فیلم «Mouse» شاهکاری انسانی و تکاندهنده از سازندگان «Ghostlight» در جشنواره برلین ۲۰۲۶

فیلم مستقل و تحسینشده «Ghostlight» محصول ۲۰۲۴ که از زیباترین آثار انسانی دهه اخیر بود، مسیر سینمایی فیلمسازان الکس تامپسون و کِلی او.سالیوان را به جهانیان معرفی کرد. این زوج که پیشتر با فیلم موفق «Saint Frances» شناخته شده بودند، حالا با اثر جدید خود «Mouse» که امروز در بخش پانورامای جشنواره بینالمللی فیلم برلین ۲۰۲۶ به نمایش درآمد، بار دیگر ثابت کردهاند که از خلاقترین استعدادهای سینمای مستقل آمریکا هستند. بسیاری از منتقدان معتقدند اگر عدالت برقرار باشد، «Mouse» پس از برلیناله باید بهسرعت توسط یک پخشکننده خریداری و در سطح جهانی عرضه شود.
هرچند فیلمنامه «Mouse» پیش از «Ghostlight» نوشته شده بود، اما به دلیل همهگیری کرونا ساخت آن به تعویق افتاد. با این حال شباهتهایی ظریف میان این دو فیلم دیده میشود: از جمله حضور فضای تئاتر و روایت فقدان، غم، و تلاش برای ترمیم روح پس از یک تراژدی شخصی. داستان «Mouse» برگرفته از تجربههای واقعی او.سالیوان در دوران نوجوانی است.
ماجرا در بهار ۲۰۰۲ و در شهر نورث لیتل راک ایالت آرکانزاس میگذرد. کاترین مالن-کوپفرر، ستاره نوظهور «Ghostlight»، اینبار در نقش اصلی «مینی» ظاهر میشود؛ دختر نوجوانی ساکت و کمحرف که آخرین روز سال تحصیلی را سپری میکند و مشتاق آغاز تابستان و ورود به سال پایانی دبیرستان است. بهترین دوست او «کلی» با بازی کلویی کولمن، دختری پرانرژی و بااستعداد در تئاتر مدرسه است؛ شخصیتی کاملاً متضاد با مینی که زندگیاش با مادرش باربارا (تارا مَلن)، دامپزشکی مطلقه، در خانهای پر از حیوانات نجاتیافته و یک نوزاد کوچک میگذرد.
اما این زندگی آرام ناگهان با مرگ شوکهکننده «کلی» فرو میپاشد. غم از دست دادن دوست صمیمی همه چیز را تغییر میدهد؛ هم برای مینی و هم برای مادر کلی، هلن (سوفی اوکوندو)، پیانیست حرفهای که جهانش حول محور دخترش میچرخید. این دو زن – یکی مادر و دیگری دوست وفادار – با وجود سختیها، به شکلی تدریجی و پر از تردید به یکدیگر نزدیک میشوند تا بتوانند از میان این فقدان سنگین راهی برای ادامه زندگی پیدا کنند.
در مراسم یادبود کلی، ضربهای دیگر به مینی وارد میشود؛ وقتی دانشآموز محبوب مدرسه، کارا (آدری گریس مارشال)، ادعا میکند که او و دوستش برندی بهترین دوستان کلی بودهاند. این موضوع مینی را بیشتر به گوشهنشینی و سکوت میکشاند؛ تا حدی که حتی نمیتواند در مراسم صحبت کند. اما آشنایی مینی با کت، دختر فروشنده ویدئو، با بازی درخشان ایمان ولانی، او را به مسیر جدیدی هدایت میکند. کت که خود یک سال قبل مادرش را از دست داده، درد مینی را میفهمد و دوستی عمیقی میانشان شکل میگیرد.
وقتی کارا پیشنهاد برگزاری یک شوی استعداد برای یادبود کلی را میدهد، مینی که استعدادی درخشان ندارد، با کمک هلن تصمیم میگیرد آهنگ محبوب کلی، «One»، را اجرا کند؛ تلاشی برای پیدا کردن هویت، رهایی از سایهای بزرگ و یافتن صدای درونیاش.
فیلم با ظرافت و صداقت، حالوهوای یک شهر کوچک جنوبی در آغاز تابستان، چالشهای بلوغ، معنای دوستی واقعی و جستوجوی هویت در دل تراژدی را به تصویر میکشد. بازی مالن-کوپفرر تحسینبرانگیز و قلبشکن است. سوفی اوکوندو نیز در بهترین نقش چند سال اخیرش ظاهر شده و نمایش درخشانی از یک مادر داغدار ارائه میدهد. همچنین بک نولان در نقش «برد»، دوستپسر سردرگم کلی، و دیوید هاید پیرس در نقش معلم تئاتر مدرسه «آقای مردا» بازیهای قابلتوجهی دارند.
صحنه تکاندهنده میان تارا ملن و اوکوندو از لحظات خاطرهانگیز فیلم است. هرچند کلویی کولمن مدت کوتاهی روی پرده حضور دارد، اما حضوری که در آغاز فیلم میسازد روح فیلم را تا پایان زنده نگه میدارد.
«Mouse» اثری انسانی، پرمفهوم و عمیقاً تأثیرگذار است؛ فیلمی درباره غم، رهایی، و نوگشتن. امید میرود این اثر ارزشمند بهزودی پخشکنندهای پیدا کند تا با حفظ لطافت و عمق آن، به سراسر جهان معرفی شود.





