برای دریافت سریع‌تر اخبار ما، سایت را در گوگل دنبال کنید

دنبال کردن ...
دسته‌بندی نشده

قسمت ۷ فصل ۲ سریال MobLand (سرزمین اوباش)

آس پیک وارد بازی می‌شود

هریگان‌ها از خانه و قدرت خود رانده شده‌اند، اما جنگ تازه در جایی آغاز می‌شود که هیچ‌کس انتظارش را ندارد؛ جایی میان خیانت، انتقام و آخرین امید برای بقا.

قسمت ششم فصل دوم، «گوشه‌ای دیگر»، پخش شد و با فرار هریگان‌ها، فروپاشی اعتماد درون خانواده و تصمیم خونین جن، یکی از پرتنش‌ترین فصل‌های سریال را رقم زد. حالا طرفداران در انتظار تماشای قسمت هفتم، «آس پیک» هستند؛ قسمتی که به نویسندگی جز باترورث و استر واتسون، جمعه ۳۰ اکتبر ۲۰۲۶ (۸ آبان ۱۴۰۵) از شبکه پارامونت پخش خواهد شد. این قسمت در بریتانیا ساعت ۸ صبح به وقت تابستانی بریتانیا منتشر می‌شود که معادل ساعت ۱۰:۳۰ صبح به وقت تهران است؛ مخاطبان آمریکایی نیز از نیمه‌شب به وقت اقیانوس آرام و ساعت ۳ بامداد به وقت شرق آمریکا به آن دسترسی خواهند داشت. برای مخاطبان ایرانی، قسمت جدید احتمالا با چند ساعت تاخیر در سایت‌ها در دسترس قرار می‌گیرد. تماشای تریلر میان‌فصل و انتظار برای ادامه این جنگ خانوادگی، حالا بیش از همیشه هیجان‌انگیز شده است.

«آس پیک»؛ وقتی بازی قدرت وارد مرحله نهایی می‌شود

هشدار اسپویل

عنوان «آس پیک» از همان ابتدا تصویری روشن از قسمت هفتم به دست می‌دهد: کارتی قدرتمند در بازی که می‌تواند سرنوشت همه بازیکنان را تغییر دهد. پس از قسمت ششم، هریگان‌ها دیگر فقط خانواده‌ای در حال فرار نیستند؛ آنها گروهی پراکنده‌اند که هر کدام راز، انگیزه و نقشه‌ای جداگانه دارند. هری تلاش می‌کند از جن محافظت کند، جن با خشم و ناامیدی راه خودش را انتخاب کرده، سرافینا به دنبال بازسازی قدرت خانواده از مسیرهای تازه است و کانراد هنوز حاضر نیست از هویت یاغی و خشن خود دست بکشد.

تریلر میان‌فصل نشان می‌دهد امپراتوری هریگان‌ها در نیمه دوم فصل دوم، بیش از هر زمان دیگری در معرض فروپاشی قرار دارد. فرانکی از یک دشمن بیرونی به تهدیدی تبدیل شده که می‌تواند همه پایه‌های قدرت خانواده را ویران کند. کت مک‌آلیستر نیز با استفاده از شبکه اطلاعاتی و نیروهایش، پناهگاه‌های امن هریگان‌ها را یکی پس از دیگری شناسایی کرده است. در چنین شرایطی، حتی فرار به اسپانیا یا مراکش یا هرجای دیگری هم نمی‌تواند امنیت واقعی ایجاد کند.

احتمالا قسمت هفتم از پیامدهای تصمیم جن آغاز خواهد شد. او دیگر فقط قربانی بازی فرانکی و دانی نیست؛ با شلیک به دانی، نخستین گام را برای بازپس‌گیری کنترل زندگی‌اش برداشته است. اما قتل دانی ممکن است جن را به هدف تازه‌ای تبدیل کند. فرانکی پیش‌تر قصد داشت دانی را برای رسیدن به هری برباید و شکنجه کند؛ حالا با مرگ او، مسیر انتقام می‌تواند مستقیما به سمت جن یا هریگان‌ها منحرف شود.

از سوی دیگر، اتحاد پیشنهادی سرافینا با چارلتون گیبر می‌تواند در «آس پیک» جدی‌تر دنبال شود. پیشنهاد کنترل منطقه آزاد جبل‌علی در دبی و استفاده از مجوزهای پیک دیپلماتیک، فرصتی بزرگ برای بازسازی امپراتوری هریگان‌هاست؛ اما رد کردن این پیشنهاد از سوی کانراد نشان داد که او هنوز میان بقای واقعی و غرور شخصی تفاوتی قائل نیست. استعاره شطرنج سرافینا، که شاه فقط یک خانه جابه‌جا می‌شود، احتمالا در ادامه فصل اهمیت بیشتری پیدا می‌کند: هریگان‌ها شاید مجبور شوند برای زنده ماندن، جایگاه و هویت قبلی خود را کنار بگذارند.

نیمه دوم فصل دوم احتمالا بیش از هر چیز درباره فروپاشی وفاداری‌هاست. رونان بنت در جهان جنایی خود معمولا شخصیت‌ها را در موقعیتی قرار می‌دهد که انتخاب درست وجود ندارد و هر تصمیم، هزینه‌ای سنگین به همراه دارد. جز باترورث نیز با دیالوگ‌های تند، تلخ و چندلایه، روابط خانوادگی را به میدان نبردی روانی تبدیل می‌کند. در کنار آن، نگاه سریال به خشونت، ریتم و طنز سیاه باعث می‌شود هر گفت‌وگو بتواند ناگهان به تهدیدی مرگبار تبدیل شود. حالا «آس پیک» می‌تواند همان کارتی باشد که یک اتحاد تازه را شکل می‌دهد یا آخرین رشته‌های باقی‌مانده میان هریگان‌ها را پاره می‌کند.

از اسپانیا تا آشپزخانه جن؛ مرور قسمت ششم «گوشه‌ای دیگر»

هشدار اسپویل: در ادامه داستان قسمت ششم با جزئیات روایت می‌شود.

قسمت ششم، «گوشه‌ای دیگر»، با فرار هریگان‌ها از بریتانیا آغاز می‌شود. آنها با یک جت خصوصی کشور را ترک می‌کنند و به مالیورکا در اسپانیا می‌روند؛ جایی که سرافینا پیشنهاد می‌کند برای مدتی در املاک مادرش، پریانکا گیبر، پناه بگیرند. این فرار، نخستین نشانه روشن شکست خانواده است. هریگان‌ها دیگر در مرکز قدرت خود نیستند و حتی برای زنده ماندن باید به روابطی قدیمی و پیچیده تکیه کنند.

در همین زمان، فرانکی وارد خانه کانراد می‌شود و سگ‌های او را با مسلسل یوزی می‌کشد. این صحنه در ظاهر اقدامی ساده و حتی عجیب است، اما از نظر روانی اهمیت زیادی دارد. فرانکی فقط به دارایی یا افراد کانراد حمله نمی‌کند؛ او می‌خواهد نشان دهد هیچ چیز از گذشته و قلمرو کانراد از دسترسش خارج نیست. جمله کوتاه او پس از این اقدام، یعنی «لذت‌های ساده»، نمونه‌ای از طنز سیاه و بیمارگونه‌ای است که شخصیت فرانکی را از دیگر دشمنان هریگان‌ها جدا می‌کند.

تترسال نیز در این قسمت وجه تازه‌ای از شخصیت خود را آشکار می‌کند. او اعتراف می‌کند که تنها در کنار مجرمان دیوانه احساس زنده بودن دارد. رابطه او با فرانکی، ترکیبی آزاردهنده از ترس، شیفتگی و وابستگی است؛ نوعی کشش روانی که با دیالوگ‌های تند و رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی فرانکی، به یکی از عجیب‌ترین خطوط فرعی فصل تبدیل شده است. فرانکی حتی وعده می‌دهد که تترسال در زمان شکنجه و مرگ جن حضور داشته باشد؛ وعده‌ای که نشان می‌دهد او می‌خواهد خشونت را به نوعی نمایش شخصی تبدیل کند.

در اسپانیا، ادی با غرور ادعا می‌کند که مدوسا را کشته است. او تلاش می‌کند ماجرای ایرلند را مانند یک پیروزی بزرگ تعریف کند، اما میو خیلی زود متوجه دروغ او می‌شود. ادی می‌گوید نام میو را برای مدوسا فاش کرده و باعث ترس او شده است؛ اما میو می‌داند که مدوسا هرگز او را ندیده و حتی نامش را هم نمی‌شناخته است. حقیقت تلخ این است که ماموریت ایرلند از ابتدا فقط یک آزمون بوده. میو می‌خواست بفهمد آیا ادی توان تبدیل شدن به یک هریگان واقعی را دارد یا نه، و حالا می‌داند که او در این آزمون شکست خورده است.

هری در واکنش به این ماجرا، صریح‌ترین هشدار خود را به میو می‌دهد. او می‌گوید برای نخستین بار مرزی را پیدا کرده که حاضر نیست از آن عبور کند؛ میو آگاهانه جان جینا را به خطر انداخته و اگر دوباره چنین کاری کند، هری او را خواهد کشت. این لحظه یکی از مهم‌ترین رویارویی‌های فصل است، زیرا هری برای نخستین بار رابطه خود با خانواده هریگان را به‌طور مستقیم در برابر پدر بودنش قرار می‌دهد. او هنوز کارچاق‌کن و محافظ خانواده است، اما دیگر حاضر نیست برای حفظ امپراتوری آنها، جان دخترش را قربانی کند.

سرافینا در ادامه تلاش می‌کند راهی تازه برای نجات خانواده پیدا کند. او پیشنهاد می‌دهد کانراد با چارلتون گیبر، ناپدری میلیاردرش، متحد شود. این پیشنهاد شامل استفاده از منطقه آزاد جبل‌علی در دبی و مجوزهای پیک دیپلماتیک بروکسل است؛ مسیری که می‌تواند انتقال محموله‌ها را از نظارت و بازرسی معمول دور کند و به هریگان‌ها فرصت دهد امپراتوری خود را از نو بسازند.

اما کانراد پیشنهاد را رد می‌کند. او نمی‌خواهد خانواده‌اش از یک امپراتوری جنایی به ساختاری ظاهرا قانونی و بین‌المللی تبدیل شود. جمله او که «ما یاغی به دنیا آمده‌ایم و یاغی خواهیم مرد»، چکیده تمام شخصیت اوست؛ مردی که حتی در آستانه نابودی، حاضر نیست از تصویری که از خودش ساخته عقب‌نشینی کند. این تصمیم از یک سو حماسی و وفادارانه به نظر می‌رسد، اما از سوی دیگر نشان می‌دهد کانراد شاید دیگر توان دیدن واقعیت را ندارد. سرافینا به آینده فکر می‌کند، اما کانراد همچنان در گذشته زندگی می‌کند.

مهم‌ترین خط داستانی قسمت، به جن مربوط می‌شود. جن که بالاخره فهمیده رابطه‌اش با دانی بخشی از نقشه‌ای بزرگ‌تر بوده، در تماس تصویری با هری اسلحه‌ای روی شقیقه‌اش می‌گذارد و تهدید می‌کند اگر هری یا افرادش دوباره با او تماس بگیرند، خودش را می‌کشد. این صحنه نشان می‌دهد فشار روانی جن به نقطه فروپاشی رسیده است. او نه فقط از دانی، بلکه از هری و تمام جهان جنایتکارانه‌ای که زندگی‌اش را احاطه کرده، خشمگین است.

دانی برای دیدن جن به محل قرار می‌رود، اما جن هرگز سر قرار حاضر نمی‌شود. در عوض، او دانی را تا خانه‌اش دنبال می‌کند و با اسلحه هری وارد آشپزخانه می‌شود. جمله کوتاه و خشمگین جن، پیش از شلیک به گردن دانی، پایان رابطه‌ای است که از ابتدا بر دروغ و سوءاستفاده بنا شده بود. مرگ دانی هم از نظر داستانی و هم از نظر احساسی، کاملا برآمده از مسیر شخصیت جن است. جوآن فروگت در این صحنه، خشم، ترس و رهایی را هم‌زمان به نمایش می‌گذارد و به همین دلیل، جن را به یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های قسمت تبدیل می‌کند.

در سوی دیگر، هری و جینا سرانجام به نقطه‌ای از آشتی می‌رسند. هری تصمیم می‌گیرد درباره زندگی جنایتکارانه‌اش با دخترش صادق‌تر باشد و جینا هم برای نخستین بار فرصت پیدا می‌کند پدرش را نه فقط به عنوان مردی خشن، بلکه به عنوان انسانی گرفتار در مجموعه‌ای از انتخاب‌های دشوار ببیند. موسیقی کلینت منسل در این بخش، فضای احساسی صحنه را تقویت می‌کند و نشان می‌دهد سریال حتی در میان خشونت و خیانت، هنوز برای روابط خانوادگی اهمیت قائل است.

قسمت ششم نسبت به چند اپیزود قبلی آرام‌تر است و انفجار یا حمله‌ای بزرگ در مرکز آن قرار ندارد؛ اما همین کاهش نسبی سرعت به سریال اجازه می‌دهد پیامدهای بحران را بررسی کند. «گوشه‌ای دیگر» درباره آدم‌هایی است که پس از یک جنگ، تازه متوجه هزینه واقعی تصمیم‌هایشان می‌شوند. داستان از کشتار و تعقیب فاصله می‌گیرد تا به فروپاشی روانی جن، بحران هویت ادی، غرور خطرناک کانراد و نقش محافظتی هری نزدیک شود.

از نظر فنی، نقطه قوت قسمت در کیفیت بازی‌ها و دیالوگ‌هاست. جوآن فروگت در نقش جن، آنسون بون در نقش ادی و تام هاردی در صحنه‌های مشترک با جینا، بار احساسی اپیزود را بر دوش می‌کشند. پیرس برازنان نیز همچنان کانراد را به شکلی بازی می‌کند که حتی غرور و خشونتش، نشانه‌ای از ترس عمیق او از بی‌قدرت شدن به نظر می‌رسد. در این میان، نوشته‌های جز باترورث و استر واتسون، میان طنز سیاه، تهدید و لحظه‌های احساسی تعادل قابل توجهی برقرار می‌کند.

قسمت ششم با امتیاز ۸.۳ از ۱۰، یکی از بهترین اپیزودهای فصل دوم از نظر شخصیت‌پردازی است. اگر قسمت پنجم با حمله به کاتس‌وولدز و نجات ادی و جینا بر اکشن تکیه داشت، «گوشه‌ای دیگر» نشان می‌دهد که پس از پایان تیراندازی، زخم‌های واقعی تازه خودشان را نشان می‌دهند. مرگ دانی، هشدار هری به میو و رد پیشنهاد چارلتون از سوی کنراد، سه تصمیمی هستند که می‌توانند مسیر نیمه دوم فصل را به‌طور کامل تغییر دهند.

نگاهی به «سرزمین اوباش» تا اینجا

فصل دوم «سرزمین اوباش» تاکنون با امتیازهای ۸.۲، ۸.۱، ۸.۴، ۸.۱، ۸.۲ و ۸.۳ از ۱۰، روندی باثبات و تحسین‌برانگیز داشته است. سریال از رقابت ساده برای کنترل امپراتوری نورث لندن عبور کرده و اکنون به داستان خانواده‌ای تبدیل شده که دشمن اصلی‌اش فقط فرانکی، کت یا پلیس نیست؛ بلکه شکاف‌های درونی، غرور، خیانت و ترس از دست دادن قدرت است. رونان بنت، جز باترورث و گای ریچی جهانی ساخته‌اند که در آن خشونت همیشه با پیامد همراه است و هیچ اتحاد موقتی دوام زیادی ندارد. تایید فصل سوم نیز نشان می‌دهد این جنگ هنوز پایان نیافته، اما پیش از رسیدن به آن، پنج قسمت باقی‌مانده فصل دوم می‌توانند برای هریگان‌ها بسیار خونین باشند؛ زیرا وقتی بازی قدرت به «آس پیک» می‌رسد، معمولا یک نفر برنده نمی‌شود، بلکه دیگران فقط دیرتر سقوط می‌کنند.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا