«مارتی معظم»؛ پینگپنگ، جاهطلبی و پرترهای جنونآمیز از رویای آمریکایی
نقد و بررسی فیلم «Marty Supreme» (مارتی معظم)

فیلم «Marty Supreme» (مارتی معظم) تازهترین اثر جاش سفدی – محصول مشترک A24 و Central Pictures – ادعای بزرگی دارد: روایتی نفسگیر و چندلایه از یک ضدقهرمان که همزمان میخواهد خورشید باشد و در مسیرش هر چیزی را بسوزاند. این اثر جنونآمیز، که بهوضوح برای تیموتی شالامی نوشته شده، ترکیبی است از درام ورزشی، کمدی سیاه، پرتره یک شخصیت بزرگنماییشده و نقدی صریح از فرهنگ جاهطلبی آمریکایی.
سفدی، این بار بدون برادرش بنی، اثری خلق کرده که همان ضربآهنگ سراسیمه «Uncut Gems» را دارد اما هم در مقیاس تولید و هم در پرداخت شخصیتها بلندپروازانهتر است. فیلم در عین وفاداری به زبان سینمایی خاص سفدی، یک داستان ۲ ساعت و ۲۹ دقیقهای است که تماشاگر را میان خنده، اضطراب، حیرت و حتی دلسوزی معلق نگه میدارد.
داستان در سال ۱۹۵۲، در Lower East Side نیویورک میگذرد؛ جایی که مارتی ماوزر (شالامی)، جوانی ۲۳ ساله ولی با انرژی مفرط یک پسر ۱۲ ساله، زندگیاش را وقف رسیدن به لقب بهترین بازیکن پینگپنگ دنیا کرده است. مارتی در یک فروشگاه کفش خانوادگی کار میکند، اما رویاهایش بسیار بزرگتر از فروش کفش یا مدیریت مغازهای کوچک است.
از همان ابتدا روشن است که مارتی خود را محصول گذر یهودیان از نازیها میداند و این حس «مأموریت تاریخی» را به انگیزهای برای موفقیت تبدیل کرده است. رابطههای شخصی او – از رابطه ممنوعه با ریچل (اودسا آزیون)، دوست دوران کودکی و همسر مردی خشن، تا ماجرای پر حاشیه با ستاره سابق هالیوود کِی استون (گوئینت پالترو) – با همان بیپروایی و جاهطلبی پیش میروند که مسیر ورزشیاش.
مارتی برای شرکت در مسابقات جهانی لندن راهی اروپا میشود، اما شکست غافلگیرکنندهاش مقابل قهرمان ژاپنی کوتو اندو (کوتو کاواگوچی) آغاز مرحله تازهای از ماجراست: بازگشت به نیویورک با بدهی، مشکلات حلقه روابط و تلاش بیوقفه برای انتقام ورزشی و تثبیت نامش در سطح بینالمللی.

تیموتی شالامی در یکی از پرانرژیترین و پرجزئیاتترین نقشآفرینیهای حرفهاش، مارتـی را به یک نماد جاهطلبی افسارگسیخته تبدیل میکند. او ترکیبی از جذابیت، بیشرمی، سرعت ذهن و زبان، و آسیبپذیری زیرپوستی را ارائه میدهد که یادآور بازیهای آل پاچینو در دهه ۷۰ است. شالامی بیوقفه در صحنه حضور دارد، از موقعیتهای طنز تا لحظات بحرانی، و هر خط دیالوگ را با همان اطمینان ارائه میکند که یک فروشنده خبره دارد.
اودسا آزیون بهعنوان ریچل، فراتر از نقش «معشوقه، همراه یا قربانی» عمل میکند؛ او همانقدر زیرک و اهل ریسک است که مارتی، و در بسیاری لحظات او را به چالش میکشد. گوئینت پالترو نیز به کِی استون عمق میبخشد و در نقش زن ستارهای که سالهاست از نور پروژکتور دور شده، ترکیبی از شکنندگی و پرستیژ را ارائه میدهد که رابطهاش با مارتـی را واقعی و اثرگذار میکند.
بازیگران مکمل – از تایلر اوکونما (Tyler, The Creator) در نقش دوست و شریک جرایم مارتـی، تا کوین اُلیری در نقش شوهر سرمایهدار کِی – به ساخت دنیایی بزرگ و زنده کمک میکنند که پر از شخصیتهای بهیادماندنی و غیرقابل پیشبینی است.
سفدی با همکاری رونالد برونستاین (فیلمنامه) و داریوش خُنجی (فیلمبردار)، ریتمی بیامان خلق کرده که ادیتهای دقیق و صحنهآراییهای پرجزئیات را با موسیقی متن دنیل لوپاتین و انتخابهای هوشمندانه ترانههای دهه ۸۰ پیوند میدهد. استفاده غیرمتعارف از قطعات موسیقی خارج از زمان داستان (مثل آهنگهای Tears for Fears و Peter Gabriel) حس «بیجایی» شخصیت را به تماشاگر منتقل میکند و فیلم را از نظر فضاسازی شنیداری منحصربهفرد میسازد.
جک فیسک، طراح صحنه، بازآفرینی حیرتانگیز نیویورک اوایل دهه ۵۰ را ارائه داده است؛ از کوچههای تنگ و مغازههای محله یهودی تا سالنهای هتل ریتز و باشگاههای زیرزمینی پینگپنگ، همه با دقتی مستندگونه ساخته شدهاند.
نقاط قوت
- بازی درخشان شالامی که مارتی را به یکی از ضدقهرمانهای بهیادماندنی سال تبدیل میکند.
- ساختار روایی پرشتاب و صحنههای بههمپیوسته که با ریتمی بیوقفه پیش میروند.
- شخصیتهای مکمل قوی که هر کدام بخشی از مسیر مارتـی را شکل میدهند.
- ترکیب جسورانه موسیقی دهه ۸۰ با فضای دهه ۵۰ که هویت شنیداری خاصی خلق کرده است.
- طراحی صحنه و لباس دقیق که اثر را از نظر تولیدی به سطح بالایی رسانده است.
ضعفها
- طولانی بودن فیلم (حدود ۱۵۰ دقیقه) که در لحظاتی ممکن است باعث خستگی شود، هرچند ریتم آن سریع است.
- برخی خطوط فرعی داستان که با وجود شروع جذاب، به نتیجه روایی مهمی نمیرسند.
- شخصیت مارتـی با وجود کشش، ممکن است برای بخشی از مخاطبان بیش از حد خودشیفته یا بیرحم به نظر برسد و حس همذاتپنداری را کاهش دهد.
«مارتی معظم» بیش از آنکه یک فیلم ورزشی باشد، پرترهای از یک شخصیت بیامان است که برای رسیدن به رویاهایش همهچیز را قربانی میکند؛ نقدی بر فرهنگ «هر کس برای خودش» و همزمان ستایشی از شور زندگی و میل به موفقیت. جاش سافدی با هدایت یک گروه تولید کمنظیر و بهرهگیری از تیموتی شالامی در اوج آمادگی بازیگری، فیلمی ساخته که پر از انرژی، جزئیات و سکانسهای بهیادماندنی است.
این اثر، هم برای علاقهمندان آثار پرتنش سافدی و هم برای کسانی که میخواهند تصویری سینمایی از جاهطلبی بیحد و مرز ببینند، یک تجربه تماشایی است که پس از پایان، هنوز تا مدتها در ذهن باقی میماند.
جمع بندی
امتیاز - ۸٫۹
۸٫۹
خوب
«مارتی معظم» ترکیبی تماشایی از درام ورزشی، کمدی سیاه و پرترهای از جاهطلبی افسارگسیخته است؛ تیموتی شالامی در یکی از بهترین نقشآفرینیهایش، ضدقهرمانی را خلق میکند که هم میخواهید موفق شود و هم شکست بخورد.





