بررسی بازی «Dragon Quest VII Reimagined»

در سالهای اخیر، شرکت اسکوئر انیکس (Square Enix) با بازسازیها و عرضههای مجدد پیدرپی، کاری کرده که مخاطبان غربی بالاخره نسبت به مجموعهی افسانهای «Dragon Quest» کنجکاو شوند. از «Dragon Quest III HD-2D Remake» گرفته تا بازسازی «Dragon Quest I & II HD-2D Remake»، حالا این مجموعه بیش از هر زمان دیگری در دسترس است؛ هرچند ترتیب انتشار این بازسازیها گاهی کمی گیجکننده بوده است.
در چنین شرایطی، عرضهی «Dragon Quest VII Reimagined» پیش از بازسازی مورد انتظار «Dragon Quest IV HD-2D Remake» تصمیمی غیرمنتظره بود؛ آن هم با ظاهری کاملاً متفاوت. برخلاف سبک پیکسلی HD-2D، این نسخه از مدلهای سهبعدی رنگارنگ و کارتونی استفاده میکند؛ مدلی که خوشبختانه انیمیشنهای روانی دارد و بهویژه در مبارزات، جلوهای چشمنواز از خود نشان میدهد.
بهترین نسخهی «Dragon Quest VII» تا امروز
«Dragon Quest VII Reimagined» را میتوان سادهترین و خوشدستترین نسخهی این بازی دانست. حتی نسبت به نسخهی نینتندو ۳DS با زیرعنوان «Fragments of the Forgotten Past» هم روند بازی روانتر شده است. معرفی طولانی و خستهکنندهی نسخهی پلیاستیشن ۱ سالهاست کنار گذاشته شده، نبردهای تصادفی همچنان حذف شدهاند و حالا با بهبودهای بیشتر در رابط کاربری و سیستمها طرف هستیم؛ تا جایی که این نسخه میتواند نقطهی شروع نسبتاً امنی برای تازهواردها باشد.
با این حال، نباید فراموش کرد که «Dragon Quest VII» در ذات خود، همان عضو خاص و تا حدی مسئلهدار خانواده باقی مانده است؛ اثری با ریتم روایی کند، ساختاری خطی و گروهی از شخصیتها که بهراحتی در دل همه نمینشینند (البته بهجز «راف»، که تقریباً همه دوستش دارند).
داستان و ساختار: سفر در زمان، اما روی ریل

داستان بازی حول سفر در زمان میچرخد. شما در نقش قهرمان خاموش همیشگی سری، از جزیرهای کوچک پا فراتر میگذارید و به گذشته سفر میکنید تا مشکلات هر جزیره را حل کرده و آنها را به نقشهی زمان حال بازگردانید. در پس این ساختار اپیزودیک، کمکم با جنگی آخرالزمانی آشنا میشوید که انسانها را از هم جدا کرده و میدان را به هیولاها سپرده است.
این ایده جذاب است، اما اجرای آن کاملاً خطی باقی میماند. برخلاف «Dragon Quest XI» یا حتی نسخههایی مثل «Dragon Quest VIII» و «Dragon Quest III»، آزادی عمل و حس ماجراجویی گسترده در اینجا کمتر دیده میشود. هر جزیره معمولاً مأموریتی مشخص دارد: مشکلی را حل کن، دشمنی را شکست بده و به آینده بازگرد. این چرخه، با وجود جذابیت اولیه، در طول حدود ۶۰ ساعت تجربهی بازی میتواند تکراری شود.
شخصیتها: نه بد، نه فراموشنشدنی
گروه همراهان شما ترکیبی است که همیشه محل بحث بوده. قهرمان بیکلام مطابق سنت آثار آکیرا توریاما (Akira Toriyama) طراحی شده، «ماریبل» شخصیتی تندخو دارد که بهمرور نرمتر میشود و «کیفر»… خب، چهرهای دارد که حس اعتماد کامل را منتقل نمیکند! در مقابل، «راف» پسر-گرگ بازی، کاملاً با فضای فانتزی و کارتونی اثر جور است و به یکی از دوستداشتنیترین اعضای تیم تبدیل میشود.
در مجموع، طراحی محیطها و هیولاها بسیار موفقتر از شخصیتهای انسانی است. هیولاهای طراحیشده توسط آکیرا توریاما در فضای سهبعدی این نسخه جان تازهای گرفتهاند؛ با بافتهای دقیق، انیمیشنهای نرم و جزئیاتی که تماشایشان لذتبخش است.
سیستم کارها: سادهتر و دوستانهتر

یکی از مهمترین تغییرات «Dragon Quest VII Reimagined» سیستم کار دوگانه است. حالا میتوانید همزمان روی بیش از یک مورد کار کنید و مهارتها را سریعتر یاد بگیرید. این سیستم به اندازهی بازیهایی مثل «Final Fantasy V» عمیق نیست، اما انعطافپذیری خوبی ایجاد میکند و اجازه میدهد ترکیبهای جذابی از جادوها و مهارتها بسازید.
نبردها در ساعات پایانی بازی به نمایشهای پرزرقوبرق عناصر مختلف تبدیل میشوند؛ آتش، یخ، صاعقه و فولاد، پشت سر هم رد و بدل میشوند و حالوهوایی شبیه نبردهای «Dragon Ball Z» ایجاد میکنند.
تجربهای دوستانه برای تازهواردها، اما نه بهترین شروع
بازی از نظر درجهی سختی نسبتاً بخشنده است. امکان استفادهی مشترک از آیتمها در مبارزه، نقاط متعدد بازیابی سلامتی و حذف نبردهای تصادفی باعث شدهاند روند پیشرفت سریعتر از بسیاری از نسخههای دیگر سری باشد. حتی میتوانید دشمنان ضعیفتر را مستقیماً در محیط از بین ببرید و بدون ورود به نبرد کامل، تجربه بگیرید.
با این وجود، اگر کسی بپرسد «آیا این بهترین نقطهی شروع برای ورود به سری است؟» پاسخ صادقانه این است: نه لزوماً. «Dragon Quest VII Reimagined» بازی خوبی است، اما ساختار خطی و جزیرهمحور آن ممکن است برای کسانی که دنبال آزادی بیشتر هستند، محدودکننده باشد. برای شروع، «Dragon Quest XI» یا سهگانهی HD-2D انتخابهای بهتری به نظر میرسند.
نهایتا، «Dragon Quest VII Reimagined» بهترین نسخهی ممکن از «Dragon Quest VII» است؛ نسخهای خوشدستتر، سریعتر و زیباتر از همیشه. اما در نهایت، این بازی نمیتواند از سایهی محدودیتهای ذاتی خود خارج شود. اگرچه شاید در کنار محبوبترین عناوین سری مثل «Dragon Quest III»، «Dragon Quest V» و «Dragon Quest XI» قرار نگیرد، اما همچنان تجربهای لذتبخش برای طرفداران قدیمی و گزینهای قابلقبول برای علاقهمندان تازهوارد است.
در روزگاری که طرفداران «Dragon Quest» واقعاً «حق انتخاب زیادی» دارند، «Dragon Quest VII Reimagined» یادآوری خوشایندی است از اینکه حتی گوسفند سیاه این خانواده هم میتواند با کمی بازآفرینی، دوباره بدرخشد.
