خاطرات جالب از جیمز گاندولفینی و مایکل امپریولی در سریال سوپرانو ها

دنیای سریال سوپرانوها (The Sopranos) به لطف فیلم ” آمرزیدگان فراوان شهر نیوآرک (The Many Saints of Newark) ” که یک پیش درآمد با بازی مایکل گاندولفینی است احیا شده اما پادکست استیو شیریپا و مایکل امپریولی برای سوپرانوها خاطرات سریال را در ماههای اخیر زنده کرده کرده است….
شیریپا اخیرا در مصاحبه با اینسایدر یکی از لحظات خاطرهانگیز فیلمبرداری را به اشتراک گذاشته است. در حین فیلمبرداری یکی از اپیزودهای فصل چهارم سوپرانوها، جیمز گاندولفینی و مایکل امپریولی باید با زنجیر به درخت بسته می شدند چون بیش از حد مست شده بودند. در آن صحنه این دو بازیگر باید روی لبه پرتگاه می ایستادند به همین علت بازی در حال مستی برای آن ها ممکن بود خطرآفرین باشد.
شیریپا میگوید:
در یکی از وقفهها، وقتی در حال تنظیم نور بودند، مایکل و جیم [گاندولفینی] یک بطری وایلد تورکی نوشیدند. به حدی مست شدند که باید پاهای آن ها را با زنجیر به درخت میبستند، چون میترسیدند از لبه پرتگاه سقوط کنند.
این صحنه در اپیزودی تحت عنوان هر کسی که این کار را کرده (Whoever Did This) است، جایی که تونی سوپرانو با بازی گاندولفینی و کریستفر مالتیسانی با بازی امپریولی به شمال نیویورک می روند تا جسد رالفی چیفارتو با بازی جو پانتولیانو را دور بیندازند. تونی رالفی را کشته و از کریستفر خواسته بود برای سر به نیست کردن جسد به او کمک کند.
امپریولی پیشتر در پادکست خود گفته بود:
ما روی این پرتگاه تمرین کردیم و آن ها دوربینی روی یک قایق در برکه قرار داده بودند و به ما نگاه میکردند، در حالی که دوربین دیگری روی پرتگاه در کنار ما بود، و میخواستند پارک ایالتی را آتش بزنند. صحنه تولید عظیمی بود. باید منتظر میماندیم تا شب فرابرسد بنابراین چند ساعتی وقت داشتیم گریم شویم و استراحت کنیم. به تریلر [جیمز گاندولفینی] رفتیم… نشسته بودیم که جیم یک بطری وایلد تورکی باز کرد. فکر کردیم جرعهای بنوشیم چون هفته سختی را گذرانده بودیم.
به نقل ۳۰نما، امپریولی ادامه داد:
بالأخره یک نفر در تریلر را زد چون وقت فیلمبرداری رسیده بود و بطری خالی. تلوتلوخوران از تریلر جیم بیرون آمدیم. مست بودیم. یک بطری کامل وایلد تورکی نوشیده بودیم و بهشدت مست بودیم. در همان شکل پیش رفتیم در حالی که باید تا لبه میآمدیم تا جسد را پرتاب کنیم. به حدی مست بودیم که متوجه نبودیم دیگران ناراحت شدهاند، اما نگران بودند که از لبه پرتگاه سقوط کنیم. زنجیری آوردند و آن را دور پاهای ما پیچیدند و به یک درخت بستند و با برگ پوشاندنش.





