دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
چهره هادانستنیمجله فرا

جنی لیند در آمریکا؛ سوپرانوی سوئدی در میانه طوفان بردگی

دو قرن پس از تولد «بلبل سوئدی»، نگاهی به تور جنجالی او در آمریکایی که بر سر بردگی از هم می‌درید

روز دوم سپتامبر ۱۸۵۰، سرمقاله اصلی روزنامه طرفدار برده‌داری «نیویورک هرالد» (New York Herald) از کنگره خواست لایحه‌ای را که قرار بود «مسئله برده‌داری را برای همیشه حل کند» هرچه سریع‌تر تصویب کند. «سازش ۱۸۵۰» (Compromise of 1850) مجموعه‌ای از قوانینی بود که همان ماه تصویب شد و علاوه بر تعیین سرنوشت برده‌داری در سرزمین‌های تازه‌الحاق، شامل «قانون بردگان فراری» (Fugitive Slave Act) نیز می‌شد؛ قانونی که مقامات فدرال را در سراسر کشور موظف می‌کرد سیاهپوستان گریخته از بردگی را دوباره دستگیر و بازگردانند. جیمز گوردون بنت (James Gordon Bennett)، سردبیر هرالد، پیش‌بینی کرده بود: «ظرف یک هفته دیگر، نگرانی‌ها درباره مسئله برده‌داری فروکش می‌کند؛ افکار عمومی آن‌قدر خسته شده که دیگر رغبتی به فکر کردن درباره آن ندارد.»

با وجود این ادعا، تقریباً تمام صفحه اول شش‌ستونی هرالد به خبر ورود سوپرانوی مشهور سوئدی، جنی لیند (Jenny Lind)، به نیویورک اختصاص داشت. لیند که سال‌ها در اروپا محبوبیت فراوان داشت، نخستین‌بار قدم به خاک آمریکا می‌گذاشت. در ۲۱ ماه بعد، گزارش‌های روزنامه‌ها پر بود از هیجان تور کنسرت آمریکایی جنی لیند؛ اما حتی موفقیت‌های «بلبل سوئدی» نیز نتوانست بحث ملی و داغ برده‌داری را که آمریکا را دوپاره کرده بود، تحت‌الشعاع قرار دهد. فردریکا برمر (Fredrika Bremer)، اصلاح‌طلب سوئدی که همان سال از آمریکا دیدن کرد، نوشته بود: «جنی لیند، لایحه جدید برده‌داری و اعتراضات گسترده علیه آن در ایالت‌های شمالی، شرقی و غربی… موضوعات ثابت روزنامه‌ها هستند.» این دو موضوع اغلب کنار هم دیده می‌شدند و چندان طول نکشید که خود لیند نیز وارد این مناقشه ملی شد.

تولد یک ستاره

ششم اکتبر، دویست‌وپنجمین سالگرد تولد لیند در استکهلم (Stockholm) سوئد بود. بتسی گلدن کلم (Betsy Golden Kellem)، مورخ، می‌گوید: «لیند فوق‌العاده مشهور بود.» او که از مادری تنها به دنیا آمده بود، از دوران نوجوانی آموزش آواز اپرا را آغاز کرد. هانس کریستین آندرسن (Hans Christian Andersen)، نویسنده دانمارکی که بعدها با لیند دوست شد و به او دل بست، در کتاب «داستان واقعی زندگی من» (The True Story of My Life) شبی را به یاد آورد که لیند در سال ۱۸۴۳ دانمارک را شگفت‌زده کرد. آندرسن نوشت: «از طریق جنی لیند برای نخستین بار قداست هنر را درک کردم.» او ادامه داد: «هیچ کتاب یا انسانی به اندازه جنی لیند در مقام شاعر، بر من تأثیر تعالی‌بخش نگذاشته است.» آن اجرا الهام‌بخش آندرسن برای نوشتن داستان «بلبل» (The Nightingale) شد و شهرت لیند را در سراسر اروپا افزایش داد. حتی گفته می‌شود رد شدن درخواست عشق آندرسن از سوی لیند، الهام‌بخش نگارش «ملکه برفی» (The Snow Queen) شد؛ داستانی که فیلم Frozen دیزنی بر اساس آن ساخته شده است.

پس از موفقیت در دانمارک، لیند در آلمان و اتریش نیز به شهرتی مشابه دست یافت. فلیکس مندلسون (Felix Mendelssohn)، آهنگساز آلمانی که در آن دوران با لیند همکاری می‌کرد، در نامه‌ای به آندرسن با شور نوشت: «در یک قرن هم موجودی به این اندازه بااستعداد متولد نخواهد شد.»

اوج «لیندومانیا» در انگلستان

اما انگلستان جایی بود که «لیندومانیا» (Lindomania) واقعاً به اوج رسید. ملکه ویکتوریا (Queen Victoria) در اجرای اول لیند در سال ۱۸۴۷ در «تئاتر اعلی‌حضرت» (Her Majesty’s Theatre) حضور یافت و گزارش مطبوعات چنین بود: «جمعیت هم در داخل و هم بیرون تئاتر بی‌شمار بود.» لیند دو سال در انگلستان ماند؛ جایی که زبان انگلیسی را آموخت، اما همچنان در کاربرد آن مشکل داشت. در سال ۱۸۴۹، زمانی که تنها ۲۸ سال داشت، بازنشستگی خود از اپرا را اعلام کرد و ملکه در آخرین اجرای او حاضر شد.

معامله سرنوشت‌ساز با بارنوم

در ژانویه ۱۸۵۰، شومن مشهور، پی.تی. بارنوم (P.T. Barnum)، لیند را متقاعد کرد که تور کنسرتی در آمریکا برگزار کند. کلم توضیح می‌دهد: «وقتی بارنوم جنی لیند را انتخاب کرد، حتی یک‌بار هم صدای او را نشنیده بود. او در آن زمان بیشتر به‌خاطر موزه آمریکایی (American Museum) و نمایش‌هایی نظیر پری‌دریایی فیجی (Feejee Mermaid) شناخته می‌شد. اما می‌خواست به اعتبار و وجهه فرهنگی‌اش بیفزاید.»

لیند که به شهرت بارنوم بدبین بود، درخواست کرد کل دستمزدش—۱۸۷٬۰۰۰ دلار، معادل ۶.۲ میلیون دلار امروزی—پیش از آغاز تور ۱۵۰ کنسرتی در حساب بانکی‌اش در لندن واریز شود. بارنوم که همه آینده مالی‌اش را روی این ماجراجویی گذاشته بود، فهمید ابتدا باید مردم آمریکا را با لیند آشنا کند. کلم می‌گوید: «بارنوم به خودش گفت: باید کاری کنم که مردم از قبل درباره او بدانند.» بنابراین کمپین تبلیغاتی عظیمی راه انداخت و آمریکا را نه تنها با هنر لیند، بلکه با شخصیتی آشنا کرد که او را «تجسم نیکوکاری و سادگی» معرفی می‌کرد.

ورود پرشور جنی لیند به نیویورک

این تبلیغات نتیجه داد. در اول سپتامبر، هنگامی که لیند به نیویورک رسید، حدود ۴۰ هزار نفر در خیابان کانال (Canal Street) جمع شدند تا به او خوش‌آمد بگویند. کلم در مقاله‌ای در مجله «ونیتی فر» (Vanity Fair) درباره رابطه واقعی لیند و بارنوم نوشت: «بارنوم با دسته‌گلی به استقبال لیند رفت و او را به کالسکه‌ای خصوصی برد، در حالی که پلیس جمعیت عظیم را کنار می‌زد—صحنه‌ای کاملاً شبیه فیلم A Hard Day’s Night.» برخلاف آنچه فیلم The Greatest Showman نمایش می‌دهد، هیچ رابطه عاشقانه‌ای میان آن دو وجود نداشت. فردریکا برمر در نامه‌ای نوشت: «جنی لیند در نیویورک است و با شور و هیجان آمریکایی‌ها استقبال شده—دیوانه‌وارترین نوع دیوانگی.»

آمریکایی‌ها بلافاصله تلاش کردند از شهرت لیند بهره‌برداری تجاری کنند. انبوهی از کالاها با نام او به بازار آمد: کلاه، کلاه زنانه، دستمال گردن، دستکش، صابون، سیگار، ظروف شیشه‌ای و حتی خانه. امروز نیز در آمریکا مدارس، کلیساها، سالن‌ها و پارک‌های زیادی نام لیند را دارند و دست‌کم ۳۳ خیابان در سرشماری با نام او ثبت شده است. سه شهر در آرکانزاس، کالیفرنیا و کارولینای شمالی نیز به نام «جنی لیند» نامگذاری شده‌اند. محبوب‌ترین یادگار، تخت‌ها و گهواره‌های «جنی لیند» است که از تخت چوبی با پایه‌های تراش‌خورده‌ای الگو گرفته شده‌اند که لیند در اقامتش در نیویورک از آن استفاده می‌کرد.

آزادی‌خواهان و امید به جنی لیند

مخالفان برده‌داری نیز امیدوار بودند بتوانند از محبوبیت جنی لیند برای پیشبرد آرمان خود بهره ببرند. اسکات گاک (Scott Gac)، مورخ، گزارش می‌دهد که دو سال پیش از سفر لیند، روزنامه پیشرو ضد برده‌داری «لیبریتور» (The Liberator) با فروش مدالیون‌هایی با تصویر او، کمک مالی جمع می‌کرد. همین امید باعث شد که فعالان ضد برده‌داری، از همان لحظه‌ای که کشتی لیند، آتلانتیک (Atlantic)، در نیویورک پهلو گرفت، منتظر کوچک‌ترین نشانه‌ای از همدلی او باشند.

لیند به محض دیدن پرچم آمریکا—که احتمالاً یا از پیش برای چنین لحظه‌ای آماده شده بود، یا درک خوبی از روابط عمومی داشت—با صدای بلند گفت: «آن پرچم زیبای آزادی است؛ ستمدیدگان تمام ملل آن را می‌پرستند.»

مجله طنز بریتانیایی «پانچ» (Punch) با اشاره به وجود بیش از سه میلیون برده در آمریکا، این اظهار نظر را «ابتذال بی‌فکرانه» خواند. پانچ با کنایه نوشت که این جمله «لابد بازتاب حس شوخ‌طبعی اوست و یادآور چیزهایی که درباره تجارت برده و رفتار با فردریک داگلاس، سردبیر رنگین‌پوست روزنامه، شنیده است.»

آلجرنون کوپر (Algernon Cooper)، فعال ضد برده‌داری بریتانیایی، نیز یادآور شد که این حرف لیند در همان روزنامه‌ای چاپ شده که خبر فروش مردان سیاه‌پوست را «به وزن» مانند احشام منتشر کرده بود. با این حال فعالان آمریکایی ضد برده‌داری، این لغزش اولیه را نادیده گرفتند و همچنان امیدوار بودند.

خوانندگان خانواده هاچینسون و تلاش برای جلب جنی لیند

«خوانندگان خانواده هاچینسون» (Hutchinson Family Singers)، گروهی نیوانگلندی با شهرت ملی و مواضع محکم ضد برده‌داری، از نخستین کسانی بودند که با لیند ملاقات کردند. سه برادر و یک خواهر به نام «اَبی» (Abby)—که به دلیل مهارت آوازش به «جنی لیند آمریکا» معروف بود—در ۲۱ سپتامبر ۱۸۵۰ به هتل لیند رفتند و آهنگی که جسی هاچینسون برای خوشامدگویی به او ساخته بود، اجرا کردند: «خوش‌آمد به جنی لیند» (Welcome to Jenny Lind).

آن‌ها با هارمونی‌ای که لیند نیز تحسین کرد، خواندند: «از تپه‌های برف‌پوش سوئد، چون پرنده عشق از بهشت، ببین! او با سرودهای آزادی می‌آید؛ جنی از آن سوی دریا آمده است.»

هدف خوانندگان کاملاً روشن بود. آن‌ها می‌خواستند جنی لیند را در جایگاه هنرمندی حامی آزادی تصویر کنند. گاک می‌گوید: «آن‌ها همیشه همین کار را با چهره‌های مشهور می‌کردند—با یک آهنگ، سعی می‌کردند موضع شخص را قاب‌بندی کنند.» اما لیند تحت تأثیر قرار نگرفت. او خانواده را تحسین کرد و صحبت را به دلتنگی‌اش برای خانه کشاند.

گاک در کتابش می‌نویسد: «تلاش آن‌ها نتیجه نداد.»

سکوت لیند و خشم فعالان ضد برده‌داری

در نخستین توقف‌های تور، لیند درباره مسئله برده‌داری کاملاً سکوت کرد. این بی‌اعتنایی ظاهری، فعالان ضد برده‌داری را که عمیقاً به او امید بسته بودند، ناامید کرد—به‌ویژه که تور لیند دقیقاً همزمان شده بود با موج خشم عمومی علیه اجرای فوری «قانون بردگان فراری».

هریت جیکبز (Harriet Jacobs)، نویسنده سیاه‌پوستی که پیش‌تر برده بود، در نامه‌ای نوشت: «در حالی که خوش‌پوشان به صدای دلنشین جنی لیند در تالار متروپولیتن گوش می‌دادند، فریادهای دردناک انسان‌های شکارشده، به درگاه خدا بالا می‌رفت. بسیاری از خانواده‌هایی که بیش از بیست سال ساکن شهر بودند، ناچار شدند بگریزند.»

ویلِیام و اِلن کرفت (William and Ellen Craft)، از مشهورترین چهره‌های جنبش ضد برده‌داری، تنها چند روز پس از اجرای لیند در بوستن، از این شهر گریختند تا از چنگ شکارچیان برده اهل جورجیا فرار کنند. مردم بوستن، شکارچیان را با جمعیت انبوه از شهر بیرون کردند.

شب اجرای نخست لیند در فیلادلفیا، سیاهپوستان در تالار استقلال (Independence Hall) گرد هم آمدند و آزادی هنری گارنت (Henry Garnet) را خواستار شدند؛ مردی که اکنون در دادگاهی در طبقه بالای «زنگ آزادی» (Liberty Bell) در حال دفاع از خود در برابر اتهام فرار از بردگی بود.

فعالان ضد برده‌داری از لیند انتظار داشتند اگر واقعاً با «ستم‌دیدگان همه ملت‌ها» همدردی دارد، بخشی از نیکوکاری مشهورش را به سازمان‌های ضد برده‌داری اختصاص دهد. جنیفر لین استوور (Jennifer Lynn Stoever)، استاد دانشگاه بینگمتن، می‌گوید: «لیبریتور بی‌پرده لیند—و مهم‌تر از همه بارنوم—را به‌خاطر سکوتش نقد می‌کرد.»

شایعه کمک مالی و واکنش تند بارنوم

وقتی شایعه‌ای پخش شد مبنی بر اینکه لیند ۱۰۰۰ دلار به یک گروه ضد برده‌داری کمک کرده، بارنوم بلافاصله آن را تکذیب کرد، چون بیم داشت باعث از دست دادن مخاطبان جنوب آمریکا شود؛ منطقه‌ای که لیند قرار بود در آن اجرا داشته باشد.

بلوُفورد آدامز (Bluford Adams)، پژوهشگر، می‌گوید: «بارنوم در سال ۱۸۵۰ فوق‌العاده محتاطانه بین خواسته‌های دو سوی کشور حرکت می‌کرد.»

سردبیر روزنامه طرفدار برده‌داری «دیلی یونیون» (Daily Union) در واشنگتن دی‌سی، در نامه‌ای از بارنوم پرسید آیا این شایعه صحت دارد یا نه. بارنوم با لحنی قاطع پاسخ داد که «این ادعا کوچک‌ترین اساسی ندارد» و نوشت لیند «هرگز حتی یک پِنی» به فعالان ضد برده‌داری نداده است.

لیبریتور این مکاتبه را «مضحک و رقت‌بار» خواند و آن را نمونه‌ای از امتناع لیند از داشتن هرگونه موضع درباره برده‌داری دانست.

لیند در واشنگتن: دیدار با حامیان «سازش ۱۸۵۰»

در دسامبر ۱۸۵۰، لیند برای دو اجرا در «تئاتر ملی» (National Theatre) به واشنگتن رفت و به‌جای دیدار با شخصیت‌های ضد برده‌داری، با سیاستمدارانِ طراحِ سازش ۱۸۵۰ ملاقات کرد.

رئیس‌جمهور میلارد فیلمور (Millard Fillmore)، صبح روز بعد از ورود لیند، به هتل ویلارد رفت تا از او دیدن کند. هاول کاب (Howell Cobb)، رئیس مجلس نمایندگان و یکی از چهره‌های جنوبی حامی سازش، جمعیت تماشاگران اجرای دوم لیند را «درخشان‌ترین جمعی که تاکنون در این شهر دیده شده» نامید.

در میان حاضران، هنری کلی (Henry Clay) و دنیل وبستر (Daniel Webster) نیز حضور داشتند—همان سیاستمدارانی که فعالان ضد برده‌داری آن‌ها را به خیانت به آرمان آزادی متهم می‌کردند. در پایان اجرا، لیند از روی صحنه چندین‌بار با وبستر تعظیم و خوش‌وبش کرد. او از مجلس نمایندگان دیدن کرد و دفاع سناتور کلی را در دیوان عالی تماشا نمود.

یک پژوهشگر در سال ۱۹۶۰ می‌نویسد: «در آن زمان، واشنگتن غرق در نوعی احساس پیروزی بود—آن‌ها فکر می‌کردند با سازش ۱۸۵۰ کشور را از فروپاشی نجات داده‌اند.»

واقعیت ناگوار: نگاه واقعی لیند به سیاهپوستان

برای فعالان ضد برده‌داری، به‌تدریج روشن شد که لیند نه‌تنها حامی آرمان آن‌ها نیست، بلکه احتمالاً نسبت به سیاهپوستان نیز دیدگاهی منفی دارد.

جودیت گریفیثز (Judith Griffiths)، فعال ضد برده‌داری که در سال ۱۸۵۱ با لیند در روچستر ملاقات کرد، در نامه‌ای به گریت اسمیت (Gerrit Smith) نوشت: «با اینکه او خیرخواه به نظر می‌رسد، اما سیاهپوستان را فروتر از انسانیت می‌داند… وقتی با او حرف زدم، واضح بود که از سیاهپوستان می‌ترسد—اکنون مطمئنم او کاملاً طرفدار برده‌داری است.»

مشاهدات مانسل فیلد (Maunsell Field)، شریک وکیل جان جی و بعدها مقام وزارت خزانه‌داری، این موضوع را تأیید می‌کند. فیلد شرح می‌دهد که هنگامی که بارنوم اعلام کرد لیند درآمد شب اول اجرا را به چند موسسه خیریه، ازجمله دو موسسه مربوط به سیاهپوستان، اهدا خواهد کرد، در واقع خود فیلد این فهرست را انتخاب کرده بود نه لیند. لیند فهرست را حتی «درست نخوانده» بود.

فیلد در پایان می‌نویسد: «او نمی‌توانست نفرتش از سیاهپوستان را پنهان کند. همیشه می‌گفت: “آن‌ها خیلی زشت‌اند.”»

تغییر نگرش: تأثیر «کلبه عمو تام»

با وجود تمام این‌ها، لحظاتی قبل از ترک آمریکا در ژوئن ۱۸۵۲، لیند ۱۰۰ دلار به هریت بیچر استو (Harriet Beecher Stowe) کمک کرد تا بخشی از هزینه آزادی خانواده برده ادموندسون را تأمین کند.

استو در نامه‌ای به شوهرش توضیح داد که چگونه ماجرا رخ داده است. همسر لیند، اُتو گلدشمیت (Otto Goldschmidt)، وقتی فهمید بلیت برای نویسنده «کلبه عمو تام» است، گفت: «او باید جایگاهی داشته باشد، هر طور شده!» لیند در نامه‌ای تشکرآمیز نوشت که کتاب «کلبه عمو تام» تأثیر عمیقی بر او گذاشته و آن را «ابزاری نیرومند برای ایجاد خیر» دانست.

او نوشت: «احساس می‌کنم به‌زودی تغییرات بزرگی رخ خواهد داد… و شما ممکن است با وجدانی آرام بخوابید، چون وسیله‌ای در دست خدا برای کمک به برادران سیاهپوست ما بوده‌اید.»

آیا لیند واقعاً تغییر کرده بود؟

چطور ممکن است کمتر از یک سال پس از آنکه گریفیثز او را «طرفدار برده‌داری» توصیف کرده بود، چنین تغییری رخ داده باشد؟

اسکات گاک هشدار می‌دهد که نباید حمایت یا مخالفت با برده‌داری را به‌طور کامل معادل نژادپرستی یا ضدنژادپرستی درک کرد. بسیاری از فعالان ضد برده‌داری نیز به برابری اجتماعی کامل با سیاهپوستان اعتقاد نداشتند.

جوآن هدریک (Joan Hedrick)، پژوهشگر آثار استو، می‌گوید: «به‌نظر می‌رسد کتاب “کلبه عمو تام” واقعاً بر لیند تأثیر گذاشته است… نیازی نیست دنبال توضیح دیگری بگردیم.» کتاب استو در سال ۱۸۵۱ به‌صورت پاورقی منتشر می‌شد و در زمان رفتن لیند به‌تازگی تبدیل به کتاب شده بود. هدریک می‌گوید: «کتاب بر بسیاری از سفیدپوستان تأثیر گذاشت. دلیلی ندارد فکر کنیم لیند استثنا بوده.»

از بی‌تفاوتی تا حمایت

اقامت ۲۱ ماهه جنی لیند در آمریکا با بی‌تفاوتی نسبت به رنج بردگان آغاز شد و با حمایت مالی و علنی از جنبش ضد برده‌داری پایان یافت؛ نام او در صدر فهرست کمک‌کنندگان هریت بیچر استو برای آزادی خانواده ادموندسون قرار گرفت.

شاید نتیجه‌گیری اینکه «هاچینسون‌ها نتوانستند او را وادار کنند برای آزادی بخواند» نادرست باشد؛ شاید این مسیر، مسیری کوتاه‌مدت نبود. شاید اینطور بود که هرکس با وجدانِ اخلاقی، دیر یا زود ناچار بود در این مسیر قرار گیرد.

همان‌گونه که خانواده هاچینسون در پایان سرود معروف خود، «از سر راه کنار برو»، گفته بودند: «ببینید مردم می‌دوند تا ما را ببینند؛ هزاران نفر در ایستگاه به ما خوش‌آمد می‌گویند. همه با شادی در واگن رهایی می‌نشینند. هورا! هورا! رهایی به‌زودی مردمانِ ما را برکت خواهد داد! هورا… هورا… هورا!»


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا