دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
چهره هادانستنیمجله فرا

از محاصره تولون تا فتح ایتالیا: آغاز اسطوره ناپلئون بناپارت

تابستان ۱۷۹۳، انقلاب فرانسه وارد چهارمین سال خود شده بود و کشور در آستانه هرج‌ومرج کامل قرار داشت. در پاریس، افراطیون سیاسی قدرت را در دست گرفته بودند، پادشاه را با گیوتین اعدام کرده و «دوران وحشت» را آغاز کرده بودند؛ دورانی که در آن هر کسی که مظنون به مخالفت با انقلاب بود، بی‌محاکمه به مرگ محکوم می‌شد.

رهبران جدید جمهوری برای اتحاد کشور و گسترش انقلاب، به امپراتوری هابسبورگ اعلان جنگ دادند، اما این درگیری به‌سرعت به جنگی فراگیر بدل شد و ائتلافی از قدرت‌های بزرگ اروپا برای خاموش کردن این «تجربه خطرناک سیاسی» به میدان آمد. همزمان، شورش‌های داخلی در بخش‌های مختلف فرانسه، حتی بقای انقلاب را تهدید می‌کرد.

محاصره تولون و ظهور ستاره‌ای جوان

در آگوست همان سال، شهر بندری و استراتژیک تولون ـ مهم‌ترین پایگاه نیروی دریایی فرانسه در جنوب ـ به شورش پیوست و ناوگان سلطنتی بریتانیا به فرماندهی دریاسالار «لرد هود» (Lord Hood) را به بندر دعوت کرد. بدون حتی یک شلیک، قدرت دریایی فرانسه در مدیترانه فلج شد.

ارتش جمهوری ۱۹ هزار نفر نیرو برای محاصره شهر فرستاد، اما بیشتر افسران کارکشته یا به انقلاب پشت کرده و فرار کرده بودند. فرمانده نیروها، ژان فرانسوا کارتُو (Jean-François Carteaux)، نقاش دربار سابق بود که هیچ تجربه نظامی نداشت!

در همین زمان، نماینده اهل کُرس، آنتوان سالیستی (Antoine Saliceti)، افسر توپخانه‌ای ۲۴ ساله و هم‌وطن خود، ناپولئون بوناپارت (Napoleone Buonaparte یا Napoleon Bonaparte)، را که در مسیر عزیمت به جبهه ایتالیا بود، برای فرماندهی توپخانه معرفی کرد. بوناپارت، با وجود تجربه کم در میدان جنگ، با انرژی و مدیریت فوق‌العاده، تجهیزات، توپ‌ها و نیروهای تازه‌کار را سازماندهی کرد و در چند روز خطوط آتش مؤثری بر ضد کشتی‌ها و استحکامات دشمن پدید آورد.

او نقشه‌ای جسورانه ارائه داد: تصرف قلعه لِگوئِت (Fort L’Eguilette) که مشرف به بندر بود، تا با استقرار توپ‌های سنگین، ناوگان بریتانیا و اسپانیا را مجبور به ترک بندر کند. پس از نبردهای خونین و حتی زخمی شدن بوناپارت بر اثر نیزه دشمن، نقشه عملی شد و ناوگان متفقین ناچار به عقب‌نشینی گردید.

تولون به دست جمهوری افتاد و بوناپارت به پاس این پیروزی، به درجه سرتیپی ارتقاء یافت. این نخستین گام بزرگ او به سوی شهرت و قدرت بود.

نخستین لشکرکشی ایتالیا (۱۷۹۶)

سه سال بعد، فرانسه همچنان با اتریش، پادشاهی ساردنی-پیه‌مونت، ناپل، بریتانیا و دیگر دشمنان درگیر بود. ارتش «ایتالیا» در جبهه جنوبی، ضعیف، گرسنه و کم‌تجهیز بود. در دوم مارس ۱۷۹۶، دایرکتوار فرانسه، ناپلئون ۲۶ ساله را به فرماندهی این ارتش منصوب کرد.

با انضباط سختگیرانه، برنامه‌ریزی دقیق لجستیکی، و وعده غنیمت به سربازان، او نیروهای فرسوده را به یک ارتش آماده جنگ بدل کرد. نقشه‌اش روشن بود: پیش از آن‌که اتریش و پیه‌مونت متحد شوند، هر یک را جداگانه شکست دهد. با حرکت سریع و ضربات متمرکز، طی کمتر از سه هفته پادشاهی ساردنی را به صلح واداشت و راه را به سوی خاک اتریش در ایتالیا گشود.

نبردهای سرنوشت‌ساز – از لودی تا کستلیونه

در ۱۰ مه ۱۷۹۶، ناپلئون در نبرد لودی (Lodi) با حمله‌ای جسورانه بر پل آدا، ارتش اتریش را عقب راند. این پیروزی، نه تنها از نظر نظامی بلکه به لحاظ روحی، ارتش فرانسه را سرشار از اعتمادبه‌نفس و انسجام کرد.

سپس با حرکت سریع، مناطق لمباردی را گرفت، اما شورش‌های مردمی و مقاومت کلیسا، چالش‌های تازه‌ای ایجاد کرد. بااین‌حال، او بار دیگر با ابتکار و سرسختی، در نبرد کاستلیونه (Castiglione) و مانورهای پیچیده علیه ژنرال ورمزر (Wurmser)، برتری‌اش را نشان داد و اتریشی‌ها را عقب راند.

محاصره مانتوا – کلید ایتالیا

مانتوا (Mantua)، قلعه‌ای مستحکم در میان دریاچه‌ها و باتلاق‌ها، «کلید ایتالیا» نامیده می‌شد. ناپلئون می‌دانست که تا زمانی که این شهر در دست اتریش باشد، خطر بازگشت آن‌ها وجود دارد. او چندین بار محاصره را آغاز و قطع کرد، زیرا ورمزر با ارتش کمکی از سمت‌های مختلف حمله می‌کرد.

در مقاطع بحرانی، مانند حرکت غافلگیرکننده اتریش از دره «برنتا» (Brenta) یا تهدید جناحین، ناپلئون با سرعت و انعطاف‌پذیری، ابتدا یکی از ستون‌های دشمن (کوزدانوویچ – Quosdanovich) را شکست می‌داد و سپس به سراغ دیگری می‌رفت. این تاکتیک‌های «انهدام جداگانه دشمن پیش از پیوستن به هم» بعدها به سنگ‌بنای هنر جنگ ناپلئونی بدل شد.

آغاز یک اسطوره

تا پایان تابستان ۱۷۹۶، ناپلئون با ترکیبی از سرعت، غافلگیری، تمرکز نیرو و شهامت شخصی، در چند ماه ارتش ایتالیا را از شرایط رقت‌بار به نیرویی فاتح بدل کرد. او دشمنان باتجربه‌اش را یکی پس از دیگری در نبردهای مانورمحور شکست داد و پایه‌های شهرت جهانی خود را بنا نهاد؛ شهرتی که او را در نهایت به تاج امپراتوری فرانسه رساند.

در بخش‌های بعد تمام مسیر صعود و سقوط ناپلئون را دنبال خواهیم کرد.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا