دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
آمریکای شمالیدرامرمانتیکمعرفی فیلم و سریال

فیلم «If Only» (اگر می‌شد)

یک روز تکرار می‌شود تا عشق، پیش از آنکه دیر شود، معنای واقعی‌اش را پیدا کند

فیلم «If Only» (اگر می‌شد) یک درام عاشقانه و فانتزی محصول سال ۲۰۰۴ است که عشق را نه در نخستین دیدار، بلکه در واپسین فرصت می‌جوید. این اثر به کارگردانی گیل جانگر، با بازی جنیفر لاو هیویت و پل نیکولز، قصه زوجی را روایت می‌کند که زیر یک سقف زندگی می‌کنند، اما از نظر عاطفی در دو دنیای متفاوت قرار گرفته‌اند. داستان با ایده تکرار یک روز، از دل اتفاقی تلخ فرصتی تازه می‌سازد تا نشان دهد گاهی فهمیدن ارزش یک رابطه، تنها چند لحظه دیرتر از زمانی اتفاق می‌افتد که باید.

«اگر می‌شد» بیش از آنکه درباره سفر در زمان باشد، درباره حسرت، ترس و ناگفته‌هایی است که میان آدم‌ها باقی می‌مانند. فیلم از همان ابتدا نشانه‌های کوچکی مانند سوختن دست، خراب شدن ساعت و ریختن نوشابه روی لباس را کنار هم می‌چیند تا بعدا همین جزییات ساده، معنایی هشداردهنده پیدا کنند.

داستان فیلم و عوامل سازنده

ایان ویندهام، تاجری بریتانیایی است که در لندن با نامزد آمریکایی و نوازنده‌اش، سامانتا اندروز، زندگی می‌کند. ایان سامانتا را دوست دارد، اما کار و برنامه‌های حرفه‌ای همیشه در صدر اولویت‌هایش قرار دارند. سامانتا نیز از اینکه در زندگی او به یک «اولویت دوم مهم» تبدیل شده، خسته است. فراموش شدن مراسم فارغ‌التحصیلی و بی‌توجهی‌های کوچک، فشار پنهان رابطه را به نقطه انفجار می‌رسانند. پس از مشاجره‌ای سنگین، سامانتا سوار تاکسی می‌شود و در تصادفی ناگهانی جانش را از دست می‌دهد.

ایان، شکسته و درمانده، به خانه بازمی‌گردد و در حالی که دفتر ترانه‌های سامانتا را در آغوش گرفته، به خواب می‌رود. صبح روز بعد، او سامانتا را زنده و در کنار خود می‌بیند. در ابتدا تصور می‌کند همه چیز کابوسی دردناک بوده است؛ اما با تکرار شدن رویدادهای روز قبل، درمی‌یابد که احتمالا فقط یک فرصت دیگر برای نجات دادن سامانتا یا دست‌کم درست زندگی کردن با او دارد.

از اینجا سفر عاطفی ایان آغاز می‌شود. او سامانتا را به زادگاهش می‌برد، درباره پدر و زخم‌های گذشته خود حرف می‌زند، همراه او بر فراز چرخ‌وفلک چشم لندن می‌رود و شرایطی فراهم می‌کند تا سامانتا ترانه‌اش را روی صحنه اجرا کند. ایان این بار به جای رزرو شیک و برنامه‌ریزی خشک، خواسته‌های سامانتا را می‌بیند و می‌شنود. جمله سامانتا که می‌گوید «نمی‌خواهم تحسین شوم، می‌خواهم دوستم داشته باشی»، در واقع قلب داستان را آشکار می‌کند.

گیل جانگر این روایت را با استفاده از فیلمنامه‌ای مبتنی بر تکرار، نشانه‌گذاری و تغییرات ظریف پیش می‌برد. فیلم‌برداری از نوامبر ۲۰۰۲ تا ژانویه ۲۰۰۳ انجام شد و مکان‌هایی مانند کنزینگتون پارک رود، سیتی‌پوینت، پیکدیلی، ایستگاه وست‌مینستر و چشم لندن در آن دیده می‌شوند. جنیفر لاو هیویت علاوه بر بازی، دو ترانه «Love Will Show You Everything» و «Take My Heart Back» را نیز اجرا کرده است. نخستین نمایش جهانی فیلم در ژانویه ۲۰۰۴ و در جشنواره فیلم ساراسوتا بود. این اثر بعدها از شبکه خانواده ای‌بی‌سی (ABC Family) در آمریکا و شبکه هالمارک (Hallmark) در بریتانیا پخش شد.

نقد و بررسی فیلم «اگر می‌شد»

بزرگ‌ترین نقطه قوت فیلم، هماهنگی میان دو نسخه از یک روز است. اتفاق‌ها عینا کپی نمی‌شوند، بلکه با تغییر زمان، شکل یا نتیجه تکرار می‌شوند. به همین دلیل، مخاطب همراه ایان به هر نشانه مشکوک می‌شود و حتی یک اتفاق عادی می‌تواند اضطرابی تازه ایجاد کند. ساعت، تاکسی و دفتر ترانه‌ها از اشیای روزمره به نشانه‌هایی درباره زمان ازدست‌رفته و فرصت باقی‌مانده تبدیل می‌شوند.

شیمی عاطفی میان جنیفر لاو هیویت و پل نیکولز نیز بخش مهمی از تاثیر فیلم را می‌سازد. هیویت، سامانتا را شخصیتی صرفا قربانی نشان نمی‌دهد؛ او زنی بااستعداد است که می‌خواهد دیده و واقعا دوست داشته شود. نیکولز نیز تغییر ایان را از مردی بسته و حسابگر به انسانی آسیب‌پذیر، تدریجی و باورپذیر اجرا می‌کند.

البته «اگر می‌شد» گاهی به کلیشه‌های ملودرام عاشقانه وابسته می‌شود. موسیقی احساسی، حادثه ناگهانی و بعضی دیالوگ‌های مستقیم، ممکن است برای مخاطبانی که روایت‌های واقع‌گرایانه‌تر را ترجیح می‌دهند، بیش از اندازه طراحی‌شده به نظر برسند. بااین‌حال، فیلم ادعای پیچیدگی فلسفی ندارد و هدف اصلی‌اش برانگیختن احساس و یادآوری شکنندگی زمان است. پایان‌بندی نیز به جای پاک کردن بهای عشق، آن را می‌پذیرد و همین انتخاب، اثر را از یک فانتزی خوش‌بینانه ساده جدا می‌کند.

دیدن «اگر می‌شد» پیشنهاد می‌شود یا نه؟

به طور کلی، بله، اما این فیلم برای کسانی مناسب است که از عاشقانه‌های تلخ، روایت‌های مبتنی بر فرصت دوباره و داستان‌هایی با پیام روشن لذت می‌برند. «اگر می‌شد» یادآوری می‌کند که عشق فقط داشتن یک احساس نیست؛ باید آن را به زبان آورد و در رفتار روزمره نشان داد. ایان در یکی از ماندگارترین لحظه‌ها اعتراف می‌کند که همیشه تصمیم‌هایش را با ترس گرفته، اما سامانتا به او آموخته است که زندگی کامل می‌تواند پنج دقیقه یا پنجاه سال طول بکشد.

شاید قصه در برخی لحظه‌ها قابل پیش‌بینی باشد، اما تاثیر عاطفی آن به‌آسانی از ذهن پاک نمی‌شود. «اگر می‌شد» فیلمی درباره تغییر گذشته نیست؛ درباره تغییر خود، درست در لحظه‌ای است که زمان دیگر منتظر نمی‌ماند.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا