قسمت ۳۶ Taşacak Bu Deniz این دریا طغیان خواهد کرد

قسمت ۳۶ Taşacak Bu Deniz این دریا طغیان خواهد کرد، مجموعهای با سناریو دریای سیاه و ستارگانی محبوب و موفق ترکیه همچون دنیز بایسال …
قسمت ۳۶ Taşacak Bu Deniz این دریا طغیان خواهد کرد که تیزر آن را می توانید از این لینک به طور کامل مشاهده نمایید ، جمعه ۸ آبان ۱۴۰۵ ساعت ۲۰ به وقت محلی از تیآرتی پخش خواهد شد؛ النی تصمیمش را میگیرد و در ازای زندان نرفتن، اسمه، شریف را از زندان آزاد خواهد کرد. اما اسمه اصلاً نمیتواند بهراحتی با این تصمیم کنار بیاید و دچار ضربه روحی بزرگی میشود. از نظر او شریف نهلایق مردن است و نه زندگی کردن؛ او فقط باید در زندان بپوسد. اما خب، آنها چارهی دیگری نداشتند. ایسو یک قدم دیگر به سوی فادیمه برمیدارد و عشقش را به او ابراز میکند. جنگیز هم حرفی به النی میزند که او را تکان میدهد. ایوپهان متوجه میشود که اوروج غیبش زده است. عادل شک میکند که تیمور او را دزدیده باشد. همه دربهدر همهجا به دنبال اوروچ میگردند، اما هیچ اثری از او نیست. آیا اوروج مرده است؟
هفته ای که گذشت سریال اول شد. ( بررسی ریتینگ روزانه )
اما آنچه در قسمت قبلی ( ۳۵ ) شاهد آن بودیم …
اسمه با فهمیدن اینکه پولی که در ازای فروختن دخترش دریافت شده، خرج شده است، بهشدت شوکه میشود. او تصمیم میگیرد دیگر در برابر شریف سر فرود نیاورد و برای ایستادگی مقابل او آماده شود. اسمه قسم میخورد حتی اگر قرار باشد با لباس عروسی وارد زندان شود، در همان عروسی و در کنار عادل رقص و پایکوبی کند.
با این حال، آسیب و بحرانی که اسمه از سر گذرانده، لحظهای رهایش نمیکند. عادل مدتها برای پایان دادن به خونخواهی تلاش کرده است، اما درد و رنج عمیق همسرش و احتمال زندانی شدن او با لباس عروسی، دیگر آخرین قطره صبر عادل است. او فرمان قتل شریف را صادر میکند.
در سوی دیگر، پانسیون ویرانشده به دست اعضای خانواده به خانهای حلال و امن تبدیل میشود؛ اما النی از زمانی که از یونان آمده، تحت تأثیر اتفاقاتی که پشت سر گذاشته، بهتدریج از هم فرو میپاشد. بازگو کردن دردهای النی باعث میشود این خانواده نوپا شبی را تجربه کند که در آن، هم از شدت اتفاقات تکان میخورند و هم بیش از همیشه به یکدیگر پناه میبرند.
کوچاریها که بهدلیل حملات وولکوف در آستانه ورشکستگی قرار گرفتهاند، با ایدهای که ایسو پیدا میکند، فرصت نجات پیدا میکنند. ایسا و فادیمه برای عملی کردن این ایده در کنار یکدیگر تلاش میکنند. از سوی دیگر، جنگیز، پسر وولکوف، که خود را عامل اشکهای بسیاری میداند، تصمیمی غیرمنتظره میگیرد و میخواهد برای جبران گذشته قدمی بردارد.
سرانجام شبی که عادل و اسمه سالها در انتظارش بودهاند، از راه میرسد. مراسم عروسی آنها به نمایشی قدرتمند در برابر دشمنان تبدیل میشود و این دو دلداده، این بار با شادی و عشقشان به مقابله با دشمنان میروند. اما درست زمانی که عادل و اسمه به رؤیای خود نزدیک میشوند، اوروچ در مرز باریک میان مرگ و زندگی قرار دارد.









