بریتنی اسنو و غافلگیری بزرگ «هیولای درون من» (The Beast in Me) – چگونه نینا جارویس قهرمان پنهان داستان شد

بریتنی اسنو این روزها به نظر میرسد یک «تیپ» خاص را برای بازی انتخاب کرده است: آدمهای ثروتمند و خطرناک. در سال جاری، او ستاره سریال موفق «همسران شکارچی» (The Hunting Wives) بود؛ داستان یک تازهوارد به شهری در شرق تگزاس که وارد حلقهای از زنان متمول و فاسد میشود. همچنین در «مرداک: مرگ در خانواده» (Murdaugh: Death in the Family) نقش «مندی متنی» – خبرنگاری که ماجرای قتلهای یک خاندان مشهور کارولینای جنوبی را پیگیری میکند – را ایفا کرد. حالا، او با نقشآفرینی در «هیولای درون من» (The Beast in Me) در نتفلیکس، به مقابل دوربین بازگشته است؛ سریالی نفسگیر درباره یک سرمایهدار بزرگ حوزه املاک که ممکن است در ناپدید شدن مرموز همسر اولش دست داشته باشد، و درست در خانه کناری یک نویسنده کنجکاو و مصمم ساکن شده است.
نینا؛ همسر دوم و چهره پنهان
در این سریال، اسنو نقش «نینا جارویس» را بازی میکند؛ همسر دوم «نایل جارویس» (Matthew Rhys)، توسعهدهندهای که شباهتهایی به چهرههای خبرساز واقعی مانند «رابرت دورست» دارد. همسر اول نایل، مدیسون، به طرز مشکوکی ناپدید شده و رابطه نایل با نویسنده همسایه، «اگی ویگز» (Claire Danes)، محور بخش بزرگی از درام سریال است. با این حال، نینا همان شخصیتی است که مخاطب برای یافتن نشانهها، سرنخها، و پاسخ به پرسش «نایل چه کرده یا نکرده؟» نگاهش میکند.
و مهمتر اینکه – هشدار اسپویل – در پایان فصل، این نینا است که سرانجام ضربه آخر را به شوهرش میزند و سقوط او را رقم میزند.
تصمیمهای سخت در خلق شخصیت
بریتنی اسنو میگوید تنها با مطالعه دو قسمت اول، مشتاقانه برای این نقش آزمون بازی داد، زیرا هم به تیم سازنده اعتماد داشت و هم عمق و لایههای شخصیت نینا او را جذب کرده بود:
«از همان ابتدا باید تصمیم میگرفتیم نینا واقعاً چیزی نمیداند یا باور دارد که شوهرش بیگناه است. یا اینکه در ناپدید شدن همسر اول او همدست است. مثل بسیاری از زنانی که در چنین پروندههایی دیدهایم، نینا برای بقا و آرامش شبانه، انتخاب میکند که حقیقت گفته شده را زیر سئوال نبرد. او نمونه کامل زنی است که دروغ را باور کرده.»
اما این باور تا جایی دوام میآورد… و سپس شکافها آغاز میشوند.
بازی «موش و گربه»

داستان به اسنو فرصت میدهد تا یک بازی پنهانی را اجرا کند: چه چیزهایی را شخصیتش باور دارد، چقدر میخواهد شوهرش بداند، و حاضر است برای ماندن در نقش «همسر نایل جارویس» چه کارهایی انجام دهد. این وضعیت پرتنش در قسمت پایانی به اوج میرسد و برخی از صحنههای قدرتمند فصل را به نام نینا ثبت میکند.
اسنو درباره تجربه بازی در این صحنهها توضیح میدهد:
«لذتبخش و در عین حال چالشبرانگیز بود که بیننده را در دوگانگی و لایههای شخصیت نگه دارم. آیا او در جریان است؟ از چه چیزی به نفع خود استفاده میکند؟ و در نهایت، در صحنههای پایانی، با شناخت کامل رفتارها و خصوصیات نایل، برای اولین بار میتواند او را دستکاری کند. او باید او را اغوا کند و به دام بیندازد. حتی در حین فیلمبرداری، حس میکردم شبیه یک مبارز هستم؛ از کارگردانِ قسمت آخر، «آنتونیو کامپوس»، پرسیدم آیا میتوانم ایستاده بازی کنم، چون برای کشاندن نایل به حالت غریزی و حیوانی، باید نقش یک شریک مبارزه را داشته باشم، و یاد گرفتهام که او به چنین ویژگیای واکنش مثبت نشان میدهد.»
پیچش بزرگ: قهرمان پنهان
جالب اینجاست که از ابتدا قرار نبود نینا تبدیل به قهرمان داستان شود. فیلمنامهها همزمان با فیلمبرداری نوشته میشدند و اسنو میگوید:
«ما اصلاً نمیدانستیم مسیر داستان چه خواهد بود.»
با این حال، در صحبتهایی با نویسنده و تهیهکننده اصلی سریال، «دنیل پرل»، او پیشنهاد شخصی خود را مطرح کرد:
«به او گفتم که زیاد در زندگیام دستکم گرفته شدهام و این ویژگی باعث میشود ارتباط زیادی با نینا داشته باشم. حس میکردم باید چیز بیشتری از او نشان داده شود. نمیدانم این حرف دقیقاً چه تأثیری گذاشت، اما آنها این پیچش داستانی را ایجاد کردند، چون به نظرشان جالب بود که شخصیتی که همه دستکم گرفتهاند، همان کسی باشد که سقوط را رقم میزند.»
تحسین همکاران و پروژههای بعدی
احساس تعهد اسنو به شخصیتهایش نیز از نگاه همکارانش پنهان نیست. «مندی متنی» واقعی، خبرنگاری که پرونده مرداک را پوشش داد، درباره او میگوید:
«او آنقدر اهمیت میدهد و به پروژههایش از نظر احساسی وابسته است که واقعاً میخواهد اطرافیانش به او افتخار کنند. مدام میگفت امیدوارم شما به من افتخار کنید، و من هم میگفتم این فوقالعادهترین چیز دنیاست که تو اینجایی و نقش من را بازی میکنی.»
«ارین لی کار»، خالق و تهیهکننده سریال Murdaugh: Death in the Family، نیز اضافه میکند:
«نقش یک خبرنگار در سریال، که پیگیرانه به دنبال حقیقت است اما گاهی با چشمبند برخی واقعیتها را نمیبیند، دشوار است. بریتنی توانست این داستان پیچیده را به خوبی مدیریت کند، و ما به بازیگرانی در سطح او نیاز داشتیم.»
آینده بدون جسد و قتل؟
با سه تجربه بزرگ در نقش افرادی که با قتل، خطر و رسوایی روبهرو هستند، شاید وقت تغییر رسیده باشد. اسنو میگوید:
«دو هفته دیگر فیلمبرداری فصل دوم The Hunting Wives را شروع میکنم. اما بعد از آن، امیدوارم یک کمدی بازی کنم… بدون جسد، بدون قتل.»
بریتنی اسنو در «هیولای درون من» نه فقط نقش یک همسر دوم ظاهراً بیخبر را ایفا میکند، بلکه قهرمان پنهانی است که با شناخت کامل از شوهرش، در لحظه مناسب ضربه نهایی را میزند. همین پیچش داستانی، پایان سریال را غافلگیرکننده و ماندگار کرده است. بازی لایهدار او، که ترکیبی از بقا، آرامش ظاهری و نهایتاً نبرد هوشمندانه است، نینا را به یکی از مهمترین و بهیادماندنیترین شخصیتهای این فصل تلویزیونی تبدیل میکند.





