«جنگ وارنر» و بازگشت نبرد غولها؛ آیا تاریخ هالیوود دوباره تکرار میشود؟

تنها حدود یک ماه از آغاز آنچه در هالیوود به «جنگ وارنر» معروف شده میگذرد، اما فضای صنعت سرگرمی بهشدت ملتهب است. استودیوها، فیلمسازان و تحلیلگران هنوز در حال محاسبهاند که برندگان و بازندگان واقعی این نبردهای شرکتی چه کسانی هستند. تجربه اما نشان داده که شعارهای «تحولآفرین» در جنگهای مالکیتی هالیوود، اغلب خیلی زود رنگ میبازد.
در این میان، نتفلیکس (Netflix) که همچنان با شتاب در حال خرید فیلمنامهها و رمانهاست، تصویری از یک غول بیوقفه در حال گسترش ارائه میدهد. تماشاگران امیدوارند پایانبندیهای نتفلیکس در روایت داستانها، از بازیهای قدرت هالیوود سر و ساماندارتر باشد.
اهالی قدیمی سینما هنوز دوران استیو راس (Steve Ross) در برادران وارنر را به یاد دارند؛ زمانی که فیلم، موسیقی، مجلات و رسانهها زیر یک چتر جمع شدند تا امپراتوریای «بزرگتر از شکست» بسازند. نتیجه؟ فروپاشی.
امروز نیز نگرانیهایی مشابه در هالیوود شنیده میشود:
- آیا میلیاردها دلار نتفلیکس و خانواده الیسون (Ellison) به کاهش مشاغل منجر میشود؟
- آیا هزینه اشتراکها بالاتر میرود؟
- آیا سینماها بیش از پیش تعطیل خواهند شد؟
- و آیا تولیدات، زیر سایه فرآیندهای تنظیمگری و نظارتی آمریکا و اروپا، با کندی مواجه میشوند؟
سوالهای حاشیهای اما مهم نیز مطرح است:
- آیا شبکههایی مانند سیانان (CNN) یا سیبیاس نیوز (CBS News) به ابزارهای سیاسی بدل میشوند؟
- اگر سرمایهگذاران خاورمیانهای به سهامداران عمده استودیوها بدل شوند، مطالبه آنها به فرش قرمز نمایش «Bugonia» خلاصه خواهد شد یا فراتر میرود؟
مدیران نتفلیکس از پیشنهاد ۸۲.۷ میلیارد دلاری خود بهعنوان «پیروزی برای صنعت سرگرمی و رشد» دفاع میکنند؛ در حالی که پیشنهاد پارامونت (Paramount) به ۱۰۸ میلیارد دلار میرسد. در مدل نتفلیکس، استودیوی وارنر و اچبیاو مکس (HBO Max) در بسته پیشنهادی قرار میگیرند و وارنر کنترل شبکههای کابلی، CNN و TNT را حفظ میکند.
کهنهکاران صنعت به یک تناقض بزرگ اشاره میکنند: برخلاف جنگهای پیشین که از دل بحران یا ورشکستگی زاده میشدند، هالیوودِ نیمه ۲۰۲۵ نشانههایی از احیا را نشان میداد؛ درست زمانی که این درگیریها آغاز شد. این وضعیت تفاوتی آشکار با دوران فروش ناگهانی امپراتوری جک وارنر (Jack Warner) به کینی (Kinney) در دهه ۱۹۶۰ یا آشفتگیهای تمامعیار استودیوها در همان سالها دارد؛ زمانی که تقریباً همه ورشکسته بودند.
در آن دوران، حتی استودیوهایی که «پولدار» به نظر میرسیدند، ناگهان هزینهها را قفل کردند. اما همان آشفتگی، راه را برای ظهور مدیران تازه و فیلمسازی جسورانه باز کرد: جان کالی (John Calley) در وارنر، نِد تانن (Ned Tanen) در یونیورسال، دیک زناک (Dick Zanuck) در فاکس و نسل تازهای در پارامونت؛ مدیرانی که روی استعدادهای جوان شرط بستند و ژانرهای تازه ساختند.
هالیوود پیشتر هم از بحرانها عبور کرده بود:
- ورود صدا در دهه ۱۹۲۰
- احیای دهه ۱۹۳۰ تحت تأثیر نیو دیل
- بدهیهای سنگین دهه ۸۰ و نجات بهواسطه انفجار بازار ویدئو
و سپس ناگهان، موجودی نوظهور و با نامی عجیب وارد شد: نتفلیکس؛ با معادلهای کاملاً متفاوت.
شاید بزرگترین درس تاریخ این باشد که هالیوود، در هر نسل، غافلگیر شدن را تکرار میکند؛ یادآوریای تلخ و شیرین که در نهایت، همهچیز به تجارت نمایش برمیگردد. شاید به همین دلیل است که امروز شرکتها بر سر مالکیت یک استودیوی سینمایی میجنگند، آن هم در دورانی که حتی مخاطبان اسکار، تشویق میشوند بخشی از توجهشان را به یوتیوب (YouTube) معطوف کنند.





