قسمت ۵۹ سریال صلاح الدین ایوبی Selahaddin Eyyubi

طرفداران سریال جذاب، موفق و حماسی «صلاحالدین ایوبی» (Selahaddin Eyyubi)، اگر در انتظار قسمت پنجاه و نهم هستید، با ما همراه باشید!
این سریال باوجود نوسانات زیاد ریتینگ اما به عنوان یکی از تولیدات حماسی فصل جاری توجهات زیادی را به خود جلب کرد و در منظقه خاورمیانه نیز استقبال زیادی از آن شد. با این حالت شرایط ریتینگ در هفتههای پایانی، آنطور که باید دلگرمکننده نبود، از سوی دیگر روند داستان و سناریو اولیه جای پیشرفت چندانی نداشت و هدف نهایی با فتح بزرگ صلاح الدین به پایان میرسید. در نتیجه شبکه پخش و تهیهکنندگان این سریال را تمدید نکردند.
در نتیجه قسمت پنجاه و هشتم فینال نهایی این سریال بود. و قسمت دیگری در کار نخواهد بود. البته منظور ما نسخه دو ساعته و اورجینال سریال است. با این حال سریالهایی چون «سلطان فتوحات» و «قیام عثمان» به عنوان جایگزینهای در حال پخش برای یک فصل دیگر تمدید شدند. معمولاً با نزدیک شدن به خرداد، شاهد پایان فصلی یا نهایی سریالها هستیم. برای اطلاع از بهروزرسانیها و آخرین تحولات، حتماً مارو دنبال کنید.
اما انچه در قسمت آخر «Selahaddin Eyyubi» (صلاحالدین ایوبی) شاهد آن بودیم :

سایهها بر قدس عمیقتر میشود و زبان درگیریها دیگر تنها شمشیر نیست. جمله «برخی آتشها خاموش نمیشوند، بلکه منتقل میشوند» آغازگر این بخش است و به فرایندی اشاره دارد که نه فقط اسلحه، بلکه اراده نیز در آن حرف میزند. اکنون زمان «سوزاندن نیست، زمان آتش زدن است!»
چاتیلون که کاروانها را مورد حمله و غارت قرار داد، دیگر نه به چشم یک شورشی، بلکه به عنوان یک قهرمان در نظر مردم بازگشته است. این بازگشت، رویدادهای بسیاری را به دنبال خواهد داشت. اکنون صلح به هم خورده است و با نزدیک شدن خشم سلطان، نگرانیها در قدس افزایش مییابد. اما بالیان مصمم به مقاومت است.

صلاحالدین طرحی برای نشان دادن تفرقه ظاهری در میان برادران خود دارد تا اتحادشان را ضعیف جلوه دهد. او میداند تنها راه محاصره، بیرون کشیدن دشمن است. نامهها نوشته شده و فرستادهها اعزام میشوند. سپاه صلاحالدین در میدان حَطّین حساب خود را با دشمن تسویه خواهد کرد و سپس به سمت قدس حرکت خواهد کرد.
برخی امیران قصد انتقام از صلیبیها را دارند و میخواهند هنگام ورود همان کاری را انجام دهند که صلیبیها کردهاند. پاسخ صلاحالدین تکاندهنده است: «اولین اسیرانی که برای انتقام خواهید کشت را با دستان خودم تقدیمتان خواهم کرد.»
سرانجام لحظهی بزرگ منتظر فرا میرسد.
در شهر دورهای آغاز میشود که امید برای صلیبیها جای خود را به تهدید و ترس میدهد. طرح صلاحالدین به یک استراتژی دقیق تبدیل شده است. آنجا دیگر فقط یک شهر نیست، بلکه عزت امت است. سرنوشت منطقه در لبه باریکی میان عدالت و خشم رقم خواهد خورد. عاشقان به دیدار سرزمینشان بسیار نزدیک شدهاند.






