دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسینقد و بررسی فیلم

«سانگ سانگ بلو»؛ اعترافی پرشور به عشق، موسیقی و رویایی که حتی ستاره بودن نمی‌خواهد

نقد و بررسی فیلم «سانگ سانگ بلو» (Song Sung Blue) یا «نغمه آبی»

فیلم «سانگ سانگ بلو» (Song Sung Blue) یا «نغمه آبی»، ساخته کریگ بروئر، بر اساس مستند سال ۲۰۰۸ گرگ کوهس، داستان واقعی و شگفت‌انگیز یک زوجِ اجراکننده موسیقی در میلواکی را روایت می‌کند که بزرگ‌ترین افتخارشان، اجرای آثار نیل دایموند در قالب یک گروه به نام «صاعقه و رعد» بود. این اثر، نه یک بیوگرافی عظیم‌الشأن با صحنه‌های کنسرت استادیومی، بلکه روایتی صمیمی، گاه شیرین و گاه تلخ، از آدم‌هایی است که زندگی‌شان حول محور عشق، خانواده و اجرای ترانه‌های محبوب یک خواننده می‌چرخد.

بروئر که پیش‌تر با فیلم‌هایی نظیر Hustle & Flow و Dolemite Is My Name همدلی‌اش با «آدم‌های حاشیه‌نشین رویای‌پرداز» را نشان داده، این بار با سبکی کلاسیک‌تر، داستانی را برمی‌گزیند که گرچه کوچک و محلی است، اما سرشار از انرژی انسانی، فراز و فرودهای احساسی و موسیقی‌ای که مرزهای «جرئتِ دوست‌داشتن» را جابه‌جا می‌کند.

مایک ساردینا (هیو جکمن) کهنه‌سرباز ویتنام، مکانیک و معتاد سابقی است که در بیستمین سال پاکی‌اش همچنان در هر بار یا جشن محلی که به او اجازه دهند، موسیقی اجرا می‌کند. از گروه کاور سول سیاه‌پوستان گرفته تا اجرای «Eye of the Tiger» با نام هنری «صاعقه»، مسیر موسیقی‌اش پر از تقلید دیگران است و کم‌تر فرصتی برای «خود بودن» پیدا می‌کند.

آشنایی او با کلر استنگل (کیت هادسون)، آرایشگر و مادر مجردی که به‌عنوان مقلد پاتسی کلاین روی صحنه می‌رود، نقطه عطف زندگی شخصی و حرفه‌ای‌اش است. کلر به مایک پیشنهاد می‌دهد یک «تجربهٔ نیل دایموند» شکل دهند، نه به‌عنوان تقلیدکار صرف، بلکه به‌عنوان اجراکنندگان آزادانهٔ آثار او. با پشتیبانی یک حلقهٔ مدیریتی عجیب (دندان‌پزشک مایک و مدیر اتوبوس‌های توریستی یک کازینو)، محبوبیتشان در سطح محلی بالا می‌رود، مخصوصاً وقتی که بالاخره جام شوخ‌طبعانهٔ «Sweet Caroline» را در فهرست اجراها قرار می‌دهند.

اما این صعود، دوام نمی‌آورد. سانحهٔ رانندگی، قطع پای کلر و افسردگی عمیق او، فشارهای مالی و خانوادگی، بیماری و بیکاری، همه شوک‌هایی‌اند که این زوج را به لبهٔ سقوط می‌برند. آن‌ها باید تصمیم بگیرند که آیا عشق و موسیقی، هنوز می‌توانند ستون زندگی‌شان باشند یا نه.

هیو جکمن در یکی از بهترین نقش‌آفرینی‌هایش، شخصیتی را خلق می‌کند که بین «شومن پرانرژی» و «مردی شکننده با زخم‌های قدیمی» در نوسان است. آوازخوانی او در نقش اجرای آثار نیل دایموند، از نظر تکنیکی بی‌نقص و از نظر احساسی زنده است. جکمن حتی در سکانس‌های کمیک (مثل تمرین در لباس زیر یا کت‌های براق پرزرق‌وبرق) همچنان لایه‌های انسانی شخصیت را حفظ می‌کند.

کیت هادسون با نبوغی که پس از Almost Famous کم‌تر دیده بودیم، نقش کلر را بی‌هیچ جلوه‌گری، واقعی و ملموس بازی می‌کند: مادری که شادیِ اجرا او را از تاریکی افسردگی نجات می‌دهد، و در لحظات تراژیک، مخاطب را بی‌هیچ تلاشی به گریه می‌اندازد. همخوانی آن‌ها چه در بالاد عاشقانهٔ «Play Me» و چه در شور «Brother Love’s Traveling Salvation Show»، هم عشق را منتقل می‌کند و هم حس «باهم بودن» را.

برخلاف بسیاری از زندگینامه‌های موسیقی که با قطعات کوتاه و گذرا بین ترانه‌ها می‌پرند، بروئر اجازه می‌دهد هر قطعه نفسی کامل بکشد و از نظر روایی عمل کند. از «Holly Holy» تا «Soolaimon»، هر ترانه نه‌فقط لحظات روایی را تقویت می‌کند، بلکه معنای بیشتری به مسیر این زوج می‌دهد. تدوین بیلی فاکس با مونتاژهایی پرانرژی، داستان را پیش می‌برد بی‌آنکه از موسیقی قربانی کند.

فیلم هرگز تلاش نمی‌کند از این زوج داستانی دربارهٔ «رسیدن به اوج هالیوود» بسازد. برعکس، ارزش کارشان را در همین سطح محلی و در برابر تماشاگران وفاداری که با لبخند سالن را ترک می‌کنند، نشان می‌دهد. بروئر با احترام، نشان می‌دهد که حتی «دومین انتخاب Sweet Caroline در یک شعاع ۲۵ مایلی» هم می‌تواند برای کسی، رویایی ارزشمند باشد.

با این حال، فیلم با مدت‌زمان طولانی‌اش (۲ ساعت و ۱۱ دقیقه) گاهی از تمرکز خارج می‌شود و سکانس‌های رویایی یا موضوعات اجتماعی متعدد مانند اعتیاد، بارداری نوجوانان، PTSD و مشکلات بیمه، به شکل فشرده و سطحی مطرح می‌شوند. همین باعث می‌شود برخی خطوط داستانی پتانسیل تاثیرگذاری کامل را پیدا نکنند.

«سانگ سانگ بلو» در دفاع از زندگی‌های «عادی» و رویاهای کوچک موفق است. پیامش ساده اما قدرتمند است: لازم نیست ستارهٔ جهانی یا صاحب سبک منحصربه‌فرد باشی تا حق داشتن لحظه‌های درخشان روی صحنه را داشته باشی. عشق، همراهی و اجرای موسیقی محبوب، خود می‌تواند معنای زندگی باشد.

سکانس پایانی با نقل‌قول مستقیم نیل دایموند – «فقط به خواندن ادامه بده» – این فلسفه را کامل می‌کند. فیلم، مانند ترانه‌های دایموند، بی‌پروای «خنک نبودن» و صادقانه در ابراز احساسات است.

«سانگ سانگ بلو» تلفیقی از یک ماجرای واقعی الهام‌بخش، اجرای پرانرژی موسیقی و پرتره‌ای انسانی از عشق و استقامت است. بروئر با تکیه بر دو بازیگر اصلی کاریزماتیک و موسیقی ماندگار، داستانی ساخته که می‌تواند هم اشک‌آور باشد و هم لبخندآور.

اگر با ترانه‌های نیل دایموند خاطره دارید یا به قصه‌های کوچک اما پرقلب علاقه‌مندید، این فیلم به همان اندازه که سرگرم‌کننده است، تأثیرگذار نیز خواهد بود.

جمع بندی

امتیاز - ۷٫۲

۷٫۲

خوب

«سانگ سانگ بلو» اجرای پرشوری از عشق و بقاست؛ داستان دو انسان معمولی که صحنهٔ کوچکشان را به بزرگ‌ترین رؤیای زندگی‌شان تبدیل کردند.

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا