
اگر تصور میکنید شیفتگی مردم به زیر نظر گرفتن زندگی خاندانهای سلطنتی پدیدهای مربوط به دوران پرنسس دایانا (Princess Diana) است، سخت در اشتباهید. از همان زمانی که انسانها تاج بر سر گذاشتند، مردم عادی نیز با اشتیاق به شایعهسازی، گمانهزنی و بررسی دقیق رفتار پادشاهان و ملکهها پرداختهاند.
در میان تمام خاندانهای سلطنتی، کمتر دودمانی به اندازه هابسبورگها (Habsburgs) توجه جلب کرده است؛ خانوادهای که قرنها بر بخش بزرگی از اروپا حکومت کرد و بهخاطر یک ویژگی چهرهای خاص، یعنی فک هابسبورگی (Habsburg Jaw)، شهرتی ماندگار یافت.
پیش از آنکه به سراغ این فک مشهور و علت پیدایش آن برویم، ابتدا باید با خود خاندان هابسبورگ و مسیر رسیدنشان به قدرت آشنا شویم.
هابسبورگها چه کسانی بودند؟
خاندان هابسبورگ (Habsburg؛ شکل نوشتاری Hapsburg نسخه آمریکاییشده نام است) یکی از موفقترین و قدرتمندترین دودمانهای حاکم اروپا بود که از قرن سیزدهم میلادی تا سال ۱۹۱۸ نفوذ سیاسی گستردهای داشت.
در اوج قدرت، امپراتوری هابسبورگها شامل سرزمینهایی چون:
- اتریش (Austria)
- مجارستان (Hungary)
- بوهمیا (Bohemia)
- اسلوونی (Slovenia)
- اسلواکی (Slovakia)
- کرواسی (Croatia)
و همچنین بخشهای بزرگی از:
- لهستان (Poland)
- رومانی (Romania)
- ایتالیا (Italy)
بود.
آغاز صعود به قدرت
خیزش این خاندان از سال ۱۲۷۳ میلادی آغاز شد؛ زمانی که رودولف اول (Rudolf I) به مقام پادشاه آلمانِ روم مقدس (Roman German King) رسید. اوتوکار دوم پرمیسل (Ottokar II Přemysl)، پادشاه بوهمیا، از بهرسمیت شناختن رودولف سر باز زد و همین مسئله به رقابتی سلطنتی انجامید.
اوتوکار بعدها پادشاه اتریش شد، اما پس از کشتهشدن او در نبرد، رودولف وارد عمل شد و سرزمینهای اتریش را به پسران خود واگذار کرد؛ اقدامی که پایههای قدرت هابسبورگها را محکم کرد.
گسترش امپراتوری از راه ازدواج
هابسبورگها در حدود یک قرن بعد، با سیاستی هوشمندانه به امپراتوریسازی از راه ازدواج پرداختند. در سال ۱۳۶۳، منطقه تیرول (Tyrol) — ناحیهای کوهستانی در آلپ میان اتریش و شمال ایتالیا — را تصاحب کردند.
اما جهش واقعی در قرن شانزدهم رخ داد؛ زمانی که ماکسیمیلیان (Maximilian)، امپراتور آینده، با ماری بورگوندی (Mary of Burgundy)، دختر شارل جسور (Charles the Bold)، ازدواج کرد. این پیوند دو خاندان سلطنتی بزرگ را متحد ساخت و کنترل منطقه ثروتمند بورگوندی (Burgundy) را به هابسبورگها داد و آنها را به ستارگان درجهیک سیاست سلطنتی اروپا بدل کرد.
اوج قدرت هابسبورگها
هابسبورگها در قرن هفدهم میلادی به اوج قدرت رسیدند و تا اوایل قرن هجدهم از ثمرات آن بهره بردند. چهرههای برجسته این دوران عبارت بودند از:
- لئوپولد ویلهلم (Leopold Wilhelm): امپراتور، اسقف و حامی هنر
- یوزف اول (Joseph I): اصلاحگر با شعار «با عشق و ترس»
- شارل ششم (Charles VI): پادشاه اسپانیا که زمینه سلطنت دخترش را فراهم کرد
- رودولف دوم (Rudolf II): امپراتوری که در پراگ (Prague) اقامت گزید و علم و هنر را ترویج کرد
در همین دوره بود که ناظران سلطنتی متوجه شباهت عجیب فک و چانه در بسیاری از اعضای این خاندان شدند؛ ویژگیای که بعدها به نام فک هابسبورگی شناخته شد.
فک هابسبورگی چیست؟
بسیاری از هابسبورگها — از جمله یوزف اول (Joseph I)، شارل اول اسپانیا (Charles I of Spain)، لئوپولد ویلهلم و شارل دوم اسپانیا (Charles II of Spain) — دارای فک پایینی بسیار برجسته و جلوآمده بودند.
بر اساس مقالهای در سال ۱۹۸۸ در نشریه ژورنال ژنتیک پزشکی (Journal of Medical Genetics)، نه نسل پیاپی از خاندان هابسبورگ این ویژگی را همراه با عقبرفتگی فک بالا داشتند؛ به همین دلیل این حالت بهطور عمومی به نام فک هابسبورگی شناخته شد.
پیامدهای پزشکی فک هابسبورگی
اصطلاح پزشکی این وضعیت پیشآمدگی فک پایین (Mandibular Prognathism) است؛ حالتی که در آن فک پایین آنقدر جلو میآید که باعث آندربایت شدید (Extreme Underbite) میشود و دندانها بهدرستی روی هم قرار نمیگیرند.
پژوهشگران همچنین معتقدند هابسبورگها به کمبود فک پایین (Mandibular Deficiency) نیز دچار بودند؛ الگویی از ناهنجاریها که میتواند مشکلات:
- اسکلتی
- عصبی–عضلانی
- اکلوزال (Occlusal)
- زیباییشناختی
را ایجاد کند و حتی بر تکلم و غذا خوردن فرد اثر بگذارد.
توصیف تکاندهنده شارل دوم
الکساندر استنهوپ (Alexander Stanhope)، فرستاده بریتانیایی قرن هجدهم، در کتاب «اسپانیا در دوران شارل دوم» (Spain Under Charles the Second) درباره شارل دوم ۳۵ ساله چنین نوشت: «او معدهای حریص دارد و هرچه میخورد تقریباً بیجویدن فرو میبرد، زیرا فک پایینش آنقدر جلو آمده که دو ردیف دندانهایش به هم نمیرسند؛ برای جبران، گلویی بسیار پهن دارد، بهطوریکه سنگدان یا جگر یک مرغ کامل پایین میرود و چون معده ضعیفش قادر به هضم نیست، آن را تقریباً به همان شکل دفع میکند.»
فقط مختص مردان نبود

فک هابسبورگی بیشتر در مردان این خاندان دیده میشد، اما زنان نیز از آن بینصیب نبودند. از جمله:
- ماریانا اتریش (Mariana of Austria)، ملکه اسپانیا
همچنین دو خواهر سلطنتی:
- ماریا لوئیزا د اورلئان (María Luisa de Orléans)، ملکه اسپانیا
- آن ماری د اورلئان (Anne Marie de Orléans)، ملکه ساردینیا (Sardinia)
که در پرترههای نقاش اسپانیایی خوسه گارسیا ایدالگو (José García Hidalgo) فک هابسبورگی آنها بهوضوح دیده میشود، هرچند شدت آن از مردان کمتر است.
علت واقعی فک هابسبورگی چه بود؟
پژوهشهای ژنتیکی مدرن نشان دادهاند که فک هابسبورگی نتیجه مستقیم ازدواجهای فامیلی یا درونهمسری (Inbreeding) در خاندان سلطنتی است. این موضوع در سال ۲۰۱۹ توسط تیمی به سرپرستی رومان ویلاس (Román Vilas) از دانشگاه سانتیاگو دِ کومپوستلا (University of Santiago de Compostela) در اسپانیا و در نشریه سالنامه زیستشناسی انسانی (Annals of Human Biology) تأیید شد.
بررسی پرترهها بهعنوان داده علمی
این پژوهشگران ۶۶ پرتره از اعضای خاندان هابسبورگ را بررسی کردند و روی ۱۵ پادشاه با فک برجسته و آندربایت شدید تمرکز داشتند. آنها ۱۸ ناهنجاری چهرهای مختلف را شناسایی کردند و با استفاده از این پرترهها، درجه درونهمسری در نسلهای مختلف هابسبورگ را محاسبه نمودند.
نتیجه نشان داد که هابسبورگها هم به پیشآمدگی فک پایین و هم به کمبود فک پایین دچار بودند؛ ناهنجاریهایی که بهصورت صفات مغلوب (Recessive) منتقل میشدند و عمدتاً یکسوم پایینی صورت را درگیر میکردند.
چرا ازدواج فامیلی خطرناک است؟ (توضیح علمی)
بیشتر جوامع بشری از دیرباز تابوهایی علیه زنای با محارم و ازدواج فامیلی داشتهاند. به گفته مونتگُمری اسلتکین (Montgomery Slatkin)، استاد بازنشسته ژنتیک در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی (University of California, Berkeley)، این ممنوعیتها تنها اخلاقی نیستند؛ بلکه دلایل علمی جدی دارند.
هر انسان دو نسخه از هر کروموزوم دارد. برای بروز یک صفت مغلوب (Recessive) — مانند چشم آبی یا گروه خونی O — فرد باید اللهای همسان (Homozygous Alleles) داشته باشد؛ یعنی هر دو نسخه ژن، همان صفت مغلوب را حمل کنند.
به گفته اسلتکین: «هر اختلالی که مغلوب باشد و نیاز به هر دو نسخه ژن داشته باشد، در کودکان حاصل از ازدواج فامیلی صدها هزار برابر شایعتر از جمعیت عادی است.»
وقتی با فردی غیرخویشاوند ازدواج میکنید، بیشتر ژنها ناهمسان (Heterozygous) هستند. اما ازدواج میان خویشاوندان نزدیک، احتمال پیشینه ژنتیکی مشابه و در نتیجه نقصهای مادرزادی را بهشدت افزایش میدهد.
سیاست به بهای سلامت
با وجود این خطرات، پادشاهان هابسبورگ هشدارها را نادیده میگرفتند. آنها برای حفظ قدرت و ثروت درون خانواده، به ازدواجهای خویشاوندی ادامه دادند. نتیجه آن، تشدید اختلالات ژنتیکی بود؛ تا جایی که افرادی مانند شارل دوم اسپانیا از بیماریها و ناهنجاریهای متعددی از جمله فک هابسبورگی رنج میبردند.
نکته پایانی
امروزه هنوز نوادگان خاندان هابسبورگ زندهاند. یکی از چهرههای شناختهشده آنها کارل فون هابسبورگ (Karl von Habsburg)، معروف به آرشیدوک اتریش (Archduke of Austria) و رهبر خاندان هابسبورگ–لورِن (Habsburg‑Lorraine) است. این مرد ۵۹ ساله فک هابسبورگی ندارد، اما در مارس ۲۰۲۰ خبرساز شد؛ زمانی که به مجله هلو! (Hello!) اعلام کرد نخستین فرد سلطنتی است که به کووید-۱۹ (COVID‑۱۹) مبتلا شده است. خوشبختانه بیماری او خفیف بود و آن را شبیه آنفلوانزا توصیف کرد.
فک هابسبورگی نمونهای تاریخی و ملموس از پیامدهای بلندمدت ازدواجهای فامیلی است؛ پدیدهای که برای حفظ قدرت سیاسی آغاز شد، اما به قیمت سلامت نسلها تمام شد. این داستان، ترکیبی است از سیاست، ژنتیک و تاریخ که نشان میدهد تصمیمهای خانوادگیِ قدرتمندان چگونه میتواند قرنها بعد نیز اثرات خود را بر جای بگذارد.





