دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسی

قتل در سفارت؛ معمایی سبک و سرراست برای طرفداران ماجراهای کلاسیک

نقد و بررسی فیلم «قتل در سفارت» (Murder at the Embassy)

فیلم «قتل در سفارت» (Murder at the Embassy) ساخته استیون شیمک، دقیقاً همان حس یک رمان جیبی و سبک را دارد که در فرودگاه می‌خرید تا زمان پروازتان را پر کنید؛ داستانی که سریع پیش می‌رود، پیچیدگی زیادی ندارد و پایانش را می‌توان از میانه حدس زد، اما همین سادگی ممکن است برای آنهایی که به دنبال یک سرگرمی کوتاه و بی‌دردسر هستند، نقطهٔ قوت باشد.

فیلم مانند یک اپیزود خوش‌ساخت تلویزیونی، بدون فوت وقت وارد ماجرا می‌شود: مرگ مرموزی در سفارتخانه رخ داده و پلیس هنوز توضیحی ندارد. خیلی زود گروهی از شخصیت‌ها جمع می‌شوند:

  • یک بازیگر
  • یک روزنامه‌نگار
  • یک مترجم
  • یک منشی
  • سفیر و دخترش
  • و البته کارآگاه آماتور شهیر میراندا گرین (با بازی میشا بارتون) و سگ وفادارش، بلاندر

شهرت میراندا از پرونده جنجالی قبلی‌اش جلوتر از خودش رسیده و دعوتش به ماجرا اجتناب‌ناپذیر است. با پیدا شدن جسد منشی سفیر، ساعت معکوس شروع می‌شود و میراندا باید هرچه سریع‌تر راز این قتل را برملا کند — رازی که با هر سرنخ تازه، گسترده‌تر و عجیب‌تر می‌شود.

شیمک آشکارا تحت‌تأثیر آگاتا کریستی است؛ تا جایی که میراندا در اولین فیلم مجموعه (An Invitation to a Murder) خودش یک خواننده پروپاقرص آثار کریستی و سایر نویسندگان پلیسی بوده، آماده برای ورود به دنیای حل معما. مانند هرکول پوآرو، مرگ و مشکل همیشه او را دنبال می‌کنند و به ماجرایی تازه می‌کشانند.

اما این فیلم برخلاف مجموعه‌هایی چون Knives Out تلاش ندارد هم‌زمان جنبه اجتماعی یا سیاسی روز را برجسته کند؛ بیشتر حال و هوایی شبیه به Clue دارد، با لحن خاص و غافلگیری‌هایی که در حد بازی سرگرم‌کننده باقی می‌مانند. فضای دوره ۱۹۳۰، ماجراجویی‌های دور از واقعیت و سبک کارآگاهی، همه برای ایجاد حس فرار از روزمرگی و لذت بردن از معماهای کلاسیک استفاده شده‌اند.

مارک برنان، نویسنده فیلم، سرشار از شور برای افزودن پیچش‌ها و غافلگیری‌های پی‌درپی است، اما مشکل اینجاست که بیشتر این پیچش‌ها از طریق سرنخ‌هایی بیش از حد آشکار حل می‌شوند. نمونه بارز، صحنه‌ای است که یک نسخه از «نبرد من» به‌عنوان مدرک شناسایی یک جاسوس نازی عمل می‌کند؛ راه‌حلی ساده و نه چندان ظریف.

دیالوگ‌ها معمولاً کوتاه، مستقیم و فاقد ظرافت ادبی هستند؛ نه خبری از نثر پرجزئیات و هوشمندانه کریستی، و نه از ضرب‌آهنگ پرتنش نویسندگان پلیسی کلاسیک مانند آرتور کانن دویل. از سوی دیگر، داستان بیش از اندازه با موضوعات سیاسی بین‌المللی، مخالفت‌های محلی با استعمار بریتانیا و حتی خاندان سلطنتی مصر پر شده است؛ همین «بار بیش از حد» مانع تجمیع دقیق لایه‌های معمایی با زمینه‌های دراماتیک می‌شود.

میراندا که بارتون نقش او را ایفا می‌کند، نمایی از یک کارآگاه صریح و بی‌پرده است که به دشمن ساختن اهمیت نمی‌دهد؛ اما در عمل، اجرا نسبتاً آرام و بی‌تنش است. حتی در صحنه‌هایی که باید خطر کند، گاهی حضور نگهبان سفارت برای محافظت از او لازم می‌شود.

کاراکتر میراندا فاقد وزن نمایشی شخصیت‌هایی مانند بنوآ بلانک (Knives Outپوآرو یا شرلوک هولمز است و حتی جسارت جسیکا فلچر (Murder, She Wrote) را ندارد. برای کسانی که طرفدار سری قبلی ماجراهای او نیستند، این فیلم بعید است علاقهٔ تازه‌ای ایجاد کند.

اگر An Invitation to a Murder را برداشت سبک و سرگرم‌کننده‌ای از «مردی با نیشخند شیشه‌ای» یا «قتل در قطار سریع‌السیر شرق» بدانیم، قتل در سفارت بیشتر به اقتباس ساده‌شده‌ای از «قتل در نیل» شباهت دارد؛ با حفظ حس سرگرمی اما کمبود عمق و پیچیدگی در معما.

در مجموع، «قتل در سفارت» یک معمای سبک، سریع و ساده است که بیش‌تر برای بینندگانی که به دنبال داستانی سرراست با حس کلاسیک و بدون چالش‌های پیچیده هستند، جواب می‌دهد. مانند رمانی که در پرواز می‌خوانید و تا نشستن هواپیما تمامش می‌کنید، این فیلم هم به‌سرعت پیش می‌رود و پایانش چیزی نیست که شما را غافلگیر کند، اما شاید همین پیش‌بینی‌پذیری بخشی از لذت آن باشد.

جمع بندی

امتیاز - ۶٫۸

۶٫۸

متوسط

امتیاز کاربران: ۰٫۲ ( ۱ رای)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا