باده ایشیل و داستان ازدواج در عرض یک ماهه؛ مسیر زندگی …

باده ایشیل، بازیگر محبوب سینما و تلویزیون ترکیه، در یک گفتوگوی صمیمی و بیپرده، برای نخستین بار به جزئیات تصمیم شگفتانگیز ازدواجش، تجربه مادر شدن، نوع نگاهش به عشق، طلاق، رابطهاش با همسر سابق و مسیر زندگیاش پرداخت. گفتگو پر از لحظات خندهدار، تأملبرانگیز و اعترافات شخصی بود که تصویر جدیدی از این هنرمند به مخاطبان نشان میدهد.
از “اصلاً ازدواج نمیکنم” تا ازدواج در یک چشم بر هم زدن
باده میگوید که پیش از ازدواج، اصلاً خودش را فردی نمیدانست که وارد زندگی مشترک شود:
«در مصاحبهها میگفتم “آزادم، من ازدواج نمیکنم”. خودم هم (متعجبم) چطور شد که ازدواج کردم! به نظرم اسمش عشق بود. یک نفر آمد، آشنا شدیم، ذهنهایمان به هم خورد، دیدیم که همفکر هستیم و… در عرض یک ماه ازدواج کردیم.»
او با خنده یادآور میشود:
«خبرنگارهای مجلهها میپرسیدند: “حاملهاید؟” نه نبودم، اما شرایط طوری پیش رفت که خیلی طبیعی به نظر آمد.»
تصمیم برای بچهدار شدن
باده توضیح میدهد که وقتی ازدواج کردند، تصمیم گرفتند زندگیشان را کامل کنند:
«فکر کردیم اول ازدواج کنیم، بعد کمی از کار و فشار زندگی کم کنیم، و در همان دوره بچهدار شویم. همین شد که پسرم به دنیا آمد.»
نگاهی تازه به عشق و رابطه
او معتقد است که هنوز در آینده میتواند دوباره عاشق شود، اما این بار با احتیاط بیشتر:
«فکر میکنم دوباره عاشق میشوم، ولی دیگر مثل قبل با شتاب تصمیم نمیگیرم. شاید دیگر در عرض یک ماه ازدواج نکنم. چون فهمیدم نباید هر چیزی را با عجله پیش برد، اما… هرگز نگو هرگز. چون هر وقت گفتهام “هرگز”، همان اتفاق برایم افتاده!»
طلاق بدون جنگ و کینه؛ برای فرزندم
باده تأکید میکند که با وجود تمام اختلافها، بعد از طلاق رابطهای محترمانه و سالم با پدر فرزندش دارد:
«طلاق فرآیند آسانی نیست، ولی به نظرم مردم بعد از جدایی نباید حتماً دشمن شوند. ما یک بچه داریم و تصمیم گرفتیم او شاهد دعواها نباشد. میخواستم پسرم حتی بعد از جدایی والدین، آرامش و ارتباط خوب ما را ببیند. الان هم رابطه پدر و پسرشان عالی است.»
از طراحی مد تا دنیای بازیگری
باده میگوید که از کودکی هرگز به دوربین فکر نمیکرده و حتی قصد فعالیت در دنیای سینما را نداشت:
«من استعداد نقاشی داشتم، درس هنر و طراحی لباس خواندم. حیوانات را دوست داشتم، اما دامپزشکی برایم مناسب نبود چون تحمل عمل جراحی روی حیوانات را نداشتم. به همین دلیل به سمت طراحی مد رفتم. در دانشگاه “مد و طراحی پارچه” خواندم. بعد اتفاقی با دنیای اجرا و بازیگری آشنا شدم و مسیرم عوض شد.»
مادر بودن به سبک “درون راداری”
باده خودش را مادری فداکار اما نه بیش از حد کنترلکننده توصیف میکند:
«از همان روزهای اول مادری، به حرفهای بعضیها گوش ندادم. مثلاً میگفتند «بچه را زیاد در آغوش نگیر، عادت میکند!» اما یک پرستار مهربان به من گفت: «تا وقتی میخواهد، بغلش کن. بالاخره وقتی مستقل شود، خودش فاصله میگیرد.» من هم همان نصیحت را پذیرفتم و مادری کردم که همیشه حضورش را حس کند اما به استقلال فرزندش هم احترام بگذارد. به نظرم وظیفه مادر حمایت نامرئی است، شبیه یک پهپاد که از دور مراقب است، نه یک هلیکوپتر همیشه حاضر!»





