برترین فیلم های زندگینامهای یا بیوپیک یک دهه اخیر سینما!

فیلم زندگینامهای یا بیوپیک گونهای از فیلم است که در آن زندگینامه فرد یا افرادی حقیقی به تصویر کشیده میشود. در این آثار رعایت سالشمار و روزشمار زندگی اشخاص اهمیت ویژهای دارد. در این فیلمها اغلب از نام اماکن و اشخاص واقعی برای نامگذاری بازیگرها و مکانهای فیلمبرداری استفاده میشود. ساخت فیلمهای زندگینامهای از همان اوایل شکلگیری صنعت سینما رواج یافت، و غالباً دارای یک فرمول رایج بود. آثار Biopic به فیلمسازان این امکان را می دهد تا اسطوره های ما را انسانی کنند، معاصران ما را اساطیر کنند، تاریخ را دوباره در یک سطح اساسی انسانی ارزیابی کنند و زمان حال ما را فهرست کنند تا نسل های آینده بتوانند بفهمند چه جهنمی را پشت سر می گذاریم. این شما و برترین فیلم های زندگینامه ای یک دهه اخیر سینما…!

(Stan & Ollie (2018
یکی از جالب ترین، تلخ ترین و حتی خنده دار ترین آثار زندگینامه ای در فیلم استن و اُلی خلاصه می شود. شرح سال های پایانی هنری استن لورل و الیور هاردی با بازی استیو کوگان و جان سی ریلی که انصافا عالی بازی کرده اند، در این فیلم روایت می شود. این زوج دیگر در اوج هالیوود نیستند چرا که پیرتر، بیمار تر و خسته تر از قبل هستند، ولی هنوز هم مشهور اند. فیلم استن و اُلی با احتیاط خاصی کارهای روزمره کمدی لورل و هاردی را بازآفرینی می کند و آنها را مثل همیشه شوخ طبع می کند، در حالی که عمیق تر درام های شخصی این اساتید کمدی را نیز بررسی می کند. این فیلم اثری احساسی و حتی گریه آور است.

(Get On Up (2014
برخیز فیلمی در ژانر درام و زندگینامهای به کارگردانی تیت تیلور است که در سال ۲۰۱۴ منتشر شد. فیلم پرمخاطره تیت تیلور درباره افسانه موسیقی جیمز براون مانند سایر بیوپیک ها حرکت نمی کند. این فیلم نیز به لایه های عجیب زندگی این شخص می پردازد، و شاید غریبانه ترین نقاط زندگی این موسیقیدان را که دارای اهمیت ویژه ای است به تصویر می کشد. گویی که فیلمسازان نمی توانند باور کنند که اجازه داشتند فقط در یک فیلم قسمتهای غیرقابل باور بسیاری را تجربه کنند. یکی دیگر از نکات خوب فیلم بازی فوق العاده چادویک بوزمن در نقش براون است.

(Fighting With My Family (2019
زندگی یک کشتی کج کار حرفه ای به نام پیج، با بازی عالی و دارای کمال فلورنس پیو، و نویسندگی و کارگردانی استیون مرچنت یکی از الهام بخش ترین آثار زندگینامه ای چند سال اخیر را شکل داده است. فیلم مبارزه با خانواده ام چگونگی زندگی سارایا نایت را برای رسیدن از یک خانواده کارگر به شرکت حرفه ای WWE را ماهرانه روایت می کند. این فیلم جالب موضوع هویت و هراس موفقیت را به نمایش می گذارد و با ظرافت خاصی یک خانواده واقعی را تحلیل می کند. تیم بازیگری فیلم به شکل شگفت انگیزی خوب هستند، والدین پیج را نیک فراست و لنا هیدی بازی می کنند، و همچنین نقش برادر او را جک لودن بر عهده دارد، و یک وینس وان چشمگیر نیز به عنوان مربی واقعی و با دیدی ارزشمند در فیلم وجود دارد. این اثر الهام بخش است، خنده دار است و شگفت آور افسانه ای است.

(Big Eyes (2014
چشمان بزرگ فیلمی در ژانر زندگینامهای و درام محصول ۲۰۱۴ آمریکا به کارگردانی تیم برتون است. از بازیگران آن میتوان به ایمی آدامز، کریستف والتس، دنی هوستون، کریستن ریتر و ترنس استامپ اشاره کرد. در این فیلم، اِیمی آدامز در نقش مارگارت کین، و کریستوف والتس در نقش والتر کین بازی میکنند، و ترنس استمپ هم نقش یک منتقد هنریِ مشهور در شهر نیویورک به نام جان کانادی را ایفا میکند. داستان فیلم ماجرای حقیقی کلاهبرداری هنریِ بزرگی است که در دههٔ ۱۹۶۰ در آمریکا روی داد و افشای آن سالها بعد، بسیاری را به حیرت واداشت. در آن زمان، تابلوهای نقاشی والتر کین از کودکان سرراهی، با چشمان بزرگ و اشکآلودشان، در میان منتقدان واکنشهای منفی به دنبال داشت، اما استقبال عمومی از آنها بسیار خوب بود و والتر کین از محل فروش آن تابلوها به ثروت کلانی رسید. سالها بعد، برملا شد که این تابلوها را نه والتر کین، بلکه همسرش مارگارت کین کشیدهاست و این زوج آنها را به اعتبار نام والتر کین فروختهاند. در این فیلم آدامز یکی از بهترین نمایش های خود را ارائه می دهد، و والتس کاملاً وحشتناک است.

(I, Tonya (2017
من، تونیا به کارگردانی کریگ گیلسپی و نویسندگی استیون راجرز است که در سال ۲۰۱۷ منتشر شد. از بازیگران آن میتوان به مارگو رابی در نقش اسکیتر نمایشی تونیا هاردینگ، سباستین استن، جولیان نیکلسون، بوجانا نوواکوویچ، بابی کاناوله و آلیسون جانی اشاره کرد. فیلم کریگ گیلسپی فقط داستان هاردینگ را نمی گوید، بلکه به طرز چشمگیری آن را رد می کند و او را – به روشی پیچیده اما قانع کننده – مجددا قهرمان روایت خودش می کند. پرداختن به زندگی خانواده ای ناسازگار و گردابی از شخصیت های تحت الشعاع قرار گرفته واقعا کار سختی است که این فیلم از پس آن بر آمده است. لازم به ذکر است که تیم بازیگری نیز شگفت انگیز هستند.

(Years a Slave 12 (2013
۱۲ سال بردگی یک فیلم درام تاریخی بر اساس خودزندگینامه ۱۲ سال بردگی اثر سالومون نورثاپ است که یک سیاه آزاد بود، ولی ربوده شد و بهعنوان برده فروخته شد. کارگردان فیلم، استیو مککوئین و نویسندهٔ آن جان ریدلی است. چیویتل اجیوفور نقش «سالومون نورثاپ» را ایفا میکند. سال ۱۸۴۱، سالومون نورثاپ (چیویتل اجیوفور) یک سیاهپوست آزاد است که با همسر و فرزندانش در ساراتوگای نیویورک زندگی میکند. او با نواختن ویولن امرار معاش میکند. یک شب توسط چند نفر اراذل و اوباش اغفال شده، به وسیله آنها مسموم و بهعنوان برده فروخته میشود. به هوش که میآید، خود را در غل و زنجیر میبیند. سپس به مزارع پنبه در جنوب آمریکا برده میشود، جایی که ابتدا توسط یک بردهدار به نام ویلیام فورد خریده شده و بعد از آن به ادوین اپس (مایکل فاسبندر) فروخته میشود. نورثاپ ۱۲ سال از زندگی خود را بهعنوان یک برده جنوبی میگذراند. تیم بازیگری فیلم عالی هستند چه اصلی چه مکمل. مک کوئین در این فیلم مخاطبان را در دورانی زشت و فراموش نشدنی و بدون راه فرار قرار می دهد. این فیلم تجربه بیوپیک درخشانی است.

(Hours 127 (2011
۱۲۷ ساعت فیلمی درام و زندگینامه و محصول آمریکا به کارگردانی دنی بویل است که بر اساس فیلمنامه ای نوشته خود بویل و سایمن بوفوی ساخته شده است.فیلمنامه بر مبنای داستان واقعی کوهنوردی به نام آرون رالستون با بازی جیمز فرانکو ساخته شده. او توسط یک تخته سنگ به مدت ۵ روز در کوهستان زندانی شده است. ۱۲۷ ساعت داستان واقعی یک کوهنورد به نام آرون رالستون است. در حین کوهنوردی او در گراند کانیون یک تخته سنگ روی دستش میافتد و او در یک کوه ایزوله زندانی میشود. او در آن ۵ روز از تمام ابزارهای ممکن که باعث ادامهٔ حیاتش میشدند استفاده کرد. در آن مدت خانواده، دوستان، عشقش و دوستان کوهنوردش را به یاد آورد. او به هیچکس نگفته بود به کجا میرود و هیچ امیدی نداشت که کسی پیدایش کند. این فیلم مورد استقبال منتقدان قرار گرفت و البته بیشتر تشویقها بخاطر بازی جیمز فرانکو بود. در سایت راتن تومیتوس، ۹۳٪ از ۱۶۹ منتقد تخصصی، نظر مثبت خودشان را اعلام کردند و از ۱۰ امتیاز به این فیلم ۸٫۴ امتیاز دادند. این فیلم یکی از بهترین فیلمهای دههٔ اخیر است.

(The Wolf of Wall Street (2013
این فیلم اسکورسیزی درباره جردن بلفورت، یک فیلم جنایی خاص، یک کمدی سیاه، یک حماسه خشن گنگستری و شاید هر چیز دیگری که می خواهید لیست کنید باشد. لئوناردو دی کاپریو به عنوان بلفورت عملکردی جسورانه و عجیب و غریبانه ای را ارائه می دهد ، که میلیون ها و میلیون ها دزدیده و مانند اوباش برخورد نمی کند زیرا او هرگز اسلحه ای به سر کسی نمی گیرد ، حتی اگر آن هم بدیهی باشد. گرگ وال استریت یک تصویر وحشیانه و شرورانه از سیستمی است که پاداشی ناامید کننده را به ارمغان می آورد. تصویر ارائه شده از جاده بلفورت به سمت و سوی انحلال اخلاقی در فیلم واقعاً قابل توجه است. دی کاپریو بهترین ، جالب ترین و جذاب ترین عملکرد خود را به عنوان بلفورت به نمایش می گذارد ، در حالی که مارگوت رابی در شکست او به عنوان همسرش نائومی خیره کننده است.

(Can You Ever Forgive Me? (2018
هرگز میتوانی مرا ببخشی؟ فیلمی در ژانر زندگینامهای و کمدی-درام به کارگردانی ماریل هلر است که در سال ۲۰۱۸ منتشر شد. این فیلم بر اساس زندگی لی ایزریل ساخته شده است. این فیلم ماریل هلر یکی از آثار عالی مدرن درباره مبارزه اقتصادی و سازش اخلاقی است. در واقع این فیلم یک نمایشنامه محرک فکری است.

(The Social Network (2010
شبکه اجتماعی فیلمی درام به کارگردانی دیوید فینچر محصول سال ۲۰۱۰ ایالات متحده آمریکا ست. این فیلم دربارهٔ ایجاد شبکه اجتماعی فیس بوک و زندگی مارک زاکربرگ خالق این سایت، در اینترنت و بر اساس کتابی با نام ”میلیاردر های تصادفی“ نوشته بن مزریک (Ben Mezrich)، ساخته شده است. این فیلم در سال ۲۰۱۱ در هشتاد و سومین دوره مراسم اسکار برنده جایزه اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی، جایزه اسکار برای بهترین تدوین فیلم و بهترین موسیقی اوریژینال شد. در سال ۲۰۰۳، مارک زاکربرگ، دانشجوی دانشگاه هاروارد بعد از شکست در برقراری رابطه با یکی از دخترهای خوابگاه به نام اریکا، به اتاقش پناه میبرد و وبسایتی به نام فیسمش درست میکند که در آن اعضای سایت میتوانند به دختران دانشگاه از نظر جذابیتشان نمره دهند. سایت خیلی زود مورد توجه قرار میگیرد تا اینکه سرورهای سیستم پایگاه اینترنتی دانشگاه مختل میشود. زاکربرگ شش ماه از تحصیل محروم میشود و وقتی که بازمیگردد همه او را میشناسند. دوقلوهای وینکلوس، او را استخدام میکنند تا وبسایتی مخصوص دوستیابی برای آنها درست کند و بعد از بروز اتفاقاتی وبسایت فیس بوک خلق میشود که مورد توجه پانصد میلیون نفر قرار میگیرد. شبکهٔ اجتماعی خیلی زود توجه دوستداران سینما را به خود جلب کرد. فیلم فروش بالایی داشت و منتقدین فیلم را پسندیدند، حتی کسانی مثل راجر ایبرت که معمولاً فیلمهای فینچر را مهم نمیدانند، آن را بهترین فیلم او معرفی کردهاند. پیتر تراورس، منتقد مجلهٔ رولینگ استون آن را بهترین فیلم سال و تاد مک کارتی آن را همشهری کین عصر ما معرفی کرد.
برگرفته از آریامووی
[ad_2]





