اظهارات باور نکردنی همسر سابق سردار اورتاچ!… کلوئی لاونان (همسر سابق اورتاچ)، سکوت خود را شکست!

کلوئی لاونان که در ۱۹ سالگی با سردار اورتاچ آشنا شد و در سال ۲۰۱۴ با او ازدواج کرد، در دوران ازدواجش روزهای سختی را پشت سر گذاشت و پس از ۸ سال زندگی مشترک، در سال ۲۰۱۹ از اورتاچ جدا شد.
کلوئی لاونان که بین ایرلند و ترکیه رفت و آمد دارد، برای اولین بار به اظهارات نامناسب اورتاچ پاسخ داد. این مدل معروف که مهمان برنامه ‘konuşa konuşa’ (گفتگو و صحبت) اسین اوت و تیموچین گونر بود، اظهارات تکان دهنده ای را بیان کرد.

لاونان با بیان اینکه جوانی ام را به پای زندگی با او گذاشتم، این تعابیر را به کار برد:
وقتی ازدواج کردم در مورد من خوب صحبت می کرد. بعد از طلاق شروع به بد حرف زدن کرد. ما توافقی طلاق گرفتیم و این روند را با وکیل همسر سابقم انجام دادیم. من چیزی نمی خواستم. من ۸ سالم را به پای او گذاشتم، واقعا همسرش بودم، او را همدم و شوهرم می دانستم.
اولین بار ما در فیلمبرداری یک کلیپ همدیگر را ملاقات کردیم

وی گفت:
هنگام فیلمبرداری یک کلیپ در ترکیه با هم آشنا شدیم. یا بهتر است بگویم در حین فیلمبرداری کلیپ او باهم آشنا شدیم… ابتدا نمی خواستم با او ملاقاتی داشته باشم و صحبت کنم اما به مرور زمان هم عاشق ترکیه و هم آن مرد (سردار) شدم. اول با هم دوست بودیم، شام میرفتیم بیرون، به مرور زمان به او عادت کردم و بعد عاشقش شدم. اختلاف سنی داشتیم اما وقتی عاشقی به این چیزها فکر نمی کنی. در دوران ازدواجم هم تفاوت سنی مان را درک نکردم. (اهمیتی نداشت) نظراتی که در مورد اختلاف سنی بین ما وجود داشت را زشت می دانستم.
من هرگز به طلاق فکر نمی کردم.
او در بخش دیگری گفت:
من در ۱۹ سالگی به اینجا آمدم. من عاشق شدم، زندگی بسیار زیبایی داشتیم، اما ازدواج بسیار سختی داشتیم. در فرهنگ کشور من افراد بسیار کمی طلاق می گیرند و یاد گرفتم بسیار صبور باشم. من حتی به مشاوره هم رفتم، اما هرگز به طلاق فکر نکردم، خانواده ام هم قبول نکردند. عقیده من و آنها این است که وقتی شما ازدواج می کنید، بچه دار می شوید و صبر پیشه میکنید و اگر مشکلی دارید، بین خودتان حل می کنید. آن موقع ها خیلی صبور بودم، اما از درون خیلی ناراحت بودم، هر روز گریه می کردم. اما در بیرون طوری وانمود می کردم که انگار همه چیز عالی است. من زندگی سختی را پشت سر گذاشتم. اما هرگز این را به کسی نگفتم.
سردار قمار را بیشتر از من دوست داشت

وی در مورد عادت قمار سردار اورتاچ گفت:
همه می گفتند چرا به بچه دار نمی شوید؟ شوهر سابقم، عاشق من نبود، عاشق قمار بود. روزهای اول ما خیلی سخت بود. گاهی صبح بیدار می شدم، شوهرم برای قمار به قبرس رفته بود. آن زمان ها که من به خانه ی پدر و مادرم میرفتم، مردم مرا مقصر می دانستند. هیچ کس به این موضوع فکر نکرد و نگفت «شاید دلیلی وجود داشته باشد.» به خانواده ام گفتم. مادرم بهترین دوست من است، وقتی به ترکیه آمد شرایطم را دید،گفت:«این شرايط زندگی بسیار پرخطر است»؛ من نمی دانستم اگر بچه ای به دنیا بیاورم چه تجربه ای خواهیم داشت، بنابراین بچه دار نشدم.
او جواهرات مرا میفروخت و پول آن قمار می کرد
این مدل مشهور افزود:
به سردار اعتماد نداشتم، هیچ وقت در زندگی با او احساس راحتی نکردم. یک روز قرار بود خانوادهام را ببینم، داشتم به ایرلند میرفتم، قبل رفتن از جواهراتم عکس گرفتم. وقتی رفتم شوهرم جواهرات را فروخت و پول آنها را قمار کرد.
من نمی توانستم یک بچه در این زندگی بیاورم
او در مورد مسئولیت داشتن بچه در زندگی خاطر نشان کرد:
همه به من می گفتند «چرا بچه دار نمی شوی؟»… من نمی توانستم بچه ای به این زندگی بیاورم. من خواهر و برادر دارم و با آنها مانند فرزندانم رفتار می کنم. من بچه ها را خیلی دوست دارم کاش همه چیز خوب بود و در این سن دو سه تا بچه داشتم. زندگی من هم رفت، اما مردم مرا متهم کردند که «چرا بچه به دنیا نیاوردی». با این شرایط هیچ انسانی نمی تواند مادر شود. همه متاهل ها دعوا می کنند، این طبیعی است، اما ما اصلا عادی نبودیم. من به عنوان یک شخص تغییر کرده ام. اولش هم داشتم جواب میدادم ولی به مرور زمان دیگه نتونستم جواب بدم. یاد گرفتم سکوت کنم، آن مرد شوهرم بود، نمی خواستم فحش بدهم یا حرف بدی درباره اش بزنم. فقط دوستان نزدیک ما می دانند. صبرم تمام شده بود، هشت سال تلاش کردم. اما خوشبختانه من یک الان زندگی بسیارخوب دارم، می خواهم شاد باشم، و در آینده بچه دار شوم.
من از سردار پولی دریافت نمی کنم
وی در مورد بحران مالی بین خودش و اورتاچ گفت:
من از سردار چیزی به نام نفقه نگرفتم. من برای کسی حق حبس به علت نپرداختن نفقه نفرستادم. نمی دانم از کجا آمد و چگونه شروع شد. من از شوهر سابقم پولی نگرفتم. وقتی از خانه بیرون آمدم حتی لباس هایم را با خودم نیاوردم. من از او نه ماشین می خواستم و نه خانه. فقط گفتم «لباس هایم را برایم بفرستد». او حتی این کار را هم نکرد. وسایلم هم ماند، چون برنگشتم.
بعد از تصادف تصمیم به طلاق گرفتم

او همچنین در بخشی از گفتگو اشاره کرد ازدواج دوم در فرهنگ کشورش چیز چندان پسندهای نیست و فعلا از رابطه عاشقانه جدید خود راضی است:
من همسرم را یک روز رها نکردم من خیلی صبور بودم. اما یک روز تصادف خیلی بدی در میامی داشتم و او مرا تنها گذاشت و کنارم نبود. اما من حتی وقتی شوهر سابقم مریض بود، همیشه در کنارش بودم، اما او در آن روزهای سخت کنارم نبود. با خودم گفتم: «ازدواج اینطور نیست.» اون موقع بود که تصمیم به طلاق گرفتم و گفتم اینجوری نمیشود و خواستم خوشبخت شوم. اوایل نمی توانستم به شرایط بعد از طلاق عادت کنم اما در حال حاضر نامزد هستم اما همسرم یک انسان بسیار خوش قلب و مهربان است … او بسیار صبور است و خیلی از من مراقبت می کند. نامزد کردم چون او فرد بسیار مناسبی بود. وقتی ازدواج کنیم بچه دار هم می شوم. ای کاش سال ها پیش این کار را انجام می دادم اما فرد مناسبی نبود. بیایید زندگی خصوصی خود را خصوصی نگه داریم. همه اشتباه می کنند، اما نیازی به توضیح دادن و اعلام عمومی آن نیست. من زمان زیادی را با این شخص کنار آمدم و صبوری کردم، اما هرگز نگفتم «کاش با او ازدواج نمی کردم». اما بعد از این اظهاراتش دیگر نمی گویم این موضوع باید بسته شود.







ممنون از بابت این گزارش .
ممنون بابت مشارکت در نظرات