دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سریال خارجیبررسینگاهی اجمالی

بررسی قسمت پنجم فصل چهارم «Ted Lasso»؛ شرمندگی آلیس و قصه‌هایی که دیگر خنده‌دار نیستند

هشدار: این مطلب حاوی توضیحاتی (هرچند کم) درباره روند داستان سریال است.

تد لاسو شرمندگی را «احساسی آن‌قدر بی‌فایده که خودش باید از خودش خجالت بکشد» توصیف می‌کند؛ بااین‌حال، همه ما آن را تجربه می‌کنیم. اشتباه می‌کنیم، تحقیر می‌شویم، درس می‌گیریم و جلو می‌رویم؛ یا در همان حس ناخوشایند می‌مانیم، چون روبه‌رو شدن با مشکل اصلی دشوارتر است. اما در مورد آلیس چیلتون در قسمت پنجم فصل چهارم، این شرمندگی از درون او می‌آید؛ از احساسات خودش، نه رفتار دیگران.

آلیس از اینکه تد در مدتی کوتاه به بازیکنانی نزدیک شده که او مدت‌هاست می‌شناسد، دلخور است. آن‌ها به زندگی تد علاقه نشان می‌دهند، چون او نیز برای شناختن زندگی‌شان وقت گذاشته است. تد مثل کتابی باز است، اما آلیس همچنان یک معما باقی مانده. او که ظاهرا در بیشتر موقعیت‌ها قدرت تحلیل منطقی خوبی دارد، این بار به‌جای بررسی رفتار خودش، عصبانیتش را سر دیگران خالی می‌کند.

این وضعیت، دوراهی جالبی برای آلیس و تد می‌سازد و شاید تنها نقطه نجات‌بخش قسمتی باشد که در باقی لحظاتش آزاردهنده است. شاید «آزاردهنده» تعبیر تندی به نظر برسد، اما بی‌راه نیست. فصل چهارم بار دیگر صبر مخاطب را در تمام بخش‌هایی که به تیم لیدی گری‌هاندز مربوط نمی‌شوند، آزمایش می‌کند. سریال هنوز هم علاقه‌ای ندارد زمان کافی و باکیفیتی به بازیکنان بدهد؛ بنابراین چیز زیادی درباره زندگی و دنیای درونی آن‌ها نمی‌فهمیم. در عوض، باید شکنجه نمایش تک‌نفره جین را تحمل کنیم.

واقعا چه کار بدی با گروه سازنده «Ted Lasso» کرده‌ایم؟ آیا این انتقام آن‌ها از تمام بحث‌ها و انتقادهایی است که پس از فصل سوم به راه افتاد؟

می‌توان با وضعیتی که جین برای بیرد ساخته همدردی کرد، اما آیا این خط داستانی واقعا چیزی باارزش به سریال اضافه می‌کند؟ بله، قرار نیست همه‌چیز در یک کمدی حتما به پیشبرد داستان یا شخصیت‌ها کمک کند. گاهی یک شوخی فقط یک شوخی است و ایرادی هم ندارد. مشکل اینجاست که «Ted Lasso» دیگر چندان شبیه یک کمدی نیست؛ کافی است به مدت طولانی قسمت‌ها و البته کمبود خنده‌ها نگاه کنید.

ماجرای جین و بیرد نیز زمانی خنده‌دار نیست که نقطه اوج شوخی، فریب دادن همه با ادعای بارداری باشد. این اتفاق شاید حال پریشان بیرد را توضیح بدهد، اما روشی کاملا تصنعی برای بخشیدن قوس شخصیتی عمیق‌تر به اوست؛ شبیه مسیری که تد، جیمی، روی و نیت طی کرده‌اند. تماشای سریالی که زمانی به نظر می‌رسید تمام مسیرش را با دقت طراحی کرده، اما حالا با زمان فراوانش چنین بی‌برنامه رفتار می‌کند، واقعا خسته‌کننده است. عجیب‌تر اینکه سازندگان تصمیم گرفته‌اند این زمان را صرف درام‌های عاطفی‌ای کنند که تاثیر لازم را ندارند.

آنچه بر سر کیلی آمده، بیش از همه طاقت‌فرساست؛ به‌ویژه چون جونو تمپل همچنان اجرایی درخشان دارد و تقریبا تنها دلیلی است که کیلی هنوز جذاب باقی مانده. بااین‌حال، فیلمنامه مدام او را به شکل زنی دست‌وپاچلفتی و درمانده نشان می‌دهد؛ تصویری که درست در نقطه مقابل شخصیت گذشته او قرار دارد.

حالا کیلی و روی هر دو زیر بار نتایج تصمیم‌های بدشان در حال فروپاشی‌اند. روی به کیلی که با چشمانی مشتاق آشکارا با او عشوه‌گری می‌کند، می‌گوید ماموریت رفتن به ۱۰ قرار عاشقانه را انجام داده است؛ با این تفاوت که چند قرار آخر او با یک زن بوده. کیلی دل‌شکسته می‌شود، با اینکه خودش از روی خواسته بود چنین کاری انجام دهد.

واضح است که روی هنوز عاشق کیلی است و قرار نیست در نهایت کنار فرد تازه‌ای بماند. بنابراین سوال این است: شما هم تا اینجا از شدت کلافگی موهایتان را کنده‌اید؟ تمام این ماجرا ساختگی به نظر می‌رسد؛ انگار فقط برای دور نگه داشتن این دو از یکدیگر طراحی شده تا در پایان فصل، یا امیدواریم زودتر، شاهد وصالی احساسی باشیم. اگر این خط داستانی هنوز تاثیری دارد، تنها به این دلیل است که تمپل و برت گلدستین نقش‌هایشان را عالی بازی می‌کنند.

در همین حال، ربکا نیز با مشکلات عاطفی خودش دست‌وپنجه نرم می‌کند. او متوجه می‌شود از اینکه ماتیاس قصد دارد از آمستردام به لندن نقل‌مکان کند، خوشحال نیست؛ حتی اگر دلیل این تصمیم، نزدیک‌تر بودن به دختر خردسالش باشد که مادرش در لندن شغلی پیدا کرده است. ربکا می‌ترسد پایان رابطه از راه دور، حباب زیبایی را که میانشان شکل گرفته بترکاند. به تعبیر خودش، برای او خوب بوده که این رابطه را در دوزهای کوچک تجربه کند.

هنوز نمی‌توان کاملا ربکا و ماتیاس را به‌عنوان یک زوج پذیرفت؛ بیشتر به این دلیل که سریال تلاش چندانی برای باورپذیر کردن رابطه آن‌ها نکرده است. رفتار ربکا نیز بیش از همیشه مردد و متزلزل به نظر می‌رسد. مسیر او در این قسمت، سسی با بازی الی کالینز را به یاد می‌آورد. حالا فقط باید امیدوار بود سسی سری به ربکا و کیلی بزند و همان تلنگری را به آن‌ها بزند که به‌شدت به آن نیاز دارند.

با بازگشت به آلیس می‌بینیم که دستیار مربی در پایان قسمت «Riches Of Embarrassment» (گنجینه شرمساری) با تد به مشکل جدی می‌خورد. تد برای انتقال غیرمستقیم حرفش، از تجربه یاد گرفتن کباب‌پزی می‌گوید و توضیح می‌دهد که عجله برای آموختن یک مهارت، با صرف زمان کافی برای درک واقعی آن تفاوت دارد. حرف بدی نیست، اما ارتباطی با وضعیت آلیس برقرار نمی‌کند.

کمی بعد، وقتی لیدی گری‌هاندز مقابل چلسی به‌شدت تحت فشار قرار می‌گیرد، تد در بین دو نیمه برای انگیزه دادن به تیم چه می‌کند؟ تعجبی ندارد؛ باز هم درباره خودش حرف می‌زند.

می‌توان انگیزه تد را درک کرد، اما طبیعی است که این رفتار آلیس را بیشتر عصبانی کند. او خشم و درماندگی‌اش را در زمین تخلیه می‌کند؛ هرچند روشن نیست این عصبانیت متوجه بازیکنان است، مربی‌اش یا خودش. در پایان مسابقه نیز با خشم زمین را ترک می‌کند. جنبه مثبت ماجرا این است که صحبت‌های تد درباره زندگی شخصی‌اش به‌نوعی تیم را ترغیب می‌کند جلوی ورزشگاهی نیمه‌پر بهتر بازی کند؛ ورزشگاهی که با وجود خالی بودن بخشی از سکوهایش، همچنان بیشترین تماشاگر دوران فعالیت آن‌ها را دارد. لیدی گری‌هاندز آن‌قدر خوب ظاهر می‌شود که چلسی را به دردسر بیندازد و به ربکا و زلدای مست ثابت کند سرمایه‌گذاری‌شان روی تیم ارزشش را داشته است.

کنجکاوی‌برانگیزترین بخش «Riches Of Embarrassment» در پایان رقم می‌خورد؛ جایی که تد با آلیس صحبت می‌کند و او را برای مسابقه بعدی محروم می‌سازد. با توجه به اینکه تعطیلات کریسمس بلافاصله پس از آن آغاز می‌شود، آلیس تا سال نو بازنخواهد گشت.

این تصمیم غافلگیرکننده است، اما تد دلایل خودش را دارد. او می‌گوید در گذشته برای کمک به دستیار مربی دیگری که به‌تدریج کنترلش را از دست می‌داد، به اندازه کافی تلاش نکرده است. شاید هنوز ندانیم نیت در فصل چهارم کجاست، اما او همچنان در گوشه ذهن تد حضور دارد. تد نمی‌خواهد با تکرار همان اشتباه دوباره شرمنده شود و از زاویه‌ای دیگر، قصد دارد آلیس را نیز از تحقیر شدن نجات دهد.

شخصیت تانیا رینولدز همچنان یکی از نقاط قوت فصل چهارم است. حالا مهم‌ترین برگ برنده «Ted Lasso» می‌تواند نحوه پیشرفت آلیس در قسمت‌های باقی‌مانده باشد؛ به‌خصوص که او فعلا تنها شخصیت زن اصلی سریال است که نویسندگان هنوز کاملا خرابش نکرده‌اند. تا آن زمان، احتمالا بهتر است کلاه‌های بابانوئل را برای قسمت هفته آینده زودتر از کمد بیرون بیاوریم.

مارگی و مدی، زوج تیم لیدی گری‌هاندز، همان‌طور که در آغاز قسمت می‌بینیم مدام از هم جدا می‌شوند و دوباره آشتی می‌کنند؛ و تقریبا تمام دانسته ما از رابطه‌شان همین است. از طرف دیگر، هنوز مشخص نیست روی با همان متصدی باری قرار می‌گذارد که در قسمت قبل با او رابطه داشت یا پزشکی که کمی بعد زانوی آسیب‌دیده‌اش را درمان کرد.

تد نیز در برخورد با مدیر صحنه نمایش جین، جرقه‌ای ملایم از کشش عاطفی را تجربه می‌کند. حتی اگر این آشنایی به جایی نرسد، دست‌کم باعث می‌شود تد بفهمد برای آغاز دوباره قرارهای عاشقانه آماده است. در سوی دیگر، حالا می‌دانیم ربکا و کیلی برای دفن کردن احساساتشان سراغ تماشای «Bridesmaids» می‌روند؛ انتخابی که کاملا به آن‌ها می‌آید.

باربارا با بازی کیتی ویکس هم دوباره ظاهر می‌شود تا یادآوری کند نه‌تنها مسئول اداره «کی‌جی‌پی‌آر» (KJPR) است، بلکه از رئیس بودن واقعا لذت می‌برد.

بخش‌هایی از این قسمت آشنا به نظر می‌رسند و با مرور اپیزودهای قبلی نوشته فیبی والش، بازیگر نقش جین، دلیلش روشن‌تر می‌شود. او قسمت «Headspace» از فصل دوم را نوشته بود که در آن نیت برای نخستین‌بار در رختکن از کوره درمی‌رود. والش همچنین نویسنده «The Strings That Bind Us» از فصل سوم بود؛ قسمتی که سخنرانی جیمی در بین دو نیمه، باشگاه فوتبال ریچموند را به پیروزی مقابل آرسنال می‌رساند؛ مسابقه‌ای که ریچموند در نیمه نخست آن عقب افتاده بود.

جمله «کمی بیشتر با زاویه نگاهت خوش بگذران» یکی از بهترین دیالوگ‌های این قسمت است. کاش خود «Ted Lasso» هم به توصیه‌اش گوش می‌داد.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا