
فیلم «مرد ایرلندی» (The Irishman) ساخته مارتین اسکورسیزی (Martin Scorsese)، روایتی چنددههای از زندگی مردی است که میان جنایت سازمانیافته، جنبش کارگری و حقیقتی لغزنده گرفتار است. این مرد فرانک شیرن (Frank Sheeran) است؛ مقام اتحادیهای و همکار مافیا که مسیرش به چهرههایی چون جیمی هوفا (Jimmy Hoffa)، خانوادههای مافیایی و حتی کندیها (Kennedys) گره خورده است.
فیلم که نخستین اثر اسکورسیزی است که بهطور انحصاری روی نتفلیکس (Netflix) پخش شد، بر اساس کتاب «شنیدم خانهها را رنگ میکنی» (I Heard You Paint Houses) نوشته چارلز برنت (Charles Brandt) ساخته شده است؛ کتابی که در آن شیرن مدعی میشود هوفا را به قتل رسانده و در چندین قتل دیگر نیز دست داشته است.
با اینکه بسیاری از پژوهشگران تاریخ هوفا، این ادعاها را خیالپردازی محض میدانند، فیلم در نشان دادن گسترش نفوذ مافیا در اتحادیههای کارگری و حتی بالاترین سطوح دولت آمریکا به حقیقت نزدیک است.
جیمی هوفا که بود؟
و آیا واقعاً از الویس و بیتلز مشهورتر بود؟

جیمز «جیمی» هوفا یکی از مهمترین رهبران کارگری تاریخ آمریکا است. او در نوجوانی مدرسه را رها کرد و خیلی زود تبدیل به سازماندهنده کارگران شد. در سال ۱۹۳۲ به اتحادیه تیمسترز (International Brotherhood of the Teamsters) پیوست و در ۱۹۵۷ رئیس اتحادیه شد؛ اتحادیهای که آن زمان نزدیک به یک میلیون کارگر را نمایندگی میکرد.
در فیلم، گفته میشود که هوفا در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ از الویس پریسلی (Elvis Presley) و بیتلز (The Beatles) مشهورتر بود ـ و این اغراق نیست. در دورهای که یکسوم نیروی کار آمریکا عضو اتحادیهها بودند، هوفا چهره اصلی این جنبش بود.
اما در ۳۰ ژوئیه ۱۹۷۵، هوفا برای شرکت در یک جلسه ناهار از خانه خارج شد و تا امروز هرگز دیده نشد. در سال ۱۹۸۲ بهطور قانونی «مرده» اعلام شد. تئوریهای مختلف درباره سرنوشت او مطرح شده:
- قتل توسط مافیا
- حذف توسط رقبای داخلی اتحادیه تیمسترز
- یا حتی ناپدید شدن خودخواسته برای فرار از تهدیدها
اما حقیقت همچنان ناشناخته است.
رابطه اتحادیه تیمسترز با مافیا چگونه بود؟

در میانه قرن بیستم، صندوق بازنشستگی اتحادیه تیمسترز بسیار گسترده شد. مافیا از این صندوق بهعنوان منبع مالی غیررسمی استفاده میکرد و با وامهای «خارج از دفتر»، ساخت کازینوهای لاسوگاس را تأمین مالی مینمود.
بر اساس گزارش موزه ملی جنایت سازمانیافته (National Museum of Organized Crime & Law Enforcement)، مشکل این وامها این بود که اغلب هرگز بازپرداخت نمیشدند و این امر موجب شکلگیری «اسکیم» (The Skim) شد؛ یعنی انتقال چمدانی پول نقد کازینوها به دست مافیای غرب میانه. بخشی از این پول نیز به هوفا و مقامات اتحادیه میرسید.
در سطح پایین، مافیا:
- انتخابات اتحادیهای و شهری را دستکاری میکرد
- قراردادهای حملونقل و ساختوساز را برای تیمسترز تضمین مینمود
- و اعضای اتحادیه را وادار به رأیدهی مطابق میل خود میکرد
فرانک شیرن واقعاً که بود؟
بسیاری معتقدند شیرن دروغ گفته است. مورخ مافیا، بیل تونلی (Bill Tonelli)، میگوید: «هیچکس حتی گمان نمیکرد او کسی را کشته باشد.»
اما برخی چیزها حقیقت دارد:
- او همکار نزدیک راسِل بوفالینو (Russell Bufalino) بود.
- از طریق او با جیمی هوفا آشنا شد.
- و بهعنوان همراه مورد اعتماد مافیا شناخته میشد.
شیرن، یک کاتولیک ایرلندی و کهنهسرباز جنگ جهانی دوم، در اصل راننده کامیون بود و کارهای کوچک برای مافیا انجام میداد. به دلیل غیرایتالیایی بودن، نمیتوانست عضو رسمی کوزا نوسترا (Cosa Nostra) شود، اما در حلقه نزدیک بوفالینو بود.
راسل بوفالینو چه جایگاهی داشت؟
بوفالینو متولد سیسیل بود و در کودکی به آمریکا مهاجرت کرد. در دهه ۱۹۶۰، او یکی از قدرتمندترین روسای مافیا خارج از شهرهای بزرگ بود. قلمروی او مناطق صنعتی ویلکس-بره (Wilkes-Barre)، اسکرانتون (Scranton) و مسیرهای حملونقل مهم را شامل میشد.
او نسبت به کارلو گامبینو (Carlo Gambino) و جو بونانو (Joe Bonanno) کمتر مشهور بود، اما از نظر نفوذ، همسطح آنها بهشمار میرفت.
در سال ۱۹۷۸ به جرم اخاذی (Extortion) زندانی شد و سالها بعد دوباره بهدلیل اعترافات یک قاتل اجیرشده به زندان بازگشت.
رابطه او و شیرن تا زمان آزادی بوفالینو در ۱۹۸۹ نزدیک باقی ماند.
نقش کندیها در داستان چیست؟

افسانههای بسیاری درباره رابطه جان اف. کندی (JFK) و مافیا وجود دارد. هرچند مدارک قطعی در دست نیست، اما:
- جوزف کندی (Joseph P. Kennedy Sr.) نفوذ زیادی در والاستریت و هالیوود داشت.
- برخی ادعا کردهاند او از مافیا شیکاگو برای کمک به پیروزی پسرش در انتخابات ۱۹۶۰ کمک گرفته است (ادعایی که کتاب «سوی تاریک کاملوت» (The Dark Side of Camelot) مطرح کرده است).
فیلم اسکورسیزی این ارتباطات را واقعیت نشان میدهد و حتی به نظریه بحثبرانگیز مشارکت مافیا در ترور JFK اشاره میکند.
چرا رابرت کندی و جیمی هوفا دشمن شدند؟
پس از اینکه JFK برادرش رابرت کندی را در سال ۱۹۶۱ دادستان کل کرد، جنگی شخصی آغاز شد. رابرت کندی، دشمن قسمخورده مافیا، هوفا را متهم کرد که:
- دیکتاتورگونه عمل میکند
- صندوق بازنشستگی اتحادیه را برای وامدهی به گروههای مافیایی به کار میبرد
- و جرایمی چون رشوهخواری و تقلب مرتکب شده است
هوفا در ۱۹۶۴ محکوم شد، اما با عفو ریچارد نیکسون (Richard Nixon) فقط پنج سال زندانی بود. پس از آزادی، تلاش هوفا برای بازگشت به قدرت، همانجاست که بسیاری معتقدند سرنوشتش رقم خورد.
پس چه کسی واقعاً جیمی هوفا را کشت؟

هیچ پاسخ قطعی وجود ندارد، اما نظریههای اصلی اینهاست:
۱. فرانک شیرن
افبیآی نام او را جزو مظنونان قرار داد، اما شواهد قوی علیه او وجود ندارد.
۲. چاکی اوبراین (Chuckie O’Brien)
دوست قدیمی هوفا. در سال ۲۰۰۴، افبیآی DNA هوفا را در برس داخل خودروی او پیدا کرد. با این حال، خانواده اوبراین دخالتش را بشدت رد میکنند.
۳. اجماع عمومی
اکثر نیروهای اجرای قانون معتقدند:
- هوفا در خانهای در دیترویت کشته شد.
- و جسدش فوراً دفن یا سوزانده شده است.
تئوریهای عجیبوغریب هم مطرح شدهاند، مثل اینکه هوفا هنوز زنده است و مافیا او را مخفی کرده؛ اما اینها بیشتر شبیه داستانهای «الویس هنوز زنده است» هستند.
آیا دانستن حقیقت اهمیتی دارد؟
اسکورسیزی در مصاحبهای با اینترتینمنت ویکلی میگوید: «اگر دقیقاً بدانیم قتل JFK چگونه انجام شد، چه میشود؟ چند مقاله خوب و چند فیلم ساخته میشود. اما اصل ماجرا حقایق نیست، بلکه دنیایی است که این شخصیتها در آن گیر کردهاند.»
او میگوید فیلم درباره این است که:
- افراد در جهانی گرفتار میشوند که از آنها انتظار رفتار خاصی میرود
- و روزی میفهمند شاید اشتباه بزرگی کردهاند
«مرد ایرلندی» شاید روایت دقیقی از حقیقت نباشد، اما:
- تصویری واقعی از درهمتنیدگی مافیا، سیاست و اتحادیهها ارائه میدهد
- یکی از پررمزورازترین معماهای جنایی آمریکا را بازخوانی میکند
- و داستان انسانی از وفاداری، گناه و پشیمانی را روایت میکند
اهمیت فیلم نه در اثبات قاتل هوفا، بلکه در جهان تلخ و پیچیدهای است که شخصیتها در آن زندگی میکنند.





