوی دیگر، هر واپسرویای هم به معنای بحران شدید نیست. گاهی یک واکنش گذراست. تفاوت اصلی در شدت، تکرار، زمینه و اثر آن بر زندگی است.
همدلی، شناخت محرکها و کمک تخصصی سه پایه مدیریت واپسروی سنی
واپسروی سنی یا ایج رگرشن زمانی رخ میدهد که فرد به حالتهای رفتاری و ذهنی کودکانهتر از سن واقعی خود بازمیگردد. این پدیده میتواند در کودکان، بزرگسالان و سالمندان دیده شود و نمونههایی مانند گریه شدید، قشقرق، مکیدن انگشت، جمع شدن در حالت جنینی، صدا زدن والدین یا بازگشت به نسخهای قدیمیتر از خود را شامل شود.
علتهای آن میتواند از استرس شدید و تروما تا افسردگی، مشکلات پزشکی، عدم تعادل الکترولیت، عوارض دارویی، سو مصرف مواد، افت شناختی، آلزایمر و دمانس گسترده باشد. در برخی افراد اوتیستیک نیز ملتداون و فرسودگی اوتیستیک ممکن است با رفتارهایی شبیه واپسروی همراه شود.
برای مدیریت این وضعیت، ابتدا باید وقوع آن را تشخیص داد، احساس فرد را معتبر دانست، با همدلی واکنش نشان داد و در صورت تجربه شخصی، محرکهای استرسزا را بررسی کرد. اگر واپسروی شدید، تکرارشونده یا مختلکننده زندگی باشد، کمک گرفتن از پزشک یا متخصص سلامت روان انتخابی ضروری و هوشمندانه است.
در نهایت، واپسروی سنی بیش از آنکه رفتاری عجیب یا شرمآور باشد، میتواند نشانهای از نیاز ذهن و بدن به حمایت باشد. هرچه با آرامش، دقت و مهربانی بیشتری به آن نگاه کنیم، احتمال فهمیدن پیام پشت آن و کمک به فرد بیشتر میشود.





