دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
سلبریتی ترکیه

اضهارات دوست متین آرولات از آخرین لحظات زندگی وی

آخرین لحظات زندگی متین آرولات! آنها هر کاری کردند تا او را به زندگی برگردانند اما نتیجه ای نداشت …

متین آرولات خواننده و کارگردان ۵۲ ساله در کوزیاتاعی استانبول بر اثر سکته هنگام خواندن روی صحنه درگذشت. اگرچه تیم های پزشکی روی آرولات ماساژ قلبی انجام دادند، اما نتوانستند او را نجات دهند. آخرین لحظات آرولات ثانیه به ثانیه ثبت شد.

متین آرولات خواننده و کارگردان در استانبول کوزیاتاعی در حین خوانندگی ناگهان بیمار شد و در سن ۵۲ سالگی درگذشت. ماساژ قلب انجام شده توسط تیم های پزشکی برای راه اندازی مجدد قلب متین آرولات توسط یکی از شهروندان در همان محل ضبط شده است.

 

متین آرولات که در حین خواندن بدحال شده بود، ناگهان روی زمین افتاد. پس از اعلام وضعیت به تیم های پزشکی، تیم های پلیس و پزشکی به محل حادثه اعزام شدند. تیم های پزشکی که به محل حادثه رسیدند برای دقایقی به متین آرولات که روی زمین دراز کشیده بود ماشاژ قلبی دادند. آرولات که توسط تیم های پزشکی به بیمارستان منتقل شده بود، با وجود تمام مداخلات در سن ۵۲ سالگی درگذشت. ماساژ قلبی که توسط تیم های پزشکی به متین آرولات داده شده در دوربین یکی از شهروندان در همان محل ضبط شده است.

دمت ساعیروعلو، دوست این هنرمند که خبر درگذشت این هنرمند مشهور را دریافت کرد، یکی از اولین افرادی بود که به بیمارستان مراجعه کرد. دمت که آخرین لحظات آرولات را توصیف می کند، در بیمارستان به خبرنگاران گفت:

او دوست بسیار صمیمی من بود. او برادر خاصی بود که من خیلی دوستش داشتم. او دوباره رژیم گرفت. ما همیشه رژیم های مرگ‌بار داریم. حدس می زنم که نتوانست آن را تحمل کند، برای ماه‌ها، او روند رژیمش را به اشتراک گذاشت و حتی از طریق پیام شخصی چیز خنده‌داری برایم نوشت.

دمت با بیان اینکه مادر آرولات در سال های اخیر فوت کرده، گفت:

خانواده او در ازمیر بودند. او در استانبول خانواده ندارد. چند سال پیش مادرش را از دست داد. او هم باری بر دوش داشت. آنها با خوشحالی سر کار آمدند. با مدیرش مدتی خوش گذراند، بعد از اینکه روی صحنه آمد، پیراهنش را درآورد و گفت: «بازوی من بی حس شده است. اما خوبم.» سپس روی صحنه افتاد و پرستاری او را به پهلو خواباند. بلافاصله با آمبولانس تماس گرفتند. تا آمبولانس برسد قلبش ایستاد. مجبور شدند در آمبولانس احیای قلبی ریوی کند. بعد در راه دوباره قلبش ایستاد. محل کارش خیلی به اینجا نزدیک بود. برای عزیزانش آرزوی صبر دارم. فکر کنم جای خوبی رفت … با چهره خندان همیشگی اش… امیدوارم روحش در آرامش باشد


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا