پل شریدر در ونیز: از کودکی نمیتوان گریخت؛ گناه و رستگاری هنوز در من زندهاند
نویسنده و کارگردان ۷۹ ساله آمریکایی در نشست «The Basics of Philosophy» از ریشههای کالوینی آثارش گفت؛ فیلمی با بازی جک هیوستون که بار دیگر قهرمانی تنها را در محاصره گذشته و وجدانش قرار میدهد.

پل شریدر پنج دهه است مردانی را مینویسد که اغلب در تنهایی، با دفترچهای در دست یا ذهنی مملو از اعتراف، تلاش میکنند از گذشتهشان سر دربیاورند. راننده تاکسی، کشیش، ژیگولو، باغبان و حالا یک استاد فلسفه؛ شخصیتهای اصلی جهان شریدر، هر بار با ظاهری تازه، به یک پرسش قدیمی برمیگردند: آیا میشود از گناه فرار کرد و آیا رستگاری واقعاً ممکن است؟
شریدر در نشست خبری جشنواره فیلم ونیز برای نمایش جهانی «The Basics of Philosophy» که خارج از بخش مسابقه برگزار شد، توضیح داد که این وسواس روایی از کجا میآید. او گفت: «من در خانوادهای با باورهای کالوینی هلندی بزرگ شدم. فروید میگفت آدم تا پنج یا ششسالگی برنامهریزی میشود، شاید حتی تا هشت یا نهسالگی. وقتی این برنامه را در وجودت میریزند، تا آخر عمر همان برنامه را اجرا میکنی؛ هرچقدر هم دور یا سریع بدوی، از کودکیات جلو نمیزنی.»
او با اشاره به سالهای تحصیل در مدارس مسیحی و سپس مدرسه الهیات ادامه داد که کودکیاش با مفاهیمی چون تقدیر، احساس گناه و تباهی انسان گره خورده بود. شریدر گفت به همین دلیل، برایش دشوار است که درباره گناه و رستگاری ننویسد؛ دو نیرویی که تقریباً در تمام فیلمنامهها و فیلمهای مهمش حضوری پررنگ دارند.
«The Basics of Philosophy» با بازی جک هیوستون، داستان جان جوریسن، استاد فلسفهای را دنبال میکند که زندگیاش با نظم، کنترل و دقتی وسواسگونه پیش میرود. اما پشت این ظاهر آرام، خطایی قدیمی دفن شده است. با بازگشت ناگهانی فردی که جوریسن در گذشته به او آسیب زده، گذشته به زمان حال هجوم میآورد و استاد دانشگاه را وارد رویارویی سختی با میل، عذاب وجدان و تلاش برای توجیه اعمال خود میکند.

سوفیا بوتلا در نقش بکا، شریک عاطفی و همکار دانشگاهی جوریسن، ظاهر شده است. دنیل زواتو، بیل پولمن، دانا دلانی، شایلو فرناندز، کارل گلاسمان و الیزابت پتروسو دیگر بازیگران فیلم هستند. مارتین اسکورسیزی نیز تهیهکننده اجرایی اثر است؛ دومین بار که پس از «The Card Counter» در سال ۲۰۲۱ چنین نقشی را در یکی از فیلمهای شریدر میپذیرد. همکاری این دو سینماگر البته سابقهای بسیار طولانیتر دارد و به آثاری چون «Taxi Driver»، «Raging Bull» و «The Last Temptation of Christ» بازمیگردد.
هیوستون درباره جذابیت نقش جان جوریسن گفت آنچه او را به شخصیت نزدیک کرده، نبودِ هیولا در چهره ظاهری این مرد است. به گفته او، فیلم قرار نیست پرتره فردی باشد که با چاقو به سمت مخاطب میدود؛ بلکه درباره انسانی معمولی است که در برابر چشم همه زندگی میکند و با بخشی هولناک از گذشتهاش درگیر است. او گفت: «برایم جذاب بود که این آدم واقعاً با گذشتهاش میجنگد و میخواهد بهروشی جبران کند؛ با این پرسش که آیا من یک هیولا هستم؟»
در یکی از صحنههای فیلم، جوریسن در کنار فیلسوفی که مدتهاست مرده قدم میزند و با او درباره امکان تغییر انسانها بحث میکند. هیوستون در پاسخ به این پرسش که اگر میتوانست با شخصی از گذشته قدم بزند، چه کسی را انتخاب میکرد، نام پدربزرگش جان هیوستون را آورد؛ بازیگر و کارگردان برنده اسکار که وقتی جک هنوز بسیار کوچک بود، از دنیا رفت. او گفت: «در زندگی و کارم پرسشهای زیادی دارم. اعضای خانوادهام چیزهای خوبی از زندگی، افکار و آموزههای او برایم گفتهاند، اما فکر میکنم گفتوگوی جالبی میشد.»
سوفیا بوتلا نیز درباره شخصیت بکا توضیح داد که آگاهانه از قضاوت نهایی درباره او فاصله گرفته است. بکا باید تصمیم بگیرد تا چه اندازه روایت شریک زندگیاش را باور کند و بوتلا گفته که بهعنوان بازیگر، پاسخ شخصیاش به این پرسش را پنهان نگه داشته تا بتواند تردید و پیچیدگی شخصیت را حفظ کند.
اما بیل پولمن با روایت صریح و البته کمتعارف بودن شیوه انتخاب بازیگر از سوی شریدر، فضای نشست را به خنده انداخت. او گفت: «پل درباره انتخاب بازیگر خیلی رک است. معمولاً وقتی سر صحنه میرسی، چند بار برایت تعریف کرده که نقش اول به چه کسانی پیشنهاد شده بود و چرا قبولش نکردند. من خوشحال بودم که جایی در آن فهرست هستم و همه کسانی که قبل از من بودند، به هر دلیلی کنار کشیدند.»
«The Basics of Philosophy» بیش از آنکه بخواهد پاسخهای آماده درباره اخلاق و بخشش بدهد، به نظر میرسد تماشاگر را به فضای ناآرام ذهن مردی دعوت میکند که سالها توانسته گذشتهاش را پنهان کند. شریدر در ۷۹سالگی همچنان همان فیلمساز بیقرار و موشکاف است؛ هنرمندی که میداند بعضی زخمها با گذشت زمان ناپدید نمیشوند، فقط یاد میگیرند در سکوت زندگی کنند.





