دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سینما جهانبررسی

فیلم «Runner»؛ آلن ریچسون می‌درخشد، اما فیلم از نفس می‌افتد

گاهی فقط دلتان می‌خواهد مردی تنومند را ببینید که از کوره در می‌رود و بدلکارها را یکی پس از دیگری نقش زمین می‌کند؛ به‌خصوص اگر طرفدار آلن ریچسون، ستاره آثار اکشن و سریال پرطرفدار «Reacher» باشید. ریچسون در «Runner» هم تهیه‌کننده است و هم نقش اصلی را بازی می‌کند؛ یک اکشن دونفره که در آن هنک، پیک قدرتمند و ورزیده‌ای با بازی ریچسون، باید بن مضطرب و پرحرف با بازی اوون ویلسون را هرچه سریع‌تر به بیمارستان برساند تا کبد اهدایی به دست دختری در آستانه مرگ برسد.

این مقدمه آشنا اما کارآمد، روی کاغذ انتخابی مطمئن برای دوستداران سینمای اکشن به نظر می‌رسد. انصافا فیلم لحظات رضایت‌بخشی هم دارد؛ از جمله درگیری نهایی در بیمارستان با دامیان، قاچاقچی کلمبیایی مواد مخدر با بازی رودریگو سانتورو که شخصیت‌پردازی چندان کاملی ندارد. تعدادی از بدلکاری‌های خودرویی هیجان‌انگیزند و بعضی زد‌وخوردهای ساده‌تر نیز قابل‌قبول از کار درآمده‌اند، اما «Runner» یک مشکل اساسی دارد: هر وقت ریچسون از قاب بیرون می‌رود، انرژی فیلم هم مثل بادکنکی سوراخ‌شده خالی می‌شود؛ وضعیتی شبیه کارتون «پوچی» که بدون شخصیت اصلی‌اش چیزی برای عرضه نداشت.

وقتی ریچسون در مرکز توجه قرار می‌گیرد، دوباره یادآوری می‌کند که برای سرپا نگه داشتن چنین فیلمی، کاریزمای ستاره‌وار کافی دارد. تجربه اوون ویلسون در ایفای نقش همراه بامزه تا حدی به کمک فیلم می‌آید، اما حتی شخصیت مضطرب، عصبی و یک‌نفس حرف‌زن او نیز چیز زیادی به این اکشن کم‌رمق اضافه نمی‌کند.

نخستین‌بار هنک را در بریزبن استرالیا می‌بینیم؛ آن هم در آغاز روزی شلوغ و پر از ماموریت‌های تحویل. اولین بسته او یک قناری خانگی است که باید به همسر سابق مشتری برسد، اما زن حاضر به پذیرفتن پرنده نمی‌شود و قناری روی دست هنک می‌ماند. البته برای او این هم بخشی از کار روزانه است؛ چیزی که مسئول پیگیر اعزام سفارش‌ها در هر فرصتی یادآوری می‌کند. اوضاع کمی پس از سوار کردن بن از فرودگاه محلی از کنترل خارج می‌شود.

هنک به‌جای تحویل دادن کبد در محل از پیش تعیین‌شده، باید بن را به بیمارستانی دورتر برساند، چون بن چنین می‌خواهد و ظاهرا حرف، حرف اوست. مشکل اینجاست که دامیان، رییس یک کارتل، نیز کبد را می‌خواهد و خودروهای بزرگ، سلاح‌های قدرتمند و گروهی از خلافکاران ژولیده را به تعقیب آن‌ها فرستاده است. هنک بارها می‌کوشد دشمنانش را جا بگذارد، اما آن‌ها به شکلی عجیب همیشه یک قدم پشت سرش باقی می‌مانند.

اسکات وا، بدلکار سابق و کارگردان «Expend4bles»، اغلب تمرکزش را روی تعقیب‌وگریزها و مبارزه‌های سرگرم‌کننده‌ای می‌گذارد که رایان تاران و گروه بدلکاری‌اش طراحی کرده‌اند. بااین‌حال، بیشتر صحنه‌های اکشن ظاهر چندان متمایزی ندارند. بدلکاری‌های خودرویی بهتر از سایر بخش‌ها از کار درآمده‌اند؛ تا حدی به این دلیل که وا استفاده خلاقانه‌ای از تجهیزات فیلم‌برداری یکی از آثار قبلی‌اش، «Act Of Valor»، کرده و نمایی ۳۶۰ درجه و تماشایی از خودروی هنک به مخاطب می‌دهد.

یکی از لحظات به‌یادماندنی فیلم زمانی رقم می‌خورد که یکی از افراد دامیان با شدت از پهلو به خودروی هنک می‌کوبد. نیمه جلویی خودرو کاملا جدا می‌شود و هنک می‌ماند و فرمانی که دیگر به هیچ‌چیز وصل نیست. این همان شوخ‌طبعی فیزیکی و اغراق‌آمیزی است که «Runner» باید بیشتر روی آن حساب می‌کرد.

صحنه‌های مبارزه به همان اندازه تاثیرگذار نیستند، زیرا کارگردانی آن‌ها هرگز به جذابیت طراحی حرکات نمی‌رسد. طراحی مبارزات بر عهده شهاب رودباری بوده که در اکشن «Motor City»، یکی دیگر از آثار تهیه‌شده به‌دست ریچسون، نیز حضور داشته است. رضایت‌بخش‌ترین صحنه‌های بدلکاری آن‌هایی هستند که از هیکل عظیم ریچسون بهترین استفاده را می‌کنند؛ به‌ویژه وقتی هنک با تهدیدهایی روبه‌رو می‌شود که از نظر قدرت بدنی هم‌سطح او هستند یا حتی بزرگ‌تر به نظر می‌رسند. بااین‌حال، فیلم بیش از اندازه از تماشاگر انتظار دارد به رابطه میان دو شخصیت اصلی نه‌چندان ماندگار اهمیت بدهد.

فیلمنامه مایلز هابلی و تامی وایت زمانی در فهرست معتبر «فهرست سیاه هالیوود» (Black List) قرار گرفته بود، اما شخصیت‌پردازی‌های آن چندان برجسته نیست. حتی دامیان نیز چیزی بیشتر از یک روانی کلیشه‌ای و خسته‌کننده نیست که مدام غرش می‌کند و دست به خشونت می‌زند، چون مادرش، رییس قدرتمند کارتل با بازی سیسیلیا توسین، به کبد تازه‌ای نیاز دارد.

قرار است بن شخصیتی دوست‌نداشتنی باشد، اما بیشتر دیالوگ‌های نفس‌بریده‌اش چند لحظه پس از بیان شدن فراموش می‌شوند؛ از جمله وقتی می‌گوید: «من شکم‌گرد نیستم، خوش‌گذرانم!» فیلم به‌عنوان اثری متکی بر دو بازیگر اصلی معرفی شده، اما یکی از آن دو عملا بار چندانی به دوش نمی‌کشد.

از طرف دیگر، هر وقت هنک مشغول شکستن موانع و عبور از دل خطر نیست، خودش به شخصیت کسل‌کننده‌تری تبدیل می‌شود. گذشته‌ای کم‌رنگ شامل خدمت نظامی در افغانستان، یک دختر، همسر سابق و نشان یک‌سال پاکی از اعتیاد برایش در نظر گرفته شده، اما هیچ‌کدام عمق لازم را به او نمی‌دهند. نقش هرگز به اندازه بازیگرش پرداخت‌شده و کامل نیست.

جذابیت ساده و سرراست چنین اکشنی، ضعف‌های «Runner» را ناامیدکننده‌تر می‌کند. دست‌کم همکاران ریچسون می‌دانند حضور فیزیکی او باید جاذبه اصلی فیلم باشد، اما اهمیت دادن به داستان دشوار است؛ چون بخش بزرگی از «Runner» بیشتر شبیه طرحی رقیق برای اکشنی جمع‌وجورتر و متمرکزتر به نظر می‌رسد. در نهایت، خود فیلم هرگز به اندازه ستاره‌اش چشمگیر نیست.

«Runner» به کارگردانی اسکات وا و نویسندگی مایلز هابلی و تامی وایت ساخته شده است. آلن ریچسون، اوون ویلسون، رودریگو سانتورو، لیلا جرج، آدریانا بارازا، سالیوان استیپلتون، پتا سرجنت و جرالدین هیکویل در این فیلم بازی می‌کنند که ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۶ اکران می‌شود.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا