دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
انتخاب سردبیرزیر ذره بینسریال زیر ذره بیننقد و بررسینگاهی اجمالی

ببینیم یا رد کنیم: «راهزن‌ها» (Bandidos) در نتفلیکس، جایی که گروهی عجیب از سارقان برای دزدیدن گنج مایا نقشه می‌کشند

سریال «Bandidos» (راهزن ها)؛ همانطور که قبلا هم گفتیم، سریال‌های سرقت تا حد زیادی به شخصیت‌هایی که سرقت را برنامه‌ریزی و اجرا می‌کنند و اینکه آیا مخاطب می‌خواهد با آن‌ها وقت بگذراند، وابسته هستند.

در مورد «راهزن‌ها» (Bandidos)، نویسنده پابلو تبهر یک گروه نسبتاً دوست‌داشتنی از جنایتکاران بدون حسپشیمانی خلق کرده است.

راهزن‌ها: ببینیم یا رد شویم؟ حتما ببینید اما …

صحنه‌ی آغازین: دری باز می‌شود و زنی بیرون می‌آید و سر سگ کوچکش را که در کیفش است نوازش می‌کند. گروهی از مردان او را دنبال می‌کنند. صدایی می‌گوید: «بهترین تیم سارقان برای اینکه بی‌خطا باشند باید چه نوع آدم‌هایی داشته باشند؟»

خلاصه داستان:

این صدا متعلق به میگل (آلفونسو دوسال) است که تیم نامنظم او شامل لیلی (استر اکسپوزیتو)، یک کلاهبردار؛ ویلسون (خوان پابلو مدینا)، یک جاعل؛ و لوکاس (خوان پابلو فوئنتس)، یک گیمر نوجوان که به هکر تبدیل شده است، می‌شود. او اعلام می‌کند: «ما راهزن‌های بی‌نقصی هستیم. چه چیزی ممکن است اشتباه پیش برود؟»

پنج روز قبل، در یک تفرجگاه در شبه جزیره‌ی یوکاتان، میگل با رانندگی عمو ویلسون که از حرفه‌ی کلاهبرداری خود بازنشسته شده و حالا تورهای گردشگری منطقه را برگزار می‌کند، سر کار می‌رود. در استخر، میگل لیلی، عشق قدیمی‌اش را می‌بیند که قبلاً با هم کلاهبرداری می‌کردند. او آنجا است که مردان ثروتمندی را پیدا کند تا اغوا کند و از آن‌ها دزدی کند. هر شخصی که میگل شناسایی می‌کند توسط لیلی رد می‌شود چون او چیزهایی را متوجه می‌شود که میگل نمی‌بیند.

آن شب در بار، میگل با یک شکارچی گنج اسپانیایی که پدر میگل، خوان (برونو بیچیر)، باستان‌شناس/شکارچی گنج مشهور را می‌شناخت، ملاقات می‌کند و مست می‌کند. اسپانیایی برای پیدا کردن گنج آج توک به مکزیک آمده است، گنجی که پدربزرگ او، که او هم شکارچی گنج شناخته‌شده‌ای بوده، برای او تعریف کرده است. در حالی که آن دو به طور مدهوش به اتاق اسپانیایی در تفرجگاه برمی‌گردند، میگل متوجه می‌شود که او نقشه‌ی گنج را روی شکمش خالکوبی کرده است.

صبح روز بعد، میگل در اتاق مرد اسپانیایی از خواب بیدار می‌شود اما او رفته است. خوشبختانه، او از نقشه عکس گرفته و می‌داند که نمادشناسی روی آن دقیق است. او مطمئناً فکر می‌کند که اگر بتواند گروه درستی را جمع کند، موفقیت بزرگی کسب خواهد کرد. او سعی می‌کند ویلسون که مردد است و لیلی را که قبلاً این حرف‌ها را از میگل شنیده است، متقاعد کند. به نظر می‌رسد لوکاس، پسر صاحب زنجیره‌ی هتل، فقط برای تفریح وارد ماجرا شده است.

وقتی به ملاقات پدرش می‌رود که از بیماری آلزایمر رنج می‌برد و در یک مرکز مراقبت از حافظه زندگی می‌کند، اوضاع اضطراری‌تر می‌شود. او متوجه می‌شود که پس‌انداز پدرش تمام شده و به مرکز بدهکار است.

یک چیز را می‌داند: نقشه‌ای که روی بدن مرد اسپانیایی خالکوبی شده کامل نیست، اما او می‌داند که یک نقشه‌ی دقیق‌تر کجاست. این نقشه در موزه‌ی جدید آثار باستانی یوکاتان قرار دارد که توسط آریل تاویتان (آندرس بایدا)، شاگرد پدرش افتتاح شده است. او در وسایل پدرش دعوت‌نامه‌ای برای جشن افتتاحیه را پیدا می‌کند و می‌داند که می‌تواند از آن برای ورود خود و تیمش به داخل جهت پیدا کردن نقشه استفاده کند.

او موفق می‌شود ویلسون را با خود همراه کند، اما تنها راهی که می‌تواند لیلی را به تیم ملحق کند این است که او را از زندان بیرون بکشد (با پول لوکاس). البته، اول باید او را در حین کلاهبرداری از یک مرد ثروتمند دستگیر کنند. به محض اینکه او توانست این کار را انجام دهد، به تیم در مورد نقشه خود برای به دست آوردن نقشه می‌گوید.

در همین حال، جسد مرد اسپانیایی پیدا می‌شود، قسمتی از شکم او که خالکوبی نقشه روی آن بوده، بریده شده است. به نظر می‌رسد یکی از کارآگاهان پلیس پرونده، اینس (مائبل کادنا)، پرونده را جدی‌تر از رئیسش می‌گیرد، کسی که یک ساعت رولکس را از جسد برمی‌دارد و حتی در هنگام بازرسی اتاق هتل او از دستکش استفاده نمی‌کند.

این سریال شبیه چه سریال‌هایی است؟ «راهزن‌ها» کم و بیش شبیه به اکثر سریال‌های سرقتی است که در چند سال اخیر منتشر شده است، مانند «بچه راهزن»، «برلین»، «همه الماس را دوست دارند» و غیره.

نظر ما: چیزی که در مورد داستان «راهزن‌ها» دوست داشتیم، اعتماد به نفس فوق‌العاده‌ی میگل در طراحی نقشه‌ای پیچیده است که در زمان اشتباهات او و تیم و نیاز به بداهه‌پردازی برای خروج از مخمصه‌ای که خودشان درست کرده‌اند، خنده‌دار می‌شود.

در مقطعی، تیم شامل اکتاویو (نیکولاس فورتادو) که در قسمت اول او را نمی‌بینیم و سیتلالی (آندریا چپارو) که گوشی میگل را می‌دزدد، از روی پل شیرجه می‌زند و برای مدت طولانی زیر آب شنا می‌کند و در این فرآیند هم میگل و هم ویلسون را تحت تاثیر قرار می‌دهد، خواهد شد.

آیا فراتر از کارهایی که آن‌ها در گذشته برای به دست آوردن سودهای غیرقانونی انجام داده‌اند، به درک عمیق‌تری از این شخصیت‌ها می‌رسیم؟ احتمالا نه. اما اگر شخصیت‌ها سرگرم‌کننده باشند و سرقتی که برنامه‌ریزی کرده‌اند، پر از فراز و نشیب باشد، «راهزن‌ها» باید یک اثر سرگرم‌کننده و سبک باشد.

صحنه‌های متناسب با بزرگسالان: وقتی لیلی برای کلاهبرداری، مرد ثروتمندی را می‌بندد و چشمانش را می‌بندد، روی شکم مرد عسل می‌مالد و در حالی که کارت اعتباری مرد را کپی می‌کند، اجازه می‌دهد سگش اندکی شیرین کاری انجام دهد.

آخرین نما: میگل فکر می‌کند در بخشی از نقشه که می‌خواست در موزه‌ی آریل از نقشه‌ی دقیق‌تر عکس بگیرد، موفق شده است. سپس قدمی برمی‌دارد و آژیر خطر به صدا درمی‌آید.

ستاره نوظهور: دوست داریم تا حد امکان سگ لیلی، کلینتون، را در سریال ببینیم.

کلیشه‌ای‌ترین دیالوگ قسمت اول: صحنه‌ای وجود دارد که میگل سعی می‌کند با بیرون آوردن یک «اشیای باستانی» تقلبی، گروهی از توریست‌های آمریکایی را فریب دهد. این صحنه به خودی خود خوب است و نشان می‌دهد که او چگونه در گذشته ممکن است پول‌های نقد به دست آورده باشد، اما اگر حذف می‌شد، احتمالاً به طور کلی روایت سریال را تغییر نمی‌داد.

جمع‌بندی ما: تماشا کنید. «راهزن‌ها» با شخصیت‌های دوست‌داشتنی و هدف جالبی که در مرکز داستان سرقت سریال قرار دارد، از آن دسته سریال‌هایی است که می‌توانید به‌راحتی بین سریال‌های جدی‌تر تماشا کنید و از آن لذت ببرید، حتی اگر بعد از تماشا چیز زیادی از آن به یاد نیاورید.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا