كارگردان «متری شيش و نيم» چقدر بالا میپرد؟


يك منتقد سينما با مروري بر حضور فيلمهايي از عباس كيارستمي، اصغر فرهادي و همچنين امير نادري در سطح جهاني، اين پرسش را مطرح كرده است كه آيا سعيد روستايي، كارگردان «ابد و يك روز» و «متري شيش و نيم» ميتواند پديده جديدي در اين عرصه باشد؟
به گزارش آفتاب، محمد حقيقت – منتقد، روزنامهنگار و كارگردان – در يادداشتي كه در اختيار سينما سينما قرار داده، نوشته است: سینمای ایران بعد ازمطرح شدن عباس کیارستمی که در جهان به پدیده فیلمسازی «مولف واندیشمند» از ۱۹۹۰ به این سو مطرح شد، و با به دست آوردن نخل طلا ( طعم گیلاس – ۱۹۹۷) به اوج رسید، با حضور اصغر فرهادی (درباره الی ۲۰۰۶ و به ویژه جدائی نادر از سیمین ۲۰۱۱) پدیده دیگری را به جهان معرفی کرد که جدا از جلب توجه منتقدین، و جشنوارهها، توانست جمعیت گسترده تماشاگران را هم به سالنهای سینما در غرب بکشاند ( جدائی… فقط در فرانسه بیش از یک میلیون تماشاگر را به سینماها کشانید!) و این چیزی بود که سینمای ایران کم داشت.
اگرچه درخت تناور سینمای بعد از انقلاب، از سال ۱۹۸۵ با دونده امیر نادری راه خوبی درغرب باز کرد و سینماگران شاخصی هم از آن به بعد به جشنوارهها معرفی شدند که افراد با اهمیت آن از ۱۰ نفر هم تجاوز کرده است، اما هنوز هیچکدام به پدیدههای عباس کیارستمی و اصغر فرهادی تبدیل نشدهاند. آیا سعید روستايی می تواند پدیده جدید بشود؟
این کارگردان جوان ۳۰ ساله بسیار وقت در پیش رو خواهد داشت که بتواند راه ترقی را به خوبی طی کند و دیگر اینکه استیل سینمای فراگیر و تاثیرگذار را خوب میشناسد و به دنبال ساخت آثار تجربی – هنری که فقط ویژه سختپسندان و نخبهگراها باشد هم نمیرود. یادآوری باید کرد که فیلمهای هنری و نخبهگرای ایرانی که طی حداقل ۲۰ سال اخیر در غرب جواب میداد، حالا بیش از پیش با دردسر پیداکردن پخش کننده در کشورهای خارجی، روبهرو شده و حتی این آثار برای راهیابی به بسیاری از جشنوارههای هنری نیز به مشکل برخورد کردهاند.
روستايی با توجه به استعداد بسیاری خوبی که از نظرسناریونویسی، میزانس و هدایت بازیگران در اولین فیلم بلندش، ابد و یک روز، از خود بروز داد، توقعها را خیلی بالا برد، طوری که دوستمان علی معلم که او را در جشنواره کن دیده بودم، ادعا داشت: «جشنواره کن با انتخاب نکردن (ابد و یک روز) این شاهکار را از دست داد.» به او گفتم گفتم : «البته که این فیلم خوبی است و سعید روستايی را مسلط بر کارش نشان میدهد، اما بنا به اصطلاحی که کمیته انتخاب جشنوارهها و پخشکنندهها بهکار میبرند، این فیلم یک اثر بومی به حساب میآید که برای کشور خودش خوب است، و برد خارجی نخواهد داشت.»
«ابد و یک روز» برای خارج از کشور، بهدلیل بیش ازحد پردیالوگ بودن از یک طرف، و فرم ساختاری کارش (میزانسی تئاتری، در فضای بسته و تمرکز روی مشکلات محلی) کمتر قابل درک برای تماشاگر غربی است و آنها نمیتوانند با فیلم ارتباط خوبی برقرار کنند. باید یادآور شد که وقتی یک فیلم خارجی زبان بسیار پرحرف باشد و شخصیتها هم تند تند صحبت کنند، زیرنویس کردن دیالوگها مشکلآفرین است و چشم تماشاگر وقت نخواهد کرد، همه دیالوگها را دنبال کند، از طرفی بهدلیل تکنیک زیرنویس کردن، امکان ندارد بتوان همه دیالوگها را در زیرنویس جا داد. لذا این مشکل، به ضرر فهمیده شدن فیلمهای خارجی در کشور دیگر تمام میشود. (این تجربه را ما سالهاست در فرانسه هنگام زیرنویس کردن داشتهایم). نتیجه اینکه اثر سعید روستايی به بسیاری از جشنوارهها و پخشکنندهها پیشنهاد شده بود، اما نتیجه مطلوب به دست نیامد. البته درجشنواره ژنو – سوئیس، بهترین فیلم شناخته شد و ۱۰هزار فرانک نیز جایزه برد.
حالا که سعید روستايی موفق شده با دومین اثر خود «متری شيش ونیم» به جشنواره معتبر ونیز ۲۰۱۹، قسمت اریزونتی (افقها) راه یابد، نشان داده که کارگردانش با «متری شيش و نیم» چند متر بالاتر پریده، بسیار پختهتر شده و از سويی، فرم کار و مهارتش منطبق با بدنه سینمای غرب شده است. با این حساب میتوان پیشبینی کرد که این اثر به موفقیتهای جالب توجهی دست پیدا خواهد کرد. کارگردان خودآگاه یا ناخودآگاه، این نکات را در «متری شيش و نیم» به خوبی رعایت کرده است. کشش دراماتیکی و میزانسن سینمائی جذاب، تنوع لوکیشنهای چشمگیر و … در فیلم خلق کرده، که تماشاگران و حتی منتقدین را با خود همراه میکند و بیدلیل نیست که از موقع به پرده آمدنش در ایران تا کنون بیش از دومیلیون و ۲۹۰ هزار تماشاگر داشته که فروش آن از ۲۷ میلیارد تومان هم گذشته است.
در خارج، کمپانی پخش فیلم وایلد بانچ، برای فرانسه این فیلم را خریده و قرار است در این کشور آن را پخش کند که به احتمال قوی میتواند با استقبال خوبی روبهرو شود. البته با دوبار دیدن این فیلم که ۲ ساعت ۱۳ دقیقه، طول میکشد تصور من بر این است که میشود تاحدی اضافههایی را که تکراری دارد، کم کرد و آن را به زیر دو ساعت رسانید. این نکته برای سینماداران در غرب نیز اهمیت دارد که مدت زمان یک فیلم زیر ۱۲۰ دقیقه باشد تا بتوانند در روز پنج سانس آن را برنامهریزی کنند.
البته فیلمهای طولانیمدت کارگردانان شناختهشده کمتر با این مسئله از سوی سینماداران در غرب روبهرو میشوند و پیش آمده است که گاه با مدت زمان بیش از دو ساعت هم اکران شدهاند.
حدس ما این است که سعید روستايی نسبت به دیگر فیلمسازان در حال حاضر شانس و پتانسیل بالايی برای مطرح شدن در عرصه بینالمللی دارد. او جدا از استعداد و شناخت سینمايي در عین حال، در برخی موارد با جرأت هم هست. اگر به همین شکل پیش برود احتمال زیاد دارد که بهزودی پا به جای اصغر فرهادی ۴۷ ساله بگذارد و با چند فیلم آیندهاش تبدیل به پدیدهای بشود. به شرطی که مشاوران کارکشتهای وی را یاری کنند.
آیا «متری شیش ونیم» شانسی برای اسکار دارد؟
حرفهایهای سینما و اهل فن در جریان هستند که عوامل گوناگون باید دست به دست هم بدهند، تا راه برای نامزد شدن یک فیلم خارجی زبان، برای اسکار هموار شود. داشتن یک پخشکننده مهم در آمریکا، از یک سو و مطرح شدن و بویژه جایزه بردن فیلم طی سال جاری در جشنوارههای مهم مثل کن، ونیز، برلین، تورنتو و … نیز میتواند کمک خوبی به فیلم کند. البته باید یادمان باشد که در سالهای اخیر سینمای ایران دوبار با فیلمهای اصغر فرهادی موفق به دریافت اسکار شده است و بر افتخارات سینمای ایران افزوده است. اینکه در این فاصله کوتاه از آخرین فیلم ایرانی که اسکار گرفته، تا سال ۲۰۲۰ چه حد ایران شانس بردن اسکار دارد، خود مسئلهای است و اینکه آیا کمیته انتخاب ایرانی برای ارائه فیلمی از ایران «متری شیش و نیم» را انتخاب خواهند کرد، مسئله دیگری است؟ اما از سوی دیگر با توجه به اینکه دولت آمریکا و درصدر آن رئیس جمهورش، دونالد ترامپ، تا این اندازه وقیحانه به ایران بیاحترامی کرده (قانون منع ورود ایرانیان به آمریکا) و همچنین با تحریمهای پیدرپی، مردم ایران را سخت در تنگنای اقتصادی هم گذاشته، سئوال پیش میآید که چرا باید برای رفتن به اسکار، ارزشی قائل شد؟ بعضیها خواهند گفت دولت آمریکا و برپاکنندگان اسکار ربطی به هم ندارند و ما باید از این تریبون استفاده کنیم! تا نظر شما چه باشد؟





