«در حال انجام وظیفه» (At Work)؛ تنهایی و تناقض یک نویسنده در حاشیه اقتصاد بیرحم امروز

فیلم «در حال انجام وظیفه» (At Work) ساخته والری دونزِلی، اثری است که همزمان شخصی و اجتماعی است؛ روایتی که از دل تجربه زیسته آمده و بر اساس رمان نیمهزندگینامهای فرانک کورتس نوشته شده است. دونزلی با همراهی ژیل مارشان فیلمنامهای خلق کرده که در آن مرز بین انتخاب آگاهانه برای زیستن به سبک هنرمندانه و لغزیدن به ورطه فقر، همیشه در حال محوشدن و تغییر است.
در حالی که جشنواره فیلم ونیز ۲۰۲۵ شاهد موجی از فیلمهایی با موضوع «ازخودبیگانگی انسان در بستر سرمایهداری متأخر» است، «در حال انجام وظیفه» با تمرکز بر زندگی یک مرد میانسال هنرمند که حرفه موفق خود را کنار میگذارد تا به نویسندهای تماموقت تبدیل شود، تکهای دقیق و جزئینگر از این پازل جهانی را پیش روی ما میگذارد.
پُل مارکه (با بازی باستین بویون) را در صحنهای ابتدایی میبینیم که با پتک به دیوار گچی میکوبد؛ دیواری که استعارهای از فروپاشی زندگی سابق اوست. پل، عکاس موفقی بوده که ماهانه بین ۳ تا ۸ هزار یورو درآمد داشته، اما در ۴۲ سالگی این شغل و امنیت نسبی را ترک میکند تا نویسنده شود. پیشپرداخت کتاب سومش را قبلاً خرج کرده، رابطهاش با همسر سابق (با بازی خود دونزلی) به پایان رسیده و او خانه بزرگ خانوادگی را ترک کرده تا در یک استودیوی کوچک زندگی کند؛ درست زمانی که همسر و فرزندانش به مونترال مهاجرت کردهاند.
رمان جدید او – با عنوان «داستان یک پایان» – روایتی نیمهپنهان از فروپاشی ازدواجش است، اما ناشرش (ویرژینی لدوین) آن را غیرقابلفروش و بیروح میداند: «مردم به اندازه کافی با اخبار آخرالزمانی احاطه شدهاند، یک رمان غمبار دیگر را نمیخواهند».
برای گذران زندگی، پل در وبسایت کاریابی «جابینگ» ثبتنام میکند؛ پلتفرمی که کاربران در آن برای انجام کارهای دستی و خدماتی، با کمترین قیمت ممکن با یکدیگر رقابت میکنند. در این دنیای بیرحم، نرخ پیشنهادی پل برای کارهایی که ساعتها زمان میبرد، حدود ۲۰ یورو است – رقمی بسیار پایینتر از حداقل حقوق.
فیلم با نگاهی موشکافانه، جزئیات فرهنگ کاری جدید و «اقتصاد پلتفرمی» را به تصویر میکشد. کارگرانی که با هر اعلان شغلی، فوراً در رقابتی فرسایشی قیمتها را پایین میآورند تا شانس جذب کار داشته باشند. بسیاری از این کارگران، مهاجرانی هستند که به دلیل نیاز مطلق به درآمد، ناچار به پذیرش هر شرایطیاند.
هرچند پل امتیازهایی دارد – دریافت حق تألیف ماهانه هرچند اندک (۲۰۰ تا ۳۰۰ یورو) – اما فیلم نشان میدهد که این «امتیاز نسبی» قبضهای گرمایش را پرداخت نمیکند. با گذر زمان، نفوذ تدریجی فروپاشی اقتصادی و عزتنفس در زندگی پل مشهود میشود. دوستان و خانواده، انتخابهایش را زیر سؤال میبرند؛ خواهرش میگوید: «تو یک فقیر واقعی نیستی، چرا یک کار معمولی نمیگیری؟» و پل در پاسخ میگوید: «امروزه بعضی بردهها خوب پول میگیرند»؛ جملهای که بیانی مستقیم از ایدئالیسم نهفته در فیلم و خود شخصیت است.
در میانه فیلم، پل بهعنوان راننده، مردی را از دنیای پیشین عکاسی ملاقات میکند. این فرد هنوز همان زندگی لوکس، خانه بزرگ و سفرهای هیجانانگیز را دارد، اما با لحنی بیقضاوت به پل گوشزدی تاملانگیز میکند. این لحظه، مکالمهای است میان دو «نسخه» متفاوت از موفقیت که هرکدام حقیقت خاص خود را دارند.
دونزلی، چه جلوی دوربین و چه پشت آن، شیوهای سادهپرداز و بیتجمل در پیش گرفته است. فیلمبرداری بیهیاهو، تدوین آرام و موسیقی که بیش از آنکه بر احساسات فشار بیاورد، نقش همراهی را ایفا میکند، همگی به خلق فضایی واقعگرا کمک کردهاند.
بازی باستین بویون نقطهقوت فیلم است؛ او با چهرهای که از هر زاویه متفاوت دیده میشود، ترکیبی از کنجکاوی، ناامنی و پنهانکاری را منتقل میکند. پل در خانه مشتریان – از جمله زنی که با دیدن ژاکت بافتنی و عینکش میگوید «شبیه این کار نیستی (نمیخوره که اینکاره باشی)» – همچنان نگاه و ذهن نویسنده را حفظ کرده و این برخوردها را در ذهنش برای داستانگویی ذخیره میکند.
هرچند فیلم از به دام افتادن در پایانبندیهای کلیشهای – مانند نوشتن کتابی درباره فقر که ناگهان او را ثروتمند کند – پرهیز میکند، اما همچنان بخشی از روایت، بهویژه برای تماشاگران حساس به واقعیت معیشتی کارگران، میتواند «نگاه از بالا» تلقی شود. پل با وجود دشواریهای واقعیاش، همچنان از «شبکه امنیت» (خانه مجانی خاله، درآمد ثابت هرچند ناچیز) برخوردار است، امتیازی که بسیاری از همکاران مهاجرش ندارند.
دونزلی این تناقض را نشان میدهد اما هرگز بهطور کامل حل نمیکند. همین موضوع باعث میشود فیلم، با همه صداقتش، گاهی به نظر برسد که رنج واقعی فقر را نمیچشد، بلکه از حاشیه آن عبور میکند.
نقاط قوت
- روایت دقیق و جزئینگر از فضای کارِ پلتفرمی و اقتصاد بیرحم امروز
- بازی چندلایه و باورپذیر باستین بویون
- نگارش فیلمنامه مبتنی بر تجربه زیسته، با دیالوگهای موجز و گویا
- پرهیز از پایانبندیهای هالیوودی و کلیشهای
نقاط ضعف
- عدم تعادل در نمایش رنج واقعی کارگری و امتیازهای نسبی قهرمان
- سکون روایی در بخشهایی که میتوانست به لحاظ دراماتیک پرتنشتر باشد
- خطر برداشت «رمانتیکسازی فقر» به دلیل جایگاه نسبی امن شخصیت
«در حال انجام وظیفه» بهرغم ظاهر کوچک و روایت آرام خود، اثری است که با دقت به زندگی در حاشیه اقتصاد مدرن مینگرد؛ دنیایی که در آن کارگران باید هم نیروی کارشان و هم لبخندی قانعکننده را عرضه کنند تا بقا یابند. والری دونزلی با پرهیز از اغراق و شعار، پرترهای از مردی خلق میکند که آگاهانه از مسیر امن فاصله میگیرد، اما درمییابد که آزادی انتخاب، بدون پشتوانه اقتصادی، میتواند به سرعت جای خود را به ناامنی و فرسایش بدهد.
این فیلم، اگرچه در مقایسه با آثار پرزرق و برق بخش رقابتی ونیز کوچک به نظر میرسد، اما بهلحاظ مضمون، روایتی بهروز و جهانشمول ارائه میکند: روایت تغییر مسیر زندگی در میانه عمر، و مواجهه با واقعیت بیرحم «بازار آزاد» که بیشتر شبیه میدان جنگی بیپایان است.
جمع بندی
امتیاز - ۷٫۴
۷٫۴
جالب توجه
«در حال انجام وظیفه» پرترهای ساده و انسانی از نویسندهای است که امنیت را به امید آزادی رها میکند اما به مرزهای شکننده فقر نزدیک میشود؛ نگاهی تیزبین به تضاد میان انتخاب شخصی و واقعیت اقتصاد مدرن.





