فرانک گریلو از بازی دوگانه بیل در فصل چهارم «Tulsa King» میگوید: به هیچکس نمیشود اعتماد کرد
این مطلب داستان قسمت نخست فصل چهارم «Tulsa King» را فاش میکند.

قسمت آغازین فصل چهارم «Tulsa King» از چند جهت مرگبار بود. اپیزود هفته گذشته نهتنها دو شخصیت محبوب را از داستان حذف کرد، بلکه مرگ کسی را هم نشان داد که مخاطبان هیچوقت فرصت آشنایی با او را پیدا نکردند: رئیس خانواده مافیایی بوفالو؛ کسی که در نهایت فقط سرش به جلسه سران مافیا رسید.
ری رنتستی، معروف به ری ساکت، با بازی جیمز روسو، جلسهای با حضور سران خانوادههای بزرگ مافیایی آمریکا ترتیب داد. دوایت مانفردی، با بازی سیلوستر استالونه، به نمایندگی از تالسا و بیل بویلاکوآ، با بازی فرانک گریلو، به نمایندگی از کانزاسسیتی در این نشست حاضر بودند؛ نشستی که یکی از مهمانانش با تاخیری هولناک و به شکلی غیرمنتظره از راه رسید.
ری با نمایش قدرت و بیرحمی خود، رایهای لازم را برای تبدیل شدن به رئیس رسمی خانواده اینورنیزی به دست آورد و بیل را به تکاپو انداخت. بیل ابتدا به دوایت هشدار داد به ری، که تازه با او توافق کرده بود، اعتماد نکند. بعد هم سراغ ری رفت و همین هشدار را درباره دوایت تکرار کرد. او حتی در هر دو گفتوگو از یک عبارت یکسان استفاده کرد: «من حتی آب دادن به کاکتوسم را هم به او نمیسپارم.»
البته بیل برای بیاعتمادی به دوایت دلایل خودش را دارد. او پیشتر ژنرال را بابت بازداشت غیرمنتظرهاش به دست ماموران افبیآی بازخواست کرده بود و به نظر نمیرسید توضیح دوایت چندان قانعش کرده باشد. اما بیل در آغاز فصل چهارم دقیقا چه چیزی در سر دارد؟ تیوی اینسایدر در گفتوگو با فرانک گریلو، از انگیزههای این شخصیت، بازی دوگانهاش و واکنشش به خشونت ری پرسیده است.
در قسمت نخست، بالاخره میبینیم بیل بابت دستگیریاش به دست افبیآی با دوایت روبهرو میشود. آیا توضیح دوایت درباره پول واقعا قانعش کرده یا فقط وانمود میکند که آن را پذیرفته است؟
فرانک گریلو: «صددرصد دارد وانمود میکند. فکر میکنم بیل حالا که آزاد شده، فقط با خودش میگوید: فعلا همهچیز را بشنو و ببین، بعد بررسی میکنیم. باید چند تماس بگیرم، ببینم اوضاع از چه قرار است و بعد بفهمم چه اتفاقی برایم افتاده و اصلا ریشه این ماجرا چه بوده. اگر فصل سوم یادتان باشد، بعد از اینکه دوایت را متهم میکنم، از خانهاش بیرون میآیم و بعد مامورها دستگیرم میکنند. خب، دو دوتا معمولا چهارتا میشود.»
پس چرا واکنش تندتری نشان نمیدهد؟ به این خاطر که نمیخواهد پول و فرصت توزیع «Fifty» را از دست بدهد؟
«فکر میکنم بخشی از دلیلش همین است. در این دنیا واقعا نمیتوانی به هیچکس اعتماد کنی، بنابراین هیچوقت کاملا مطمئن نیستی؛ البته اگر گانگستر باهوشی باشی، که بیل بویلاکوآ هست. او رئیس است. میفهمد با چه چیزی طرف است و چه چیزهایی در خطرند. مهمترین مسئله این است که دوباره به زندان نرود، اما پول هم مطرح است. پس میخواهد این مسیر درآمد را باز نگه دارد. در عین حال، انگار به دوایت میگوید: قبول، این بار تو بردی. حالا دیگر شناختمت. حالا میدانم باید مراقب باشم و این مار چقدر خطرناک است.»
اما شاید در واکنش به این اتفاق، خودش هم کمی مارصفت میشود؛ پشت سر دوایت با ری ساکت حرف میزند، هر دو طرف را بازی میدهد و همان جمله درباره آب دادن به کاکتوس را تکرار میکند. فکر میکنید در آن صحنه چه نقشهای دارد؟
«بله، فکر میکنم دارد از این رابطه سهطرفه استفاده میکند، چون به نظرم یک سطحی از اعتماد وجود دارد؛ هرچند اصلا دوست ندارم در چنین موقعیتی کلمه اعتماد را به کار ببرم. نوعی آشنایی با ری و دوایت وجود دارد. فکر میکنم بیل میداند آن دو از هم بیزارند و با خودش میگوید شاید بتوانم این وضعیت را به نفع خودم هدایت کنم.»
بیل میگوید تشنه قدرت است، اما شما کمی قبل گفتید مسئله اصلی پول است. به نظرتان کدامیک برای او اهمیت بیشتری دارد؟
«در نهایت فکر میکنم پول… درباره این آدمها هم همین نظر را دارم. هر دو قدرت دارند و هرکدام به شیوه خودشان، به نظرم دنبال پولاند. فکر میکنم همیشه مسئله همان تکاپو برای پول درآوردن است.»
در جلسه سران مافیا، وقتی ری ساکت سر بریده رئیس بوفالو را بیرون میآورد، به نظر نمیرسد بیل چندان جا بخورد. بااینحال، فکر میکنید ترسیده بود؟
«نه. فکر میکنم نباید این آدمها را با نگاه خودمان بسنجیم. ما بهعنوان تماشاگر چیزی میبینیم و میگوییم: وای، من چنین حسی دارم، پس حتما او هم همین حس را دارد. اما به نظرم این آدمها جامعهستیزند. واقعا همین فکر را میکنم. همهشان تا حد زیادی چنین ویژگیای دارند. نمیتوانی در آن دنیا زندگی کنی و اینطور نباشی. منظورم را میفهمید؟ نمیتوانی سر کسی را ببری، بعد یک کاسه اسپاگتی بخوری و این رفتارت عادی باشد. باید از همدلی خالی باشی. برای همین فکر نمیکنم ترس به آن شکل، برای آنها همان چیزی باشد که من و شما تجربه میکنیم.»
جالب است؛ پس بازی کردن چنین شخصیتی باید لذتبخش باشد…
«هست. واقعا هست، چون… من سالها پیش فیلمهای «The Purge» را بازی کردم. آنجا ۱۲ ساعت فرصت داری هرکسی را که دوست نداری بکشی. اما طبیعت انسانی از تو میپرسد: بعدش چه حسی پیدا میکنم؟ واقعا میتوانم چنین کاری بکنم؟ و در واقع نمیتوانی. ولی بازی کردن چنین چیزی آنقدر عجیب و دور از زندگی معمول است که با خودت میگویی: تجربه کردنش در قالب یک نقش جالب نیست؟ هست. همیشه این را میگویم: عاشق اینم که صبح بیدار شوم و بروم سر کار.»
قسمتهای تازه فصل چهارم «Tulsa King» جمعهها از پارامونت پلاس (Paramount+) پخش میشوند. مخاطبان ایرانی هم میتوانند از آوا مووی، بامابین یا مای موویز به تماشای این سریال بنشینند.





