دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سریال خارجی

آغاز فصل چهارم «Star Trek Strange New Worlds» با دایناسورها، سفر در زمان و یک معمای کیهانی

قسمت نخست فصل چهارم «پیشتازان فضا: جهان‌های نو و غریب» با ترکیبی غیرمنتظره از وسترن، طوفان فضایی، برخورد با دایناسورها و یک پیچش تاریخی بزرگ، بیشتر شبیه «پارک ژوراسیک» در دل جهان «استار ترک» است.

هشدار اسپویل؛ در ادامه، داستان و پایان قسمت نخست فصل چهارم «پیشتازان فضا: جهان‌های نو و غریب» (Star Trek: Strange New Worlds) فاش می‌شود. اگر هنوز قسمت را ندیده‌اید، بهتر است بعد از تماشا سراغ ادامه مطلب بیایید.

وقتی «استار ترک» ناگهان وارد قلمروی دایناسورها می‌شود

فصل چهارم «Star Trek: Strange New Worlds» با اپیزودی شروع می‌شود که نشان می‌دهد این سریال هنوز از بازی با ژانرها نمی‌ترسد. قسمت افتتاحیه ابتدا با حال‌وهوایی وسترنی آغاز می‌شود؛ «کریستوفر پایک» (Christopher Pike) روی سیاره‌ای بیابانی و شبیه غرب وحشی، اسب‌سواری می‌کند و انگار برای چند لحظه از فشار فرماندهی فاصله گرفته است.

اما آرامش زیاد دوام نمی‌آورد. روی سفینه، «اونا» (Una) به او یادآوری می‌کند که خدمه «انترپرایز» (Enterprise) پشت سر هم ۶ ماموریت انجام داده‌اند و به نظر می‌رسد پایک دارد از چیزی فرار می‌کند؛ شاید از خاطره از دست دادن عشقش، «ماری باتل» (Marie Batel)، در فصل قبل.

از طرف دیگر، بحث ارتقای شغلی پایک هم مطرح است؛ اما او هنوز آماده فکر کردن به آن نیست. همین‌جا سریال یک شخصیت تازه هم وارد می‌کند: یک دانشجوی زن ولکان از «آکادمی ناوگان ستاره‌ای» (Starfleet Academy) که رفتار خشک، تند و بی‌پرده‌اش حتی باعث می‌شود «اسپاک» (Spock) در مقایسه با او گرم و صمیمی به نظر برسد!

ماموریت خطرناک؛ طوفان فضایی رده ۱۰

ماموریت اصلی سفینه، بررسی یک «طوفان میان‌ستاره‌ای رده ۱۰» است؛ پدیده‌ای عظیم و خطرناک که اگر خدمه مراقب نباشند، می‌تواند انترپرایز را تکه‌تکه کند.

همه‌چیز وقتی پیچیده‌تر می‌شود که سفینه یک سیگنال درخواست کمک از داخل طوفان دریافت می‌کند. خدمه تصمیم می‌گیرند با احتیاط وارد آن شوند، اما خیلی زود اوضاع از کنترل خارج می‌شود. انترپرایز درگیر طوفان می‌شود و بخش بزرگی از توان خود را از دست می‌دهد؛ نه سلاحی باقی مانده، نه انرژی کافی، و فقط سامانه پشتیبانی حیات هنوز کار می‌کند.

برای نجات سفینه، «اونا»، «لان» (La’an) و «اورتگاس» (Ortegas) با یک شاتل راهی سیاره‌ای نزدیک می‌شوند تا «ایریدیوم» (Iridium) پیدا کنند؛ ماده‌ای که می‌تواند به بازگرداندن توان سفینه کمک کند.

سیاره ناشناس یا زمین ۶۵ میلیون سال پیش؟

روی سیاره، گروه با نشانه‌هایی عجیب روبه‌رو می‌شود. یک آتشفشان فعال دیده می‌شود و حسگرهای لان، موجوداتی «بزرگ» را در نزدیکی شناسایی می‌کنند. در جهانی مثل «استار ترک»، وقتی کسی می‌گوید «بزرگ»، بهتر است آماده بدترین سناریو باشیم!

در همین زمان، انترپرایز در فضا توسط سفینه‌ای دیگر در یک میدان نیرو گرفتار می‌شود. فرمانده آن سفینه، «کاسل» (Commander Kassell)، نه‌تنها چیزی از «ناوگان ستاره‌ای» (Starfleet) نشنیده، بلکه انترپرایز را به چشم غنیمت جنگی می‌بیند. او می‌گوید مردمش درگیر جنگ‌اند و به هر منبعی که بتوانند به دست بیاورند، نیاز دارند.

کمی بعد، اسپاک حقیقت را کشف می‌کند: طوفان، انترپرایز و خدمه‌اش را ۶۵ میلیون سال به گذشته فرستاده است. آن سیاره ناشناس هم اصلا ناشناس نیست؛ زمین است. و آن موجودات بزرگ؟ بله، دایناسورها.

آیا فیزر می‌تواند یک تی‌رکس را متوقف کند؟

اونا، لان و اورتگاس خیلی زود با یک «تیرانوسوروس رکس» (Tyrannosaurus Rex) روبه‌رو می‌شوند؛ صحنه‌ای که عملا اپیزود را وارد قلمروی «پارک ژوراسیک» (Jurassic Park) می‌کند.

در لحظه‌ای که به نظر می‌رسد سه عضو خدمه قرار است غذای دایناسور شوند، اونا با «فیزر» (Phaser) به دهان تی‌رکس شلیک می‌کند و موفق می‌شود او را بیهوش کند. این صحنه هم هیجان‌انگیز است، هم کمی بازیگوشانه؛ درست از همان جنس لحظه‌هایی که «Strange New Worlds» در آن‌ها ژانر علمی‌تخیلی را با لحن ماجراجویانه کلاسیک ترکیب می‌کند.

فرمانده کاسل و برخورد دو نگاه به بیگانه‌ها

در سوی دیگر داستان، فرمانده کاسل با دو محافظ وارد انترپرایز می‌شود و می‌خواهد سلاح‌های سفینه را ببیند. او از فناوری عجیب خدمه شگفت‌زده است و حتی مفهوم «فدراسیون» (Federation) را نمی‌فهمد؛ این ایده که سیاره‌ها و گونه‌های مختلف می‌توانند با هم همکاری کنند، برای او تقریبا بیگانه است.

کاسل جمله‌ای می‌گوید که نگاهش را روشن می‌کند: «بیگانه برای من یعنی شر.»

او توضیح می‌دهد که سیاره‌اش میلیون‌ها نفر را در جنگ با گونه‌ای به نام «دول‌درم» (Dol’drm) از دست داده؛ موجوداتی که از نگاه او بی‌منطق، ویرانگر و صرفا مصرف‌کننده‌اند. کاسل باور دارد تنها چیزی که آن‌ها می‌فهمند، زور است.

همین‌جا اپیزود وارد یکی از تم‌های آشنای «استار ترک» می‌شود: ترس از دیگری، جنگ فرسایشی و این سوال که آیا خشونت تنها زبان قابل فهم در مواجهه با تهدید است یا نه.

سلول سوخت پادماده و یک انتخاب مرگبار

اسپاک محاسبه می‌کند که برای بازگشت به زمان اصلی، انترپرایز به انرژی‌ای در حد یک ابرنواختر نیاز دارد. اما اوضاع بدتر می‌شود؛ کاسل «سلول سوخت پادماده» سفینه را می‌دزدد و می‌گوید برای پیروزی در جنگ به آن نیاز دارد.

روی زمین ماقبل تاریخ، اونا، لان و اورتگاس لاشه یک سفینه بیگانه را پیدا می‌کنند که می‌تواند ایریدیوم لازم را فراهم کند. اما این بخش بدون دردسر نیست؛ آن‌ها با یک رپتور گرسنه روبه‌رو می‌شوند و لان با مشت به بینی دایناسور می‌کوبد و او را فراری می‌دهد.

نکته عجیب اینجاست که لان بعدا متوجه می‌شود با وجود شکستن دستش، چیزی احساس نکرده است. این لحظه یک اشاره مهم به میراث ژنتیکی اوست؛ همان پیوند بحث‌برانگیز با «خان» (Khan) و احتمال فعال شدن توانایی‌های فراانسانی‌اش.

پایان قسمت؛ انقراض دایناسورها و تولد آینده بشر

با بازگشت ایریدیوم، انترپرایز دوباره فعال می‌شود. پایک نگران است که کاسل از سلول سوخت پادماده برای نابودی سیاره دول‌درم استفاده کند. خدمه تلاش می‌کنند او را متوقف کنند، اما درست در لحظه حساس، پایک فرمان توقف می‌دهد.

دلیلش تکان‌دهنده است: سیاره دول‌درم، پنجمین سیاره منظومه شمسی است؛ اما در آینده‌ای که خدمه می‌شناسند، چنین سیاره‌ای وجود ندارد.

پادماده منفجر می‌شود، سیاره را نابود می‌کند و سفینه کاسل هم از بین می‌رود. انترپرایز از موج عظیم انفجار استفاده می‌کند و به زمان اصلی خود بازمی‌گردد.

اما مهم‌ترین پیچش تازه بعد از آن روشن می‌شود: تکه‌ای از سیاره نابودشده به زمین برخورد می‌کند و باعث انقراض دایناسورها می‌شود. همان فاجعه‌ای که مسیر تکامل را تغییر داد و در نهایت راه را برای ظهور انسان باز کرد.

به قول خدمه، «همه‌چیز همان‌طور رخ داد که باید رخ می‌داد.»

پایک، ارتقا و تصمیمی برای اونا

پس از بازگشت به زمان اصلی، یک دریاسالار دوباره از پایک درباره ارتقای شغلی‌اش سوال می‌کند. پایک تصمیم می‌گیرد آن را رد کند؛ اما در عوض، اونا را برای ارتقا پیشنهاد می‌دهد.

نتیجه؟ اونا حالا فرمانده است؛ لحظه‌ای مهم برای شخصیتی که همیشه ستون محکم و قابل اعتماد انترپرایز بوده است.

بعد از همه بحران‌ها، خدمه بالاخره فرصتی برای نفس کشیدن پیدا می‌کنند. بقیه با کنجکاوی از اونا، لان و اورتگاس درباره رویارویی با دایناسورها سوال می‌کنند و آن‌ها هم با لذت شروع به تعریف ماجراهای تی‌رکس، پتروسورها و شگفتی‌های زمین باستان می‌کنند.

چرا این افتتاحیه برای «Strange New Worlds» جواب می‌دهد؟

قسمت نخست فصل چهارم دقیقا همان چیزی را نشان می‌دهد که «Star Trek: Strange New Worlds» در آن مهارت دارد: ساختن داستان‌های مستقل، پرماجرا و سرگرم‌کننده، بدون فراموش کردن پرسش‌های بزرگ‌تر اخلاقی و فلسفی.

در ظاهر، این اپیزود یک ماجرای دایناسوری و هیجان‌انگیز است؛ چیزی نزدیک به ترکیب «استار ترک» با «پارک ژوراسیک». اما زیر این پوسته، چند ایده مهم جریان دارد:

  • آیا تاریخ همیشه همان مسیری را می‌رود که باید برود؟
  • آیا نابودی یک گونه یا سیاره می‌تواند در مقیاس کیهانی بخشی از زنجیره‌ای بزرگ‌تر باشد؟
  • ترس از بیگانه‌ها چگونه می‌تواند جنگ را به تنها زبان یک تمدن تبدیل کند؟
  • و پایک تا کی می‌تواند از اندوه، مسوولیت و آینده خودش فرار کند؟

اپیزود همچنین از نظر ساختاری یک «حلقه علی» کلاسیک می‌سازد؛ یعنی شخصیت‌ها وارد گذشته می‌شوند و ناخواسته باعث رخدادی می‌شوند که آینده خودشان را ممکن کرده است. در اینجا، نابودی سیاره پنجم و برخورد تکه‌ای از آن با زمین، همان رخدادی است که به انقراض دایناسورها و در نهایت پیدایش انسان منجر می‌شود.

این ایده هم علمی‌تخیلی است، هم اسطوره‌ای؛ و دقیقا با روح ماجراجویانه «استار ترک» همخوانی دارد.

یک شروع پرانرژی برای فصل چهارم

افتتاحیه فصل چهارم «پیشتازان فضا: جهان‌های نو و غریب» با اسب‌سواری پایک شروع می‌شود، با تی‌رکس ادامه پیدا می‌کند و با انقراض دایناسورها به پایان می‌رسد؛ اگر این را شروع پرریسک ندانیم، پس چه چیزی پرریسک است؟

اما نکته مثبت اینجاست که اپیزود فقط به ایده عجیبش تکیه نمی‌کند. هم برای شخصیت‌ها لحظه‌های مهم دارد، هم به آینده لان و اونا اشاره می‌کند، هم پایک را در نقطه‌ای احساسی و تصمیم‌ساز قرار می‌دهد. نتیجه، یک شروع سرگرم‌کننده، بزرگ و کاملا مناسب برای سریالی است که همیشه میان نوستالژی «استار ترک» و جسارت روایت‌های تازه حرکت می‌کند.

شما از افتتاحیه فصل چهارم «Star Trek: Strange New Worlds» چه نظری دارید؟ ایده دایناسورها و سفر به ۶۵ میلیون سال پیش را دوست داشتید یا ترجیح می‌دادید سریال با داستانی کلاسیک‌تر شروع شود؟ دیدگاهتان را در کامنت‌ها بنویسید.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا