قسمت ۴۸ سریال Sahipsizler بی صاحبان (بیکسان)

قسمت ۴۸ سریال Sahipsizler بی صاحبان (بیکسان) که با نامهای بیخانمانها و یتیمها نیز معرفی شده، ستارگانی چون هازال سوباشی و رها اوزجان را در درامی متفاوت گردهم میآورد …
قسمت ۴۸ سریال بیکسان (بی صاحبان) Sahipsizler که تیزر آن را می توان از این لینک تماشا کرد ، چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۲۰ به وقت محلی از استار پخش خواهد شد … ؛ عزیزه که دیگر تحمل گرفتار شدن در چارچوب سخت و سنگین رسوم طایفهای را ندارد، با عصبانیت خشم انباشتهشدهاش را در خانه آلاطها بروز میدهد. دوران اما در شرایطی قرار گرفته که ناچار است فعلاً از خانواده خود دفاع کند و حتی به عزیزه میگوید اگر نمیتواند کنار بیاید، میتواند برود. عزیزه نیز تصمیم میگیرد همراه یاووز آنجارا را ترک کند. یاووز پیشنهادی برای نجات فرزند عزیزه و دوران مطرح میکند که ذهن عزیزه را بههم میریزد و او را در دوراهی سختی قرار میدهد. از سوی دیگر فشارهای پروین خانم هر روز بیشتر بر دوش عزیزه سنگینی میکند و حتی ملیس را برای هازار خواستگاری میکند. در نهایت، عزیزه که کاملاً درمانده و پریشان شده، به دوران پیشنهاد میدهد برای سلامت و صلاح فرزندشان از هم جدا شوند.
می توانید تیزر اول قسمت ۴۸ را از این لینک تماشا کنید
بی صاحبان در جایگاه نهم قرار گرفت ( بررسی ریتینگ روزانه )
اما آنچه در قسمت قبلی ( چهل و هفتم ) شاهدش بودیم …
کشتن توفان توسط دوران برای محافظت از خانوادهاش، فتیله خونخواهیای را که سالها خفته بود، روشن میکند. وهاب آلاز که میخواهد پسرش را زنده نگه دارد، قراردادی غیرقابل بازگشت و غیرمنتظره امضا میکند: اولین دختری که از دوران به دنیا بیاید، باید با پسر حیدر نامزد شود و این بلهبرون از همان گهواره انجام خواهد شد.
عزیزه در خانه با مراسم «بیبی شاور» به سبک ماردین که پروین ترتیب داده و اصرارهای او برای انتخاب اسم نوزاد، مثل یک آزمون سخت روبرو میشود. یوسف وقتی متوجه میشود که دوران مخفیانه به او کمک کرده، این موضوع را به غرورش نمیگیرد و برای اثبات اینکه به کسی نیاز ندارد، وارد مسیری خطرناک میشود.
در محله، نجلا به خاطر بدهیهایش مجبور به بستن مغازهاش میشود؛ در همین حال هشمت که تحریم شده، برای جبران همه چیز باید از یوسف عذرخواهی کند.
وقتی دوران از این توافق وحشتناک پدرش باخبر میشود، دنیا روی سرش خراب میشود. دوران که حاضر است برای همسر و فرزند آیندهاش دنیا را به آتش بکشد، با پدرش رو در رو میشود؛ اما مجبور است این راز تاریک را از عزیزه پنهان نگه دارد.









