دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سریال خارجیسریال زیر ذره بینسینما و تلویزیوننگاهی اجمالی

سکوتی که فاشیسم را زنده کرد؛ روایتی تلخ از قاب «موسولینی: پسر قرن»

سریال «موسولینی: پسر قرن» ساخته جو رایت، روایتی پرتنش و عمیق از سال‌های آغازین فاشیسم در ایتالیاست؛ از تشکیل نخستین جنبش فاشیستی در سال ۱۹۱۹ و شکل‌گیری دسته‌های شبه‌نظامی «پیراهن سیاه‌ها» تا «راهپیمایی به سوی رم» در ۱۹۲۲ و تحکیم دیکتاتوری موسولینی در سال ۱۹۲۵. این مجموعه، برگرفته از رمان پرفروش آنتونیو اسکوراتی، با تمام تغییرات و ساده‌سازی‌هایش، تلاش می‌کند چهره‌ای واقعی و هشداردهنده از این برهه تاریک تاریخ ارائه دهد.

بازی لوکا مارینلی در نقش بنیتو موسولینی، نقطه اوج هنری این اثر است. او نه تنها از نظر ظاهری شباهتی شگفت‌انگیز به موسولینی دارد، بلکه با تسلطی مثال‌زدنی بر صدا، بیان و زبان بدن، کاریزما و خشونت کلامی او را بازآفرینی می‌کند. بسیاری از دیالوگ‌ها مستقیماً از نوشته‌ها و سخنرانی‌های واقعی موسولینی گرفته شده‌اند، و حس بی‌پروایی، فحاشی و پرخاشگری این رهبر فاشیست را عریان می‌سازند.

در کنار بازسازی تاریک و بی‌پرده خشونت فاشیسم، سریال به نقش افرادی می‌پردازد که زمینه صعود موسولینی را فراهم کردند؛ سیاستمداران، صاحبان قدرت اقتصادی، نویسندگان و حتی مردم عادی که با سکوت و انفعال خود، گسترش ایدئولوژی افراطی و خشونت‌بار او را ممکن کردند. شخصیت مارگاریتا سارفاتی – نویسنده، روزنامه‌نگار و معشوق موسولینی – در سریال به عنوان حلقه‌ای کلیدی در شکل دادن به «فرهنگ پرستش فرد» تصویر می‌شود، هرچند این نقش دراماتیک‌تر از واقعیت تاریخی آن است.

اما پیام اصلی سریال در واپسین قاب خود به اوج می‌رسد: صحنه‌ای که تنها یک واژه بر پرده نقش می‌بندد؛ «سکوت». این پایان، یک هشدار جدی است:

سکوت در برابر نفرت، خشونت و عوام‌فریبی، به معنای همدستی با آن است. فاشیسم تنها از طریق رهبر یا گروهی کوچک به قدرت نمی‌رسد، بلکه به کمک بی‌عملی اکثریتی ممکن می‌شود که یا خطر را دست‌کم می‌گیرند، یا از روی ترس، مصلحت‌طلبی یا بی‌تفاوتی، صدای خود را بلند نمی‌کنند.

یا بهتر است گفت این «سکوت» معنایی دوگانه دارد؛ از یک سو نماد بی‌توجهی و انفعال مردمی است که تعرض، خشونت و شعارهای افراطی را دیدند اما واکنشی نشان ندادند؛ و از سوی دیگر هشداری فرازمان (فراتاریخی) است برای همه نسل‌ها که در برابر ظهور استبداد، نژادپرستی و نفرت‌پراکنی، بی‌عملی به معنای همدستی است.

پایان سریال با این واژه، یادآور یک واقعیت تلخ تاریخی است که پژوهشگران معتبر نیز به آن اشاره کرده‌اند: فاشیسم در ایتالیا به‌تنهایی توسط موسولینی ساخته نشد، بلکه محصول شبکه‌ای از حامیان سیاسی، اقتصادی، رسانه‌ای و حتی مردم عادی بود که یا با او همسو شدند و یا ترجیح دادند «ساکت» بمانند. تجربه تاریخی آلمان نازی، اسپانیای فرانکو و دیگر دیکتاتوری‌ها نیز همین الگو را نشان می‌دهد: زمانی که اکثریت سکوت می‌کند، اقلیت افراطی می‌تواند زمام جامعه را به دست گیرد.

بنابراین، پیام پایانی سریال در یک جمله خلاصه می‌شود: «سکوت، همدستی است.»

اگر جامعه در برابر نفرت و خشونت صدای خود را بلند نکند، تاریخ بسیار سریع‌تر از آنچه تصور می‌کنیم می‌تواند تکرار شود. موسولینی خود در جایی از سریال به دوربین می‌گوید: «دموکراسی زیباست. حتی این امکان را به تو می‌دهد که آن را نابود کنی.»


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا