سریال Safir یا یاقوت کبود یکی از تولیدات پاییزی در قالب داستانی عاشقانه با بازی اوزگه یائیز و الهان شن در نقش های اصلی …
یاقوت کبود داستان گمگشتگی خاندان گلسوی در مسیرهایی خطرناک، پر از آزمونِ شور، اشتیاق، انتقام و زورگویی است. یامان و فرایه که از کودکی عشق بزرگ پنهانی هم بودند، زمان بسیار کمی تا دیدار مجددشان باقی مانده است. با بازگشت آتش پسر بزرگ خانواده و گردهم آمدن کل خانواده گلسوی، یامان تصمیم می گیرد عشق خود و فرایه را به همه اعلام کند. با این حال، اتفاقات غیرمنتظره ای که یکی پس از دیگری رخ می دهند، همه راه ها را با بن بست های جدید می بندند و این دو به روشی نه چندان جالب متوجه می شوند که «اگر با سرنوشت بجنگی، سرنوشت نیز با تو می جنگد.»
قسمت اول این سریال با بازی ستارگانی چون اوزگه یائیز، ایلهان شن، جان بارتو اصلان، گیزم سویم، ایپک توزکو اوغلو، مفید کایاجان، ارکان بکتاش، سودا باش، سلین ایشیک، منیر جان سیندوروک، الچین زهرا ایرم، نور یازار و سردار بوردانجی و … دوشنبه ۱۳ شهریور ۱۴۰۲ از آتیوی ترکیه پخش شد.
تاریخ پخش قسمت جدید ( اپیزود ۲۰ ) : دوشنبه ۲۵ دی ۱۴۰۲
اطلاعات بیشتر از قسمت جدید : « قسمت ۲۰ سریال یاقوت کبود Safir »
میانگین امتیاز سریال «۶٫۹ از ۱۰» میباشد و امتیاز جدیدترین قسمت «۷٫۰ از ۱۰» بود.
با وجود موفقیت اولیه سریال در ریتینگ نرکیه اما خیلی زود با انتقادات و حواشی مواجه شد و به مرور شاهد افت جایگاه آن بودیم، با این حال هنوز جزء آثار پر ریتینگ پخش محسوب میشود. در ایران نیز مخاطبان بسیاری دارد. از حواشی آن جدایی همزمان اوزگه یائیز و بوراک بیرکِی آکگول از معشوقهای خود بود و گزارشهای متعدد از خیانت و البته عشق این دو به هم منتشر شد.
معرفی کوتاه سریال ( کلیک کنید تا باکس باز شود )

سریال یاقوت کبود در ژانر درام-رمانتیک به تهیه کنندگی شرکت «NTC Medya» و قلم «بورجو اوور، گل ابوسسمرجی»، و کارگردانی «سمیح باغجی» توسط آتیوی ترکیه پخش میشود. میتوانید نگاهی به تیزر معرفی سریال از این لینک داشته باشید.
سریال با داستان آتش، یامان و فرایه آغاز میشود. پس از آنکه آتش، پسر بزرگ خاندان گولسوی، یکی از خانواده های سرشناس کاپادوکیه، پدرش را در سنین جوانی در یک سانحه رانندگی از دست داد، تسلیم قدرت قاطع پدربزرگش عمر نشد و خانه را ترک کرد و برای تحصیل به آمریکا رفت. حالا بعد از سالها به درخواست مادرش گلفم، برادرشان یامان و اوکان به خانه بازگشتند تا تجارت خانوادگی را از پدربزرگش بگیرند. زمان اتحاد آتش، یامان و اوکان فرا رسیده است. یامان، برادر وسطی، عاشق فرای، دختر محسن یلماز، که برای گلسوی ها کار می کند، است. فرایه مادرش را در جوانی از دست داد. او دختری امیدوار، جوان و زیبا، دانشجوی سال آخر دانشگاه است که با پدرش محسن، برادرش چتین، عمه اش نسرین، برادرزاده اش ارن، نامادری اش جمیله و دخترش آلینا زندگی می کند. یامان وقتی پسر کوچکی بود با گرفتن مخفیانه حلقه یاقوت کبود میراث خانوادگی از مادرش گلفم با فرای پیوند بست، حالا با بازگشت برادر بزرگترش آتش، تصمیم میگیرد دیگر این رابطه را رسمی و علنی کند. اما فاجعه ای که در شب تولد فرای رخ داد، و بلایی که گریبان یامان به همراه برادرش اوکان را گرفت، آنها را با بن بستی خطرناک مواجه میکند. حالا هم نقشه های یامان و هم زندگی همه زیر و رو خواهد شد.
در ادامه شاهد فشارها بر فرایه جهت ازدواجی بدون میل خودش، دلشکستگی و خشم یامان و البته انواع دسیسهها خواهیم بود.
بررسی سریال ( کلیک کنید تا باکس باز شود )

یاقوت کبود در محیطی تاریخی و تماشایی تولید میشود و شاید در اولین نگاه پس زمینه جلب توجه کند. احتمالا شما را یاد «عشق و ماوی» خواهد انداخت. اما از ست فیلمبرداری که بگذریم، داستان بسیار سرد آغاز میشود، بازی بازیگران آنطور که انتظار میرفت نبود. هرچند کاری تحسین برانگیز انجام میدهند اما وقتی ترکیب بازیگران اعلام شد توقع بسیار بالایی از آن داشتیم.
در ادامه داستان با کشدار کردن مسائل بیشتر رنگ میبازد اما طبیعتا برای طرفداران دو آتشه اوزگه یائیز و ایلهان شن سریال همچنان جایگاه ویژه خود را حفظ کرده است. هرچند تهیهکنندگان با افت رتبهبندی لازم دیدند دست به کار شوند و نالان مرتر ساوش را به تیم نویسنگان اضافه کرد تا عنصر فیلمنامه تقویت شود.
نظر مخاطبان ( کلیک کنید تا باکس باز شود )

کامنت های زیر نظر کاربران است و لزوما به معنای نظر فرامدیا نیست.
خطاب به نویسندگان لطفا اجازه دهید فرایه عاشق آتس شود و یامان را فراموش کند. کسی که بتواند کسی را که ظاهراً دوستش دارد عذاب دهد، آدم با شخصیتی نیست. چیزی که یامان احساس می کند عشق نیست بلکه وسواس است… نمی تواند هر دو باشد. الان خیلی ازش بدم میاد که حتی نمیتونم دلم براش بسوزه. بگذار فرایه یامان را فراموش کند. من واقعاً نمی خواهم آنها در نهایت با هم باشند. فرایه بین دو برادر گیر افتاده است. و عجیب است که من نمی توانم انتخاب کنم که او با چه کسی باشد. این یک برادر (یامان) وجود دارد که او به او علاقه زیادی دارد، اما وقتی در دام محافظت از برادرش می افتد، قلب او را می شکند. کاتالیزور در انداختن زندگی همه به جهنم، نامادری است که یامان را پس از شنیدن اتفاقات رخ داده تهدید می کند تا با دخترش که از کودکی عاشق یامان بوده ازدواج کند. (فرایه از تله بی خبر است و فکر می کند یامان عاشق بردارناتنی اش شده است.) او همچنین یک کارگر بی گناه خانه را می کشد. با این حال او هیچ پشیمانی ندارد. او شرور واقعی این داستان است. داستان به خوبی نوشته شده و کارگردانی شده است. بازیگران عالی …
با عرض پوزش، شما این سریال را واقعاً خوب شروع کردید، طرح داستانی خوب بود، اما هرچه بیشتر به سمت پایین رفت، آنقدر شکاف در داستان وجود داشت که باعث شد باور کنیم بازیگران مغز ندارند.
۱٫ فرایه و یامان از بچگی همدیگر را دوست داشتند اما هیچ کس آنها را به عنوان عاشق ندید، جز اوکان ۲٫ یامان برای محافظت از برادرش در برابر پلیس با آلینا ازدواج می کند، اما برادرش هرگز احساس گناه نمی کند، اما با این حال باید باور کنیم که او شخصیت خوبی است؟ ۳٫ فرایه در ۸ قسمت هرگز از او نپرسید که چرا با آلینا ازدواج کردی و هرگز نپرسید که چرا هنوز دنبال او می دود؟ ۴٫ در ۸ قسمت هر قسمت ۲ ساعت طول می کشد، آتش آنقدر احمق است که می خواهد با یک دختر ازدواج کند اما پدر بچه را نمی شناسد و عشق یامان به او را نادیده میگیرد؟ ۵٫ اگر فرایه به آتس در مورد پدر بچه بودن یامان دروغ می گوید چگونه می تواند این شخصیت زن خوب تعریف شود؟ او یک دزد و دروغگو است… ۶٫ در ۱۶ ساعت تماشا، هرگز انگیزه آتش برای ازدواج با فرایه را درک نکردیم. اصلا او را دوست دارد؟ ما نمی دانیم، زیرا هیچ اتفاقی نیفتاده، یا حتی یک کلمه هم صحبت نشده است، اما او به شدت می خواهد با او ازدواج کند. صادقانه بگویم، شما بینندگان چطور باید باور کنید که این یک داستان واقعی است؟ همچنین برای اوزگه، بازیگر نقش فرایه متاسفم، اما او در بازیگری استعداد ندارد، رک است، فقط دریافت می کند، هرگز نمی دهد، هرگز بیش از منفعل نشان دادن کاری نمیکند، همیشه انتظار دارد نوبتش شود تا حرفش را بزند، بدون کاریزما، بدون اشتیاق، بدون صدا… بعد از ۳ سریالی که او را در نقش اصلی تماشا کردم، می توانم بگویم متأسفانه توانایی بازیگری را ندارد. من فکر می کنم او باید از خودش آگاه باشد، او تجربه ای از زندگی ندارد که بتواند آن را به تصویر بکشد … فقط میل به حضور در فیلم … بدون روح. حداقل این سریال مهارت های بازیگری بوراک، یامان را آشکار کرده است، به این امید که او در آینده نقش های اصلی را به دست آورد، زیرا او می تواند درام بازی کند. نویسندگان، دیگر این کار را تکرار نکنید، پس از خواندن نظرات و خواسته های مردم، فیلمنامه را بنویسید…
مزخرف محض بود؛ بعد از قسمت سوم رهاش کردم. اینکه فقط یه بازیگر به ظاهر جذاب (اوزگه یائیز) را بین دو نفر کشان کشان کنید، فیلمنامه نمیشود.
بعد نیست اما خوب هم نبود؛ ضعف در فیلمنامه مشهود هست. فقط به خاطر اوزگه نگاه کردم …
این بررسی بر اساس ۴ قسمت اول – اولاً این یک طرح واقعاً خوب است که در آن اولین عشق پرشور را میبینید که برای ۲ جوان اتفاق میافتد، اما آنها به دلیل شرایط ناگوار که از کنترل خارج شده است و به دلیل رفتار ناپخته و رازی که از یکدیگر پنهان میکنند، از هم جدا شدهاند. من نفهمیدم چرا باید راز باشد و اگر حقیقت گفته شود، هر دو دچار سوءتفاهم نمی شوند و از هم نمی پاشند، اما خوب، آن وقت سریال را هم نخواهیم داشت. از آنجایی که آنها باید از هم جدا شوند، ما می بینیم که داستان دیگری در خانواده در حال توسعه است و احتمال دارد که بازیگر اصلی زن عاشقانه عمیق تری با یک طرف دیگر ایجاد کند. در میان همه اینها، قتل، فعالیتهای غیرقانونی، تجارت و رقابت خونی وجود دارد که به مسائل دامن میزند. ما همچنین در هر قسمت شخصیت واقعی مرد اصلی را حدس می زنیم – آیا او فردی مهربان است یا شخصیتی کنترل کننده با شخصیتی تاریک؟ بازی کل بازیگران فوق العاده است و هیچ لحظه کسل کننده ای وجود ندارد. سرعتش هم خوبه امیدوارم سریال همچنان درخشان باشد.
امتیاز صفر، ارزش وقتی که گذاشتم را نداشت. یک آدم کاملا متفاوت گزینه بهتری هست.
جالب نبود، داستان قوت لازم را دارد اما شیوه اجرای آن خوب نیست.
نگاهی به اخبار سریال و کاراکترها و تصاویر ( کلیک کنید تا باکس باز شود )
اخبار پیرامون سریالنگاهی به شخصیتهاگالری تصاویر و ویدئو
نظرات خودتون درباره سریال رو حتما با ما از طریق فرم نظرات پایین صفحه درمیان بگذارید …